
چهارشنبه شب به اتفاق تعدادی دوستان برای تماشای تئاتر((کوارتت)) به تالار مولوی رفتیم.دقایقی قبل ازاجرای این نمایش موفق شدیم با خانم باران کوثری یکی از بازیگران این نمایش گپی کوتاه بزنیم که در زیر می خوانید:
* خانم کوثری ابتدا دریافت تندیس جشن خانه سینما را به شما تبریک می گوییم. در مورد این نمایش برای ما توضیح می دهید.
- با تشکر ازشما.((کوارتت)) دومین همکاری من با آقای کوهستانی پس از نمایش درمیان ابرها است. این نمایش سال۸۴ اجرا شد. درمورد کوارتت هم باید بگم که داستان این نمایش درباره ۲ خانواده است ُ دو دوست و دو برادر است که طی یکمدت داستانهایی برایشان اتفاق می افتد.
* آیا از همکاری با این گروه راضی هستید؟
- بلهُ خدا رو شکر گروه خوبی هستیم. تمامی افراد این تیم افراد با تجربه ای هستند و خیلی خوشحالم که با این گروه همکاری دارم.
* به شروع نمایش دقایقی باقی نمانده. آیا کاری برای اکران شدن دارید؟
- دو کار برای اکران آماده است که باید ببینیم چه زمانی نوبت به آنها خواهد رسید.
* خانم کوثری از اینکه در این گفتگو شرکت کردید از شما بینهایت سپاسگزارم.
نمایش ((کوارتت)) از یکشنبه هفته گذشته اجرا خود را آغاز کرده است. نویسنده این نمایش امیررضا کوهستانی و مهین صدری هستند طراح و گارگردان این نمایش هم آقای کوهستانی است.
بازیگران:آتیلاپسیانی(میهمان از گروه تئاتر بازی)-محمدحسین معجونی(میهمان از گروه تئاتر لیو)-باران کوثری و مهین صدری.
برنامه شب شیشه ای را که قطعاً دیده اید ... بهرام در یکی از شب های اجرای این برنامه ی زنده مهمان این برنامه بود . مهمانی که با حضور خودش در استدیو چه قبل از شروع برنامه و چه بعد از اتمام برنامه باعث ایجاد اتفاقات و حوادثی شد که خواندنش خالی از لطف نیست ... مصاحبه ی زیر هم ٬ مصاحبه ای است چاپ نشده از رضا رشید پور ... علت چاپ نشدن این مصاحبه هم شفاف بودن آن بود ... این مصاحبه را یکی از دوستانم با رضا رشید پور انجام داده که خواسته اسمش را ننویسم و من هم به رسم امانت داری این کار را انجام نمی دهم ... پس بخوانیم ابتدا حواشی حضور بهرام رادان و سپس قسمت هایی از گفتگو را ...
حواشی قبل از آغاز برنامه شب شیشه ای :
بهرام رادان ساعتی قبل از شروع برنامه در استدیوی " شب شیشه ای " حاضر بود اما بدلیل تلی که به موی سر خود زده بود ٬ می خواستند از پخش برنامه جلو گیری کنند که با صحبت های دایی باذل و کوتاه آمدن عمو بهرام ٬ با برداشته شدن تله بهرام رادان برنامه آغاز شد ...
گفتگو با رضا رشید پور مجری برنامه شب شیشه ای / رشید پور : بهرام رادان باید به نسبت شرایط درباره خیلی ها خیلی مهربان و آرام صحبت می کرد / با محمدرضا گلزار فامیل هستم !
شب شیشه ای را می دیدم و همیشه به برخی از اطلاعات مجری برنامه حسودی می کردم ٬ در ذهنم می گفتم (( آخه رضا رشید پور کلاس زبان خانم مریلا زارعی را از کجا پیدا کرده ؟! )) . سعی کردم خیلی ریز به برنامه شب شیشه ای نگاه کنم و اشکالاتی را از رضا رشید پور بگیرم .دوست داشتم برای یک بار هم که شده خود رضا رشید پور به جای خانم زارعی قرار بگیرد تا ببینم وقتی به او بگویند کلاس زبان فلان جا میروی چه حسی به او دست می دهد . البته در کارنامه برنامه ی شب شیشه ای چندین و چند برنامه جنجالی هم هست که خیلی مایل بودم درباره بعضی از اونها با خود رشید پور صحبت کنم . برنامه های بهرام رادان ٬ مریلا زارعی ٬ مهران مدیری ( که اصلا پخش نشد ! ) ٬ پورسرخ ٬ درویش ٬ محمدرضا گلزار و نقد امیر قادری در رابطه با برنامه رضا گلزار به نظرم تنها تعدادی از مطالبی بودند که می توانستم در چند دقیقه گفت و گو با رضا رشید پور مطرح کنم . رشید پور هم در کمال آرامش و شیشه ای بودن ( و البته به دور از خرده شیشه ای بودن ! ) جواب سوالات را داد . متن زیر حاصل سی دقیقه گفت و گوی تلفنی با رضا رشید پور مجری برنامه شب شیشه ای است .
از برنامه ی بهرام رادان شروع می کنم ٬ موافقین ؟
خواهش می کنم ٬ بفرمایید .
چرا به بهرام رادان گفتین " به شب شیشه ای ما خوش آمدید " در صورتی که به همه می گفتید " به شب شیشه ای من " خوش آمدید ؟
نمی دانم چرا گفتم " به شب شیشه ای ما " ٬ شما خیلی ریز به برنامه نگاه کردید ... البته پس از اتمام برنامه جمله من درست در آمد چون در پایان خود بهرام هم چند دقیقه ای مجری بود .
اما خیلی شانسی بود این مطلب .
در برنامه بهرام رادان از موضوع پرت می شدید در خیلی از جاهای گفت و گو ٬ یعنی سوال شما ۱ چیز بود و جواب بهرام رادان ۱ چیز دیگر ٬ رادان شما را به سمت دیگری هدایت می کرد یا اتفاقی بود از نظر شما ؟
بیبینید خوب در آمدن این برنامه به بداهه بودن اون بود ٬ بهرام بداهه جواب می داد و مانند خیلی از افراد دیگر سراغ پیش فرض های ذهنی خودش نمی رفت و روال پینگ پنگی برنامه ادامه داشت .
در حرف هاتون گفتید "به سراغ پیش فرض های ذهنی خودش نمی رفت " ٬ یعنی چی ؟
برخی از میهمانان از قبل یک سری سوالات آماده می کنند و می گویند که رشید پور این سوالات را از ما می پرسد .
یعنی سوالات را قبل از برنامه به شما میدهند که آنها را بپرسید ؟
نه . در ذهن خودشان برخی از سوالات را آماده می کنند و می گویند رشید پور شاید این سوالات را از ما بپرسد و به همین جهت بیشتر تمرکزشان روی جواب های آماده شده در ذهنشان است . اما خیلی ها مانند بهرام رادان ٬ ابراهیم حاتمی کیا ٬ مریلا زارعی ٬ رضا کیانیان و ... بدون هیچ پیش فرضی می آیند و به سوالات پاسخ میدهند . یکی از نکات مثبت این برنامه در این است که مهمان هیچ کدام از سوالات را نمی داند .
چرا به پور سرخ گفتید خیلی مثبت صحبت می کنی اما به رادان نگفتید در صورتی که بهرام رادان خیلی مثبت تر از پوریا پور سرخ صحبت کرد . بطور مثال بهرام رادان مانند انشاهای دبستان گفت : " بیایید با هم خوب باشیم ٬ هر کس کار خودش را خوب انجام بدهد و ... " اما اعتراضی از طرف شما به او نشد . چرا ؟
صحبت های بهرام خیلی جامع بود . پوریا پورسرخ در ابتدای راه ورود به سینما است اما بهرام رادان نه . بهرام رادان خیلی بیشتر از پوریا پورسرخ در تنگنا قرار دارد . بهرام رادان باید به نسبت شرایط درباره خیلی ها خیلی مهربان و آرام صحبت می کرد . من به پوریا پورسرخ گفتم چرا مثبت حرف می زنی اما قصد تخریب شخصیت او را نداشتم .
من احساس می کنم در شب بعد از حضور بهرام رادان در شب شیشه ای ٬ در خواندن پیام های کوتاه مربوط به برنامه بهرام رادان ٬ یک توهین به او شد . شخصی در پیام های کوتاه گفته بود : " من فکر می کنم بهرام رادان حداقل هشت برنامه از برنامه های شب شیشه ای را دیده بود در حالی که گفت من فقط ۲ دقیقه از برنامه شما را دیده ام " و شما هم از آن پیام کوتاه طرفداری کردید در حالی که دقیقا جمله بهرام رادان چنین بود : " من تا حالا برنامه شما را کامل ندیدم ٬ بخشی از فرمایشات آقای کیانیان را که می دیدم ایشان گفتند که ستاره ها ... " بهرام رادان گفت برنامه شمارا کامل ندیدم و نگفت که ۲ـ۳ دقیقه از برنامه را دیدم !
من هنوز هم نمی دانم که چرا به این شکل بیان کرد آقای رادان چون هم درباره برنامه خانم کوثری نظر داد و هم درباره برنامه آقای کیانیان . شاید بهرام رادان جمله اش را به این شکل که شما می گویید بیان کرده .
من پیشنهاد می کنم ۱ بار دیگر دی وی دی برنامه بهرام رادان را ببینید .
قبول دارید که پا فشاری روی برخی از جمله ها نیش و کنایه به برخی میهمانان شب های قبل بود ؟
مثلا ؟
بطور مثال خانم مریلا زارعی گفتند " آقای رشید پور نقش جایزه بگیر چیه دیگه ؟ ما نقش جایزه بگیر نداریم " اما شما در برنامه بهرام رادان با پا فشاری بر روی جمله " نقش جایزه بگیر " می خواستید ۱ طعنه به خانم زارعی زده باشید .
من به جمله " نقش جایزه بگیر " معتقدم . در تمام دنیا هم چنین هست . یک سری از جملات بود که سعی کردم شفافش کنم . سعی کردم بگم و طرف مقابل قبول کنه که نقش جایزه بگیر داریم یا ایفای نقش های متفاوت دلیل قدرت بازیگر نیست ٬ مخصوصا الان که در بین بازیگر هایی که جدید آمده اند مد شده که اگر نقش های متفاوت بازی کنند ٬ اگر نقش گدا ٬ نقش پولدار بالای شهر نشین ٬ نقش معتاد و همه و همه را بازی کنند به آنها می گویند بازیگر پر قدرت . این مورد یکی از شرط های پر قدرت شدن هست اما دلیل پر قدرت بودن نیست . آل پا چینو نگاه کردنش هم بازی کردن است ٬ پرویز پرستویی عطسه کردنش هم بازی کردن است .
معتقدین از بزرگان نباید انتقاد کرد ؟
تا بزرگیشون چقدر باشد .
مثلا از ابراهیم حاتمی کیا یا رضا کیانیان ؟
از ابراهیم حاتمی کیا نقد هم کردیم .
بله از حاتمی کیا نقد کردید اما فقط یک چیزی گفتید و آقای حاتمی کیا هم جواب دادند اما وارد مسائل ریز تر در نقد نشدید و به همان جواب سطحی حاتمی کیا راضی شدید . بطور مثال در صحبت درباره به نام پدر .
قرار نبود به ریزترین مسائل فیلم بپردازیم . ابراهیم حاتمی کیا کسی است که فیلم آژانس شیشه ای را ساخته و چندین سال بعد فیلم به نام پدر را . به نام پدر ایراداتی داشت چون ابراهیم حاتمی کیا آن را ساخته بود . اگر در تیتراژ به نام پدر به جای اسم حاتمی کیا اسم دیگری بود حتی اگر اسکار هم می گرفت جای تعجب نبود . به نام پدر در مقایسه با آژانس شیشه ای آن چیزی نبود که از حاتمی کیا انتظار می رفت .
در مورد رضا کیانیان چطور ؟
ببینید رضا کیانیان کسی است که به اندازه سن من و شما خون دل خورده تا به اینجا رسیده و ما نباید با ۱ نقد حتی اگر نقد ما درست هم باشد این همه سال زحمت و تلاش او را خراب کنیم .
حتی اگر درست باشد ؟
نقد های که باعث این اتفاق میشه نباید چاپ شود .
تا حالا دروغ گفتین در برنامه زنده تلویزیونی ؟
نه اصلا تا کنون هیچ دروغی در برنامه زنده نگفتیم ، اگر قرار باشه راست ماجرا را نگیم اصلا نمی گیم .
اما مهران مدیری به استدیوی شب شیشه ای شما آمد اما برنامه بدلیل مخالفت مدیران شبکه پخش نشد و دلیل پخش نشدن برنامه بدون اینکه اسمی از مهران مدیری به میان بیاید از زبان شما جابجایی چند ویژه برنامه که شبکه ۵ طراحی کرده بود مطرح شد . اسمش دروغه دیگه ؟
مهران مدیری به برنامه شب شیشه ای آمد اما به دلایلی برنامه پخش نشد ٬ ما فکر کردیم بجای اینکه بگیم مهران مدیری آمد و برنامه پخش نشد ٬ دلیل دیگری را اعلام کنیم تا فرصت به شایعه سازان و مطبوعات زرد برای دامن زدن به این موضوع ندهیم . من مهران را دوست دارم . مهران مدیری به این آسانی موقیعیتش را بدست نیاورده که راحت از دست بدهد .
چند شب پیش عکسی دیدم از پشت صحنه برنامه شب شیشه ای که پانته آ بهرام در استدیو خیلی عصبانی شما را نگاه می کند و شما هم با حرکت سریع دست مشغول توضیح دادن مطلبی هستید ( گویا در حال داد زدن بودید ) و چند نفر هم در حال جدا کردن شما هستند . اتفاق خاصی افتاده بود ؟
نه ٬ اتفاقا خانم پانته آ بهرام یکی از آرام ترین میهمانان برنامه شب شیشه ای بودند . عکس یکی از شکار لحظه ها توسط عکاس برنامه است .
امیر قادری و نیما حسنی نسب در رابطه با برنامه محمدرضا گلزار نقدی نوشته بودند که در روزنامه همیهن هم چاپ شد .
بله من هم خواندم .
یک قسمتی از این نقد را می خوانم نظرتون رو درباره اش بگید : بعد از تماشاي برنامه، متوجه شدم در گفت و گويي در اين سطح، اگر مجري و مهمان در موقعيت برابري قرار نداشته باشند، چه اتفاق وحشتناكي ميافتد. وقتي يك برنامه تلويزيوني، دائم خبر از حضور احتمالي يك مهمان گريز پا ميدهد، وقتي همه پس و پيش شدنها را تحمل ميكند، وقتي عوض اين كه روي قدرت و نفوذ برنامهاش حساب كند، مجبور ميشود اصرار و ابرام را براي كشاندن مهمان به برنامه انتخاب كند، وقتي بايد براي اين حضور كلي شرط بپذيرد، آن وقت ديگر اصلا گفت و گويي شكل نميگيرد. چون در برابر هر اتفاقي، ممكن است مهمان برنامه "پا شود و برود." يا اين قدر قدرت و نفوذ داريم كه مهمان، خيلي دلش بخواهد در گفت و گو با ما شركت كند يا نه، اما اگر نداريم يا مهمانمان احساس نياز و شوق براي حضور در چنين برنامهاي ندارد، آن وقت يك شوي بيرمق داريم و نه يك گفت و گو. گفت و گو هم كه ميدانيد، يكي از دوستداشتنيترين و جذابترين چيزهايي است كه ابناي بشر ميتوانند انجام دهند. از جمله گفت و گوي رضا رشيدپور با استاد عجمي خطاط، كه طبعا زير چنين فشاري شكل نگرفته بود، پس در لحظاتي ميشكفت و جذب ميكرد و ياد ميداد.
شما هم وقتی مهمانی را به خانه خود دعوت می کنید از او خواهش می کنید که به خانه ی شما بیاید و هیچ وقت به او زنگ نمی زنید که بگویید : " می خواهی بیا نمی خواهی نیا ٬ به جهنم ! " من هم برای دعوت یک مهمان به برنامه زنده تلویزیونی باید پیگیری زیاد انجام دهم اما زیاد هم اصرار نمی کنم به مهمان . برخی ها از این فرصت خوبی که در اختیارشان گذاشته می شود استفاده می کنند و برخی استفاده نمی کنند . من انتظار دارم دوستان فقط بجای اینکه به فکر نقد کردن باشند گاهی هم به چگونه شکل گرفتن برنامه فکر کنند . جذاب بودن برنامه استاد عجمی بدلیل بی ادعا بودن او بود .
قبول دارید که خیلی جاها در مقابل گلزار کوتاه می آمدید ؟
شاید در بعضی جاها بدلیل ۱ رابطه فامیلی که بین من و محمدرضا گلزار وجود دارد کوتاه آمده باشم که آن رفت و آمد های خانوادگی از بین نرود .
بلند شدن گلزار از روی صندلی برنامه ریزی شده بود ؟
بله ٬ اینکه محمدرضا گلزار از روی صندلی بلند بشود و یک شو اجرا بکند در اعتراض به ناراحت شدن برخی از مهمانان نسبت به نقد و یا تکه کلام " پا میشم میرم " از قبل برنامه ریزی شده بود .
قرار است سری جدید برنامه ساخته شود ؟
خیر ٬ همچین قراری نیست . اولین و آخرین برنامه بود .
جایی نوشته بود که قرار است سری جدید از پاییز در شبکه تهران پخش شود .
خوب شروع شد من هم میبینم .
منو رها کن از این فکر تنهایی


شما که نظر نمی دین!!!
مسعود دهنمكي گفت: نگارش اوليه فيلمنامه اخراجيهاي دو به پايان رسيده است.
ده نمكي گفت: نگارش اوليه اين فيلمنامه در آستانه هفته دفاع مقدس به پايان رسيده است و هماكنون با كمك آزادگاني كه در زمان اسارت كارهاي هنري ميكردند مشغول كار بر روي آن هستيم.
ده نمكي افزود: قصد دارم با استفاده از نظرات اين آزادگان، فيلمنامه را دوباره بازنويسي كنم تا پس از آن براي گرفتن مجوز ساخت، فيلمنامه را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارايه دهم.
ده نمكي در مورد «اخراجيها2»گفت:اين فيلم،كار سنگيني در ژانر خودش و در ادبيات بازداشتگاهي محسوب ميشود و در فيلمهاي سينمايي، تاكنون كار تحقيقاتي درباره اسرا به اين شكل صورت نگرفته است.
پشت صحنه فيلم اخراجيها كه چندي پيش منتشر شد در تيراژ شصت هزار نسخه به فروش رفت و به گفته ده نمكي به علت استقبال مخاطبان قرار است دوباره اين پشت صحنه منتشر شود.
نمایش"کوارتت" که کارگردانی آن بر عهده امیررضا کوهستانی است، اجرا خود راآغاز کرد. این گروه سهشنبه شب، با حضور اهالی مطبوعات و رسانههای اجرای خود را آغاز کردند.
گفتنی است، در این نمایش آتیلا پسیانی، حسن معجونی، مهین صدری و باران کوثری ایفای نقش میکنند.
به نقل از روابط عمومي تئاتر كوارتت اين نمايش از 27 شهريور براي عموم آزاد و بليط آن دو ساعت قبل از اجراي نمايش به فروش مي رود.
در خلاصه ي داستان اين نمايش آمده است: قصه ي دو مرد و دو زن را روايت مي كند كه داستان هاي موازي اي دارند.
اين دومين همكاري باران كوثري با اميررضا كوهستاني بعد از اجراي موفق "درميان ابرها" است كه به روي صحنه مي رود.
محمدرضا حسین زاده: مجری طرح و دستیار، حسام نوارئی، مدیر فنی، آنکیدو دارش: افکت و موسیقی، پدارم حربی: طرا ح پوستر و بروشور و عباس غفاری: مدیر روابط عمومی نمایش "کوارتت" خواهند بود.
زمان اجرای نمایش ساعت 20 خواهد بود.
راستی یادم رفت ازتلویزیونی ها بابت پخش جشن سینما تشکر کنم!!!شبکه دوم سیما پنجشنبه شب یک گزارش تکه تکه همراه با سانسوربسیار را از این جشن با دو روز تاخیر روی آنتن برد. جا دارد در اینجا از توجه مسولین رسانه ملی!!!به حوزه هنر به خصوص سینما تشکرکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یازدهمین یازدهمین جشن بزرگ خانه سینما ساعت ۲۰ و هشت دقیقه و سی ثانیه با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی آغاز شد و با قرائت قرآن کریم در ساعت ۲۰ و ده دقیقه ادامه پیدا کرد . تعداد بسیار زیادی از حاضرین در محوطه ی کاخ سعد آباد ٬ همانطور که در گوشه و کناری ایستاده بودند مراسم را دنبال می کردند . پخش آهنگ همراه با رقص چوب یکی دیگر از برنامه های جشن یازدهم بود . یازدهمین جشن خانه سینما در ساعت ۲۰ و ۲۰ دقیقه با خوش آمد گویی پرویز پرستویی و قرائت متن زیر به شکل رسمی آغاز شد .
پرویز پرستویی : « ای خدای من ٬ به همراه کوه ها و سنگ ها تو را می خوانم ٬ به همراه پرندگان بر سحر گاهان تورا می خوانم ٬ به همراه ماهیان دریا با غزالان آزاد دشت ها ... تورا می خوانم ٬ به همراه قاصدان عشق و صفا به همراه مرغان تسبیح گوی مدام تورا می خوانم ای ناگزیر من ٬ از همه گریز می توانم و از تو نمی توانم هرگز ٬ تورا می خوانم که در مه آلود ترین ایام حیات همچون زمزمه ی رود و پرنده مرا می خوانی به آرامش و می بری به آفریننده ی تمام آبها .
بسم الله الرحمن الرحیم ٬ امشب شب سینماست ٬ شب احترام به هنرمندان سینماست ٬ امشب شب ستایش از فزهنگ و تمدن ایران است . امشب شب دوستی و مهربانی است ٬ عزیزانی از خانواده سینما امروز بر روی این سن در برابر صفا و محبت شما و سپاسگذار رای داوران می ایستند و ما همگی برای آنها هورا می کشیم ٬ از ته دل ٬ امروز برای تو هورا می کشیم و فردا برای همه و همه برای فردا ٬ یاران ما باید بایستیم ٬ در کنار درختان تناور این سرزمین ٬ سینما می تواند مرحم باشد ٬ مرحم زخم های کهنه تاریخی سینما ٬ می تواند رویا باشد ٬ نان سفره ی ما از سینماست و تنها صنفی هستیم که بر سر یک سفره نشسته ایم و همه نمک گیر هم هستیم ٬ مراقب باشیم نمکدان را نشکنیم . آنچه می گویم شاید به گزارش یک دبیر نمی آید اما بگذارید آمارها و ارقام ٬ جداول ٬ فعالیت ها ٬ پشت صحنه ها و بر روی پرده ها خود سخن بگویند . آنچه که در این ایام در سینمای ایران می گذرد ٬ نشان از فهم نقش موثر تاریخی سینمای ایران دارد . نقشی که می بایست بدور از سیاست زدگی و اقتصاد زدگی در شرایطی متعادل ٬ هماهنگ و هدف گسترش ساز و کارهای سینمای ملی ٬ هر روز پررنگ تر و برس ( اصلاح می کند ! ) برجسته تر گردد ! بگذار یک کلام هم گلایه کنم ٬ سینمای ما هم اکنون در رنج بی اعتمادی می سوزد ٬ بی اعتمادی گاهی در درون و بی اعتمادی گاهاً از بیرون ٬ خانه سینما میبایست گه در درون و چه در بیرون ٬ اعتماد سازی را سر لوحه ی همه ی امور خود بداند. نزدیک چهار ماه است که در مسئولیت دبیری جشن یازدهم ٬ ایفای نقش کردم و خمس و ذکات خود را به سینما و همکاران و اساتید و فرزندان خود ٬ انشالله که داده ام . امشب ٬ شب سینماست و شب خداحافظی با جشن یازدهم و سلام است به جشن دوازدهم ٬ پس به سوی جشن دوازدهم . ای کاش امشب ماه نقش خود را به رخ ما کشد و ما شادمانه به میزبانی خدا برویم و بر سر سفره او بنشینیم . فرصت گران بهایی است این تقارن ٬ در آستانه ی ماه مبارک رمضان ٬ فرصت را از دست ندهیم . سفره های افطار را با نام او که رفیق و شفیق و حفیظ و امین است به رفاقت و شفقت و حفظ و امانت ٬ مزین کنیم . دلم برای همه تنگ خواهد شد . دلتنگیم شادمانه است . دل تنگی ام را با تو قسمت می کنم . سهم کمی نیست . شادی امشب شما را آرزو می کنم و عذر خواه همه ی کم بود ها و نقصان ها هستم . هر که از یار تحمل نکند ٬ آنکه در عشق ملامت نکشد ٬ مرد نخوانش .
پرستویی پس از تشویق حضار گفت : « سلام و دو صد سلام به همه ی حضار محترم ٬ به خانواده ی محترم و نجیب خانه سینما و همه ی عزیزانی که میهمان ما هستند . به جشن خودتون خوش آمدید . اما برنامه ای که در حال حاضر تهیه و تدارک دیدیم براتون ٬ گروه طاها ٬ گروهی که شاید سالهاست ما دعای قبل از اذان را همیشه ازشون شنیدیم . اما امسال یک هنرمندی، هنرمند بنام ٬ هنرمند شایسته ٬ هنرمند فرهیخته ٬ جناب آقای علیقلی ٬ یک کار بسیار بسیار ارزش مندی را انجام دادن که من شما را دعوت می کنم که با هم توجه کنیم . به افتخار آقای علیقلي. »
پس از اجرای گروه طاها همراه با نور لیزری که اسماء خدا را پشت سر خوانندگان می نوشت ٬ پرویز پرستویی بر روی سن آمد و گفت : « یادداشت دادن که شما یادتون رفت از گروه طاها تشکر کنید ٬ فقط از آقای علیقلی تشکر کردید . اما من می خواستم یک کار دیگه ای بکنم . می خوام برای اینکه همه بدونن ما موقعی که می خواهیم صلوات بفرستیم ٬ چه جوری صلوات میفرستیم . یک صلوات برای این گروه بفرستید که شایسته شون باشه . »
پرستویی پس از ذکر صلوات گفت : « خب دوستان عزیز ٬... حالا ما می خواهیم اولین تندیس ها را اهدا کنیم ... می خواهم دعوت کنم از هنرمندی که همه میشناسیدش ٬ همیشه شادتون کرده و همیشه ما بهش عشق می ورزیم به هنرش به خودش ٬ به شخصیتش و خب تو ترافیک گیر کرده بود ٬ حالا خودش میاد و علتش را متوجه میشید که چرا تو ترافیک گیر کرده بود ... ما می خواهیم در واقع بهترین فیلم کوتاه را تندیسش را اهدا کنیم ... تقاضا می کنم از هنزمند شایسته مان از آقای علیرضا خمسه ٬ بیان روی صحنه ... بزنید به افتخارشون خواهش می کنم ...... »
علیرضا خمسه به همراه دو دخترش یکی در بغل و یکی دیگر که در کنارش ایستاده بر روی سن آمد . پرستویی: « با خانواده تشریف آوردن ... » خمسه : « سلام می کنم به عزیزان ٬ هنرمندان ٬ همکاران ٬ سروران ... امیدوارم که این شب و شبهای دیگه همیشه بهتون خوش باشه ... شبی سرشار از شادی و تندرستی ... اگه جملاتم میبینین بی ربطه بخاطر اینکه ما بازار تجریش تشریف داشتیم ٬ رفته بودیم برای خرید پوشک و سبزی و کالا های دیگه فرهنگی بعد به هر حال دبیر محترم جشن دعوت کردن که یک جایزه ای رو اهدا کنیم به همین علت یه مقدار غیر منتظره بود برای من ... یعنی همین الان ما باید در بازار تجریش مشغول خرید پوشک و شیر خشک و اینها بودیم ... خدمت دوستان عزیز عرض کنم که یکبار دیگه تبریک میگم ٬ روز ملی سینما رو به شما دوستانی که یک سال زحمت کشیدین و در این یک سال چون من بیکار بودم و تفریح دیگه ای نداشتم ٬ بچه دار شدم من ... خدمتتون عرض کنم من جوون ترین مرد پیر سینما هستم پدری که فرزند دو ماهه داره ... درسا جون تشریف بیارین جلو ... یه چند تا مسئله بود که می خواست با شما در میون بذاره میگه که ... اصلاً کلاً این سینما چیه ؟ گلسا دو ماهه بچه بسیار باهوشیه در مورد این سوالات یک کمی فکر کرده ٬ تامل کرده می خواد امشب با شما صحبت کنه ... گلسا جان سینما چیه بابا ؟ ... سینما چیه بابا ؟ ... درسا دختر بزرگ من زبون اینو بهتر می فهمه ... خواستم خواهش کنم درسا بیاد ترجمه کنه که گلسا چی میگه ؟ ... سینما چیه بابا ؟ .» درسا خمسه : « میگه اخه » علیرضا خمسه : « اینو که خودمم می دونم ٬ میگه سینما اخه ؟ » در همین حین گلسا بشدت گریه می کند . خمسه : « نه بابا نترس اینا سینما گرا هستن ... همکارایه بابان گریه نکن ... » درسا خمسه : « داره با گریه میگه اینا که تعدادشون از تماشاگرای فیلم های ایرانی بیشتره » علیرضا خمسه : « آهان ... چه بچه با هوشی ... میگه تعداد سینماگرا بیشتر از تماشاگراست . خوب ببین بابا جان قانون عرضه و تقاضاست . گاهی عرضه بیشتره گاهی تقاضا . الان فعلاً عرضه بیشتر از تقاضاست . دیگه چی میگه بابا ؟ » درسا خمسه : « میگه اوضاع قمر در عقربه ٬ بحرانیه . » علیرضا خمسه : « منظورت چیه ؟ وضع تو بحرانیه یا وضع سینما ؟ » درسا خمسه : « میگه هر دو » علیرضا خمسه : « هر دو ؟! ... یه توضیح میدی ؟ » درسا خمسه : « میگه هم جای من خیسه هم جای سینما ... منتها فرقش اینه که ... فرقش اینه که من خودم جامو خیس کردم جای سینما رو دیگران خیس کردند ... » علیرضا خمسه : « عجب بچه باهوشی ... با عرض پوزش .»
پس از پخش کلیپ مربوط به نامزد های بهترین فیلم کوتاه داستانی ٬ عاطفه خادم الرضا برای دریافت تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی بر روی سن آمد . خمسه گلسا را به خانم خادم الرضا می دهد و میگوید : « نه چک زدیم نه چونه ٬ بچه اومد به خونه ... اون برای شما ... اینم برای ما ( اشاره به تندیس خانه سینما ) ... چون برای ما کاری نداره بچه دار شدن ... فعلاً بی کاریم ... قبوله ؟ » خادم الرضا می رود و می گوید : « قبوله من که رفتم ... » در ادامه خمسه تندیس را به خادم الرضا می دهد و درسا را تحویل میگیرد ! خمسه : « تندیس بهترین فیلم کوتاه تجربی اهدا می شود به جناب آقای شهرام مکری برای فیلم محدوده دایره ... موضوع کار جدید آقای مکری هم مشخص شد درباره دشواری های زایمان ... » مکری پس از حضور بر روی سن تندیس را از دستان علیرضا خمسه میگیرد ... خمسه : « پوزش میخوام ... شب همگی بخیر ... »
پرستویی :« نوبت میرسد به اهدای تندیس بهترین چهره پردازی ... دعوت می کنم از هنرمند پیشکسوت عرصه چهره پردازی و هنرمند محبوب همگی مون واقعاً ... بیژن محتشم ٬حمید جبلی ... بفرمایید ... خوب کاندیداهارو پخش می کنید ؟ » پس از پخش کلیپ مربوط به کاندید ها بیژن محتشم گفت : « تندیس بهترین چهره پردازی اهدا می شود به آقای مهرداد میر کیانی برای فیلم قاعده بازی ... » میر کیانی در جشن خانه سینما حاضر نبود ٬ جبلی گفت : « میگم اگر آقای میر کیانی نیستن ما برداریم برای خودمون ... » پرستویی : « از همکارانشون در فیلم قاعده بازی کسی حضور ندارد ؟ ... مثل اینکه همکارانشون هم نیستن ٬ آقای جبلی کسی نیومد مال شما ... »
پرویز پرستویی در ادامه متنی را قرائت کرد به این شرح: « در جشن یازدهم سینمای ایران ما با پدیده ی جدیدی روبرو شدیم ٬ ورود فناوری های نوین در عرصه ی سینما شکل دیگری به خود گرفته است هیئت مدیره خانه محترم سینما با درک موضوع امسال تصمیم گرفت در بخش جلوه های ویژه با اهدای دیپلم افتخار در این بخش توجه ویژه خود را مبذول نماید ... کلیپ را میبینیم . »
پرستویی : « دیپلم افتخار بهترین جلوه های ویژه بصری اهدا می شود به آقای علاءالدین پژهان برای فیلم پاداش سکوت ... آقای پژهان ظاهراً سفر هستند و من تقاضا می کنم از کارگردان فیلم پاداش سکوت آقای مازیار میری بیان جایزه اشان را بگیرند . » میری پس از دریافت جایزه سن را ترک کرد .
پرستویی :«برای جلوه های ویژه میدانی از دوتا از هنرمندانی دعوت می کنیم که تشریف بیارن اینجا که همه میشناسیدشون ... سرکار خانم رویا نونهالی و آقای فرهاد آییش ... » رویا نونهالی پس از پخش کلیپ مربوط به نامزدهای جلوه های ویژه میدانی گفت : « سلام عرض می کنم ٬ خیلی خسته نباشید ... تندیس بهترین جلوه های ویژه میدانی تقدیم می شود به آقای محسن روزبهانی برای فیلم روز سوم ... » پرستویی : « آقای محسن روزبهانی »
پرستویی : « من دعوت می کنم از دوست بسیار عزیزم ٬ جناب آقای محمود سماک باشی و آقای علی دهکردی ... » پس از پخش کلیپ دهکردی گفت : « تندیس بهترین صدابرداری اهدا میشود به آقای یدالله نجفی برای فیلم خون بازی ... » در سمت راست و چپ سن پله هایی بود برای حضور بر روی سن همچنین در وسط سن تخته ای از روی حوضچه کاخ سعد آباد تهیه شده بود که بیشتر حالت دکور داشت اما بیشتر هنرمندان از روی آن تخته بر روی سن می رفتند پرستویی در این باره گفت : « من از دوستان خواهش می کنم از سمت راست و چپ صحنه وارد شوند چون متاسفانه ۱ اتفاقی بعد از ظهر افتاد برای کسی که از این وسط اومده بود که متاسفانه نمی تونم بگم ... مواظب باشید از این وسط راه نرید ... تعداد زیاده ٬ دست ها صداش نمیرسه ... »
پرستویی : « بهترین صداگذاری و میکس ... من دعوت می کنم از آقایان بهرام زند و سیروس ابراهیم زاده ... » سیروس ابراهیم زاده : « به بنده گفتن که خیلی پر حرفی نکن ... سلام عرض می کنم خدمتتون ... گفتن اگر هم حرف می زنی بزن اما شوخی های تلخ و گزنده نکن و من اطاعت امر می کنم اگر بتونم خودم رو نگه دارم ... » پس از پخش کلیپ ٬ پرستویی گفت : « قبل از اینکه برنده اصلی رو اعلام بکنن من فکر می کنم حیف است که صدای آقای زند را نشنویم . » بهرام زند : « تشکر می کنم ... سلام عرض می کنم به همه ی دوستان و همه ی هنرمندان این کشور و تبریک میگم سالگرد سینما رو به همه ی دوستان ... باز هم متشکرم ... » ابراهیم زاده : « تندیس بهترین صداگذاری و میکس اهدا می شود به آقای مسعود بهنام و حسین ابولصدق برای فیلم اتوبوس شب ... » پس از اهدای تندیس توسط ابراهیم زاده به مسعود بهنام ٬ ابراهیم زاده گفت : « استاد عزت انتظامی به درستی فرمودند که جایزه متعلق به جوان هاست اما واقعیتش اینه که ٬ اینجا اعتراف می کنم که خیلی دلم می خواست که من یک جایزه امشب بگیرم و متاسفانه مثل اینکه فقط به جوان ها میدن ... شما جوان هستی حتی اگر موهات سفید باشه ... به امید ابنکه سال دیگه شما به من جایزه بدی ... »
پرستویی : « من همش یادم میره که میکروفن دارم هی این ور اون ور میرم ... ما در این بخش قرار بود کلیپ درگذشتگان سینمایی را داشته باشیم که متاسفانه به دلایلی میسر نشد اما جا دارد که مطلبی را برایتان قرائت کنم ... دوستان می روند و از غمشان سینه نی زار غم است ٬ سینه ی ما کجا و ماتمشان ... در این غم هزار سینه کم است ... در فاصله ی جشن دهم و جشن بزرگ یازدهم ٬ سینمای ایران تنی از یاران خود را از دست داد ٬ یکی در حادثه ٬ یکی در بیماری و یکی در ... و ما دعا می کنیم ٬ دعا می کنیم همگی با لطف الهی در مامن امن او آرام گرفته باشند . احمد قدکچیان ٬ پرویز ملک زاده ٬ رسول ملاقلی پور ٬ داود اسکندری ٬ علی دهقان فر ٬ قاسم نجفی قزوینی ٬ میرزا محمد جعفر میرزاتی ٬ نرسی گرگیا ٬ یوسف نوروزی ٬ محمود زری باف ٬ محمد حسین زاده و فرخ غفاری . برای همه ی آنان طلب مغفرت می کنیم و برای شادی روحشان فاتحه ای می خوانیم . »
پرستویی پس از قزائت فاتحه گفت : « یادشان گرامی ... نوبت میرسد به اهدای بهترین طراحی صخنه و لباس دعوت می کنیم از خانم شقایق فرهانی و آقای مجید میر فخرایی ... تشویقشون بفرمایید ... خوش آمدید . » میر فخرایی پس از پخش کلیپ گفت : « با سلام خدمت حضار گرامی ... تندیس بهترین طراحی صحنه و لباس اهدا می شود به آقای ایرج رامین فر برای فیلم پرونده هاوانا ... » پرستویی در ادامه گفت : « آقای رامین فر در سفر هستند ما خواهش می کنیم از آقای رئیسیان تشریف بیارن ... نیستند ؟ ... از آقای سید ضیاءهاشمی خواهش می کنیم تشریف بیارن بالای سن ... صمناً توضیح می دم که آقای هاشمی تهیه کننده فیلم پرونده هاوانا هستند . »
پرستویی : خوب نوبت می رسد به اهدای جایزه بهترین موسقی متن ... من تقاضا می کنم از هنرمند خوب و عزیزمون و می دونم هم که خیلی سخت هست براش و می دونم در طول این مدت که داوری هم کردند مثل همیشه سر وقت آمدند و با تمام وجودشون نشستند تا آخر فیلم ها و فیلم هارا تماشا کردند و واقعاً جای تشکر دارد جناب آقای ناصر چشم آذر و آقای رامبد جوان ... به نظرم از روی میله ها بیایید بهتره ... البته آقای چشم آذر که مواظب هستند آقای جوان باید مواظب باشند ... » رامبد جوان در همین حین از پله ها به سمت بالا می پرد و در کنار پرویز پرستویی ظاهر می شود ! ناصر چشم آذر : « با سلام ... خسته نباشید ... منتظر کلیپ هستیم که پخش بشه ... » پس از پخش کلیپ رامبد جوان گفت : « من می خوام ۱ ذره هیجان ایجاد کنم ... من یه چیز کوچولو می تونم بگم آقای پرستویی ؟... من ۱ بار دیگه دعوت شده بودم برای اینکه بیام جایزه بدم در جشن خانه سینما و جایزه کیفیت لابراتوار بود و انیمیشن این دفعه شده موسیقی دارم نزدیک می شوم یواش یواش به کار خودم و خوب خوشحالم که باز این حرکت آرتیستیک تریه ... ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ... » ناصر چشم آذر : « با تشکر از آقای جوان ٬ تندیس بهترین موسیقی متن ٬ اهدا میشه به آهنگساز بسیار خوش قریحه مون ٬ آقای کارن همایون فر ... آقای کارن همایون فر برای فیلم ژاني گهل ... من تقاضا می کنم از دوستانی که جایزه را از همکاران خودشون می گیرند ٬ اگر صحبتی دارند داشته باشند ٬ صحبت کنند ٬ اگر آقای همایون فر بخوان صحبت کنند ما مشتاقیم بشنویم ... فقط من یه جمله کوچیک بگم ... خوشحالم دفعه ی دوم است من به آقای همایون فر جایزه میدم . » کارن همایون فر : « شب همگی بخیر بسیار شب باشکوهی است ٬ این جایزه برای من این شب را بسیار بیاد ماندنی کرد . از دوتا خانواده می خوام تشکر کنم . یکی خانواده خودم که خیلی زحمت می کشن برای من تحمل می کنن من رو ٬ دوم از خانواده ی سینما که من رو لایق این جایزه دونستن ... مرسی . »
پرستویی : « و حالا نوبت میرسه به اهدای تندیس بهترین تدوین ... دعوت میکنیم از جناب آقای حسن پور شیرازی و استاد محترم مون عباس گنجوی ... حسن پور شیرازی : « من سلام می کنم ٬ خسته نباشید میگم و این شب بزرگ را به اهالی خوب سینما تبریک میگم ... ببینیم کلیپ بهترین تدوین رو ... » پس از پخش کلیپ پور شیرازی گفت : « جایزه بهترین تدوین اهدا می شود به آقایان بهرام دهقانی و رضا شیروانی برای فیلم پا برهنه در بهشت ... مبارکشون باشه »
پرستویی : « جایزه بهترین فیلمبرداری ٬ دعوت می کنیم از دوست عزیزم هنرمند بسیار خوبمون ٬ جناب آقای امین تارخ و محمدرضا سکوت ... » امین تارخ گفت : « عرض ادب و سلام دارم خدمت همه ی دوستان و هنرمندان عزیز سینما یک توضیح و یک تشکر و قدردانی از همه ی دوستان ... توضیح اینکه اگر با این ریخت و روز آمدم از سر صحنه آمدم به خاطر محبتی بود ٬ دستوری بود که آقای پرستویی دادند و بنده اطاعت کردم ... به ندرت اتفاق می افته که فرصتی پیش بیاد ٬ تریبونی در اختیار قرار بگیره که نکته در دل مانده و مطرح نشده را مطرح کرد مدت زیادی بود که می خواستم از دو شخصیت تشکر و تقدیر و قدردانی به نمایندگی از همه ی اعضای خانواده سینمای ایران داشته باشم ... تقدیر و تشکر اول از معمار بزرگ سینمای ایران که به درستی این لقب را گرفت و به شایستگی کارش رو انجام داد ٬ جناب آقای سید محمد بهشتی ... تقدیر و تشکر دوم از همکار ٬ مسئول و دوستی که در طول سالیان بسیار بسیار صمیمانه کار کردند و حاصل کارشون تبدیل شد به صدور سینما به خارج از کشور و تدارک هزاران جایزه و حضور در جشنواره های خارجی است آقای محمد مهدی حیدریان ... تقدیر و تشکر سوم از دوست و همکار عزیزم پرویز پرستویی که به شایستگی این مسئولیت رو ... به شایستگی این مسئولیت رو در اختیارش گذاشتند و به درستی انجام داد ... خسته نباشه ... دستش درد نکنه ... بسیار بسیار ممنونم از پرویز پرستویی به جهت اینکه شایستگی های لازم رو در طول سالیان از خودش نشون داد و مسئولیتي این چنین سنگین را به دوشش نهادند و این چنین باشکوه برگزار کرد ... متشکرم » محمدرضا سکوت پس از پخش کلیپ نامزدهای جشن گفت : « من هم سلام عرض می کنم خدمت همه ی حضار و همه ی خانواده ی عزیز سینما و اجازه می خوام از هنرمندان پیشکسوت خودم در عرصه فیلمبرداری که این جایزه را اعلام بکنم ... تندیس بهترین فیلمبرداری اهدا می شود به آقای حمید خضوعی ابیانه برای فیلم پا برهنه در بهشت ... » پرستویی : « آقاي ابیانه در سفر هستند ما دعوت می کنیم از آقای بهرام توکلی کارگردان پا برهنه در بهشت دعوت می کنیم که…

... یازدهمین جشن خانه سینما با نوای تار حسین علیزاده ادامه پیدا کرد . پرستویی پس از اجرای گروه علیزاده بر روی سن آمد و گفت : « از دوستان مطبوعاتی هم تشکر می کنم فقط از این عکس هایی که میگیرید به ما هم بدید ... امیدوارم که خسته نشده باشید از ما ٬ دوستان اشاره می کنن که ما یک برنامه ویژه ای هم در پایان داریم که حتماً تقدیمتون می کنیم ... خب ٬ نوبت این رسید که برای اهدای تندیس بهترین نقش مکمل مرد دعوت بکنیم از دو هنرمند جوان و شایسته ٬ دوستان عزیز بنده جناب آقای کامبیز دیرباز و سرکار خانم ترانه علیدوستی ... » ترانه علیدوستی پس از حضور بر روی سن گفت : « ما نمی دونستیم باید چیزی بگیم وگرنه حتماً یه چیزی آماده می کردیم ٬ خوش بگذره دیگه ... » کامبیز دیرباز افزود : « بنده هم سلام عرض می کنم ٬ شب همه گی بخیر ٬ تبریک میگم روز ملی سینما رو ... تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد تعلق میگیرد به صابر ابر برای فیلم مینای شهر خاموش » پرویز پرستویی در رابطه با مسئله ی خطرناک بودن عبور از تخته ی روي آب به طعنه گفت : « جدا ً خواهش می کنم هرکی که میاد بالا از این وسط بیاد بالا ٬ من اشتباه کردم که گفتم از كنار بياييد. » صابر ابر پس از حضور بر روی سن گفت : « ببخشید اگه صدام میلرزه به خاطر این که خیلی حالم خوبه ... دوم اینکه این روز رو تبریک میگم به همه ی شما عزیزان که اینجا حضور دارید . ممنونم از اهالی سینما ... خیلی خوشحالم . »
پرستویی : نوبت میرسد به اهدای تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل زن ٬ دعوت می کنم از کارگردان بسیار خوب و مهربان مان جناب آقای محمدبزرگ نیا و سرکار خانم هانیه توسلی ... محمدبزرگ نیا پس از پخش کلیپ گفت : « تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل زن اهدا می شود به خانم سیما تیر انداز برای فیلم پاداش سکوت . » پرستویی : « خانم تیرانداز حضور ندارند در واقع دعوت می کنیم از همسرشون آقای جوزانی ... از وسط بیایید ! ٬ آقای جوزانی می خواهند شعری هم بخوانند . » جوزانی : « سلام . شب همگی بخیر ٬ امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه ٬ خانم تیر انداز نمی دونست که قراره جایزه بگیره به همان دلایلی که آقای خمسه گفتند و از این چیزها نیامدند اما قرار شد که اگر بودند و جایزه گرفتند این شعر خوانده شود ...آب آبی ست ٬ آسمان آبی ست ٬ بال بال پرندگان مهربان آبی ست ٬ موج موج دریای بی کران آبی ست ٬ آبی آرامش است ٬ عشق است ٬ در زمستان سرد و ریزش و بارش برف ٬ رنگ احساس این و آن آبی ست ٬ غم سیاه است و سخت و طولانی ٬ غم کوتاه کودکان آبی ست ٬ شعر یعنی خیال آبی رنگ پیچ و خم های داستان آبی است . آخرین حرف آبی ام این است بهترین رنگ این جهان آبي ست ... شب بخیر . »
من نمی گم که حالا رسیدیم به جایزه اصلی جشن ٬ چون همه جایزه ها ارزشمند هستند اما اهمیت این جایزه فکر می کنم به این خاطر است که اولا ً نقش اول زن را می خواهیم اهدا بکنیم و میخواهیم دعوت بکنیم از عزت سینمای ایران ٬ جناب آقای عزت الله انتظامی و دوست هنرمندان جناب آقای شهاب حسینی ... عزت الله انتظامی : « عرض سلام ... خانواده دوست داشتنی سینما ٬ عیدتون مبارک ... » عزت الله انتظامی پس از پخش کلیپ گفت : « من خیلی خوشحالم و افتخار می کنم که این جایزه را به این برنده میدم ... تندیس بازیگر نقش اول زن اهدا می شود به خانوم باران کوثری برای فیلم خون بازی ... » باران کوثری : « آخ ... آقای انتظامی دستتون رو از اینجا می بوسم ... خیلی ممنون ٬ مرسی ٬ من تند فقط می گم ٬ من ۹ سالم بود افتخار این رو داشتم که با آقای انتظامی در فیلم روسری آبی بازی کنم ٬ اولین سکانسی رو که با هم دیگه بازی کردیم بعدش فکر کردم که من هم باید بازیگر شم ٬ من تشکر می کنم از مامان و بابام ٬ بابا نمی دونم کجا نشستی از مامان بزرگم بخاطر همه ی زحمت هایی که برای من کشیدن فقط فکر می کنم هر جایزه ای هر تشویقی و هر اتفاقی که بعد از خون بازی افتاد ٬ یه بخش خیلی خیلی بزرگش رو مدیون خانم فرهی ام مدیون تک تک راهنمایی هاشون و تک تک لحظه هایی که واقعا ً مادرانه جلوم بازی کردند . خیلی ممنون ٬ مرسی .
در ادامه دعوت می کنم از استادی واقعا ً خاکی و مهربان ٬ ایشالله خدا سایه ایشان رو از سر ما کم نکنه ٬ استاد جمشید مشایخی و یکی از تهیه کننده های خوب کشورمون ٬ جناب آقای محمد مهدی دادگو ... جمشید مشایخی گفت : « با احترام به شهدای ایران ٬ از زمان بوجود آمدن ایران عزیز تا امروز برای اینکه ایران جاودان بماند » پس از پخش کلیپ نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد ٬ محمد مهدی دادگو گفت : « تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد اهدا می شود به آقای خسرو شکیبایی برای فیلم اتوبوس شب ... پرویز پرستویی : « آقای شکیبایی دوست داریم صداتون رو بشنویم . خسرو شکیبایی پس از حضور بر روی سن گفت : « من وظیفه دارم که سلام عرض کنم خدمت همتون اهالی سینما و امشب رو تبریک بگم به همه ی خانواده ی سینما ... دیگه هیچی ... وقتی این میاد دسته آدم آقای ابر ٬ حرف قشنگی زدی ٬ آدم دستاش میلرزه ٬ ما سالهاست دستامون میلرزه وقتی میگیریمش ... » مشایخی افزود : « تشکر میکنم از پرویز پرستویی ٬ گل هنرمندان ایران . یه نکته رو هم عرض کنم حضورتون . ایران نامش یعنی آزاده ٬ ما افتخار می کنیم در کشور آزاده به دنیا آمدیم ... یا علی . » پرویز پرستویی : « علی یارت » .
پرویز پرستویی : « سینمای عزیز ایران ٬ مهر دارد و مُهر . گذشته دارد و حال . ستون دارد و سایه . خاطره دارد و خاطره های عزیز . بزرگ دارد و کوچک . بسیار بزرگ دارد و بسیار ... بسیار بزرگ هایش با هر نسلی چون ققنوس دوباره متولد می شوند و قصه هایشان افسانه می شود . ماندگار ... افسانه هایی که پیر به رخ جوان می کشند و برنایی اش از آن اسطوره می سازد . بسیار بزرگ که بشوی اسطوره می شوی . ققنوس می شوی . خاطره ساز می شوی . گذشته ات حال دارد و حالت تکیه بر گذشته ی رفیع و مهر می شوی ٬ نشسته بر دل پیران و جوان این سینما . و مُهر می شوی نقش بسته بر فصل های بسیاری از تاریخ سینمای ملی ایران . با تعظیم به نقش ماندگار و تاثیر گذار پیر برنایی از سینمای ایران . جشن امشب را با گام های خسته اما محکم و بر قرار او می سپاریم ... مسعود کیمیایی . کیمیایی پس از پخش کلیپ مربوط به نامزدهای بهترین فیلمنامه گفت : « بدون شک یک فیلم خوب مرهون یک فیلم نوشت خوبه . من می گم فیلم نوشت بدلیل اینکه فیلمی رو می نویسین . وقتی فکر می کنیم به یک فیلم ٬ اون رو می نویسیم . مثل رو. بهترین فیلمنامه اهدا می شود به آقایون کیومرث پور احمد و حبیب احمد زاده . پور احمد پس از حضور بر روی سن خطاب به پرویز پرستویی گفت : « من می تونم ۱ دقیقه و ۳۵ ثانیه صحبت کنم ؟ » پرستویی : « اون ۳۵ ثانیه اگه بشه حذف بشه ممنون . » پور احمد : « من از آقای پرستویی اجازه گرفتم ۱ دقیقه و ۳۵ ثانیه صحبت کنم . من اولاً که افتخار می کنم که این جایزه را از دست آقای کیمیایی می گیرم ٬ ما جوان که بودیم از سینمامون خجالت می کشیدیم از فیلم فارسی و یک روزی ٬ یک مردی اومد و یک فیلمی ساخت و فیلمهایی ساخت و دیگرانی در فیلم ها جای گام های او گذاشتند و موج نو سینمای ایران را بوجود آوردن و دیگه ما خجالت نمی کشیدیم و افتخار می کردیم ٬ این مرد همیشه رئیس سینمای ایران مسعود کیمیایی است که افتخار می کنم که این جایزه را از دست او میگیرم ... من راجع به فیلمنامه اتوبوس شب یک توضیحی بدم ٬ فیلمنامه اتوبوس شب یک راه طولانی نه ماهه برای نوشته شدنش طی شد ٬ این راه سرش حبیب احمد زاده بود با یک صفحه ی بسیار جذاب كه موتور فیلم شد . تهش هم من بودم که فیلمنامه را می نویسم . این وسط که قصه بود و شخصیت سازی بود و فضا سازی و بخش تعیین کننده ی کار بود کار حسن شکاری هست که رمان نویس و نقاش معتبری ست و چون بسیار منزوی است و بی سرو صدا فقط کارش رو می کنه ٬ همیشه از قلم می افته و من از این بابت شرمندم و عذر خواهی می کنم از حسن شکاری و به هر حال این فیلمنامه محصول کار ما سه نفر است و همین . » حبیب احمد زاده افزود : « من خدمت آقای پور احمد که میرسیدم همیشه دوست داشتم یه کاری بکنم و قدشون اجازه نمی داد اینجا اجازه میخواهم یه کمی خم بشن من یه کاری کنم . » پور احمد : « من خیلی هیجان زدم یه چیزی رو هم یادم رفت بگم . من اجازه می خوام در اون بخش که خجالت کشیدیم و دیگه نکشیدیم و افتخار کردیم ٬ می خواستم این هم بگم که یک مرد دیگری هم بود در سینما در دوره ی جوانی ما و هنوز هم هست که همین کاری رو کرد در یک عرصه دیگه ای که مسعود کیمیایی کرد ٬ و همیشه بهش افتخار کردیم و می کنیم و اون علیرضا زرین دست هست . به افتخارش خواهش می کنم ... »
پرویز پرستویی : « ببخشید من با اجازه ی آقای پور احمد ٬ این خاطره را هم تعریف کنم . خاطره که نه . البته خاطره هست دیگه . بله ٬ خود ایشون البته تعریف می کردند و کسب اجازه ازشون کردم ٬ ایشون یه روز فرمودند که من رفته بودم میوه بخرم بعد به میوه فروشه گفتم از این درشت تر نداری ؟ . گفت : بیشین میبینی . »
پرستویی : نوبت رسید به اهدای تندیس بهترین کارگردان ٬ دعوت می کنیم از دوتا هنرمند که البته یکی هم اسمش هنرمنده و هم واقعاً هنرمنده ٬ آقای محمدرضا هنرمند و آقای کامبوزیا پرتوی . کامبوزیا پرتوی : « با سلام ... روز ملی سینما رو به شما تبریک می گم و همچنین تبریک می گم تندیس بهترین کارگردانی که اهدا میشه به خانم رخشان بنی اعتماد و آقای محسن عبدالوهاب برای فیلم خون بازی » پرستویی : «آقای عبدالوهاب و خانم بنی اعتماد تشریف ندارند . از آقای جهانگیر کوثری دعوت می کنیم برای گرفتن تندیس بهترین کارگردانی . » جهانگیر کوثری : « این جایزه را باید دستیار خانم بنی اعتماد ٬و آقای عبدالوهاب خانم روحانی می گرفت ٬ اما اگر این جایزه مال من بود می خواستم تقدیم کنم به یکی از نابغه های هنر سینما و صدا ٬ نابغه یعنی کسی که مسیر طبیعی یک پدیده را تغییر می ده ٬ می خواستم تقدیم کنم به منوچهر اسماعيلي . »
پرستویی : « جایزه بهترین فیلم ... در این لحظه می خواهم دعوت بکنم ٬ نه از مدیر عامل خوب خانه سینما ٬ که اگر ایشون نبود و هیئت مدیره ی محترم ٬ ما ٬ یعنی بنده و منوچهر شاهسواری عزیز قوت قلب نمی گرفتیم . می خوام دعوت بکنم از کارگردان خوب کشورمون جناب آقای سیدرضا میر کریمی که ظاهراً نیامده ... اومده ! » سیدرضا میرکریمی : « بسم الله الرحمن الرحیم . من وظیفه دارم تشکر کنم از همه ی کسانی که این تجمع با شکوه را ترتیب دادن و خیلی ممنون از حضور گرمتون . صدقه هایی که صبح انداختیم و دعاهایی که از صبح خوندیم که به نتیجه رسید و خیلی خوشحالم من ٬ فکر می کنم من و پرستویی و همه ی کسانی که در خانه ی سینما برای این جشن زحمت کشیدند . شب خیلی خوبی داشتیم و خیلی خستگی مون در رفت . من آقای علیزاده را که دیدم با آقای پور احمد روبو سی کرد حسوديم شد . دوست دارم که از بازیگر خوبمون و نجیبمون که خیلی با همه ی شرافت و در واقع اخلاق حرفه ای اش و فروتنانه مسئولیت جشن را پذیرفت و حضور پیدا کرد و می دونم که چقدر سختی کشیده و فکر می کنم ۴۸ ساعت گذشته یکی ٬ دو ساعت هم بیشتر نخوابیده و ... » پرستویی در میان حرف های او می پرد و می گوید : « آقای میرکریمی قرار بود جایزه بهترین فیلم رو بدیم . » رضا میر کریمی : « به خاطر زحماتی که کشیده شما هم تشویقش کنید ... البته اگه دوست داشته باشید خواهش می کنیم يك آواز هم براتون بخونه ... » میرکریمی پس از پخش کلیپ مربوط به نامزدها گفت: « تندیس بهترین فیلم اهدا می شود به آقای مهدی همایون فر برای فیلم اتوبوس شب ... تشریف ندارند ؟ ... من خیلی پیغام گذاشتم که بیان متاسفانه تشریف نیاوردن . » پرستویی : « خب می خوایید از آقای کیومرث پور احمد تقاضا کنیم تشریف بیارن ... » کیومرث پور احمد پس از حضور بر روی سن گفت : «به همین سادگی ... آقای همایون فر کیه ؟ بدین به خودم ! واقعاً دستش درد نکنه آقای مهدی همایون فر تهیه کننده ی خیلی خوبی بود برای فیلم اتوبوس شب و خیلی زحمت کشید و من هم که گفتم که من که ۲۰ ساله تو سینمام برای اولین بار احساس کردم کارگردانم ٬ خیلی قدر دیدم تو این فیلم و خیلی راحت کار کردم . به هر حال متشکرم . »
پرستویی : « جا داره که خیر مقدم بگم به وزیر محترم ارشاد اسلامی ٬ جناب صفارهرندی و جناب مهندس جعفری جلوه معاون محترمشون و همه ی عزیزانی که امشب واقعاً ٬ گرما بخش این مجلس و گراما بخش این محفل بسیار بسیار صمیمی بودن که اگر شما عزیزان نباشید سینما نیست و به همین خاطره که میگیم سینمای ملی . آقای میر کریمی گفتند که ۱ آواز براتون بخوانم ولی شرمندم من نمی خونم مگر اینکه از دوستان دیگه هم کمک میگیرم که همراه می شن با من ولی می خوام که تشکر ویژه ویژه که با خلوص نیت دارم عرض می کنم بنده درسته اسمم دبیر جشن بود اما واقعاً اگر منوچهر شاهسواری نبود این جشن به این گرمی برگزار نمی شد . واقعاً درود بر منوچهر شاهسواری . تشکر می کنم از همه ی عزیزان و خواهش می کنم از سعید شهرام تشریف بیارن پشت پیانو و پیش آ پیش هم عذر خواهی می کنم ٬ نمی دونم دوست گران مایه ام هنرمند بزرگمون آقای حسین علیزاده و آقای همایون شجریان اینجا هستند یا نیستند . اما من غلط می کنم در حضور شما آواز بخوانم اما دیگه امر کردید . خواهش می کنم ... »
مراسم با آواز پرویز پرستویی ادامه داشت تا نوبت به جذاب ترین بخش برنامه رسید . مراسم در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه با پخش سرود ای ایران که تمامی هنرمندان با حضور بر روی سن آن را به صورت کاملاً حرفه ای اجرا کردند به پایان رسید . آتش بازی همراه با اجرای گروه نیز جذابیت کار را بیشتر می کرد .
امیر- بی زحمت نظربدین
مراسم یازدهمین جشن ملی سینما با حضور انبوه اهالی سینما و مشتاقان و علاقمندان با 40 دقیقه تاخیر ساعت 20:10 دقیقه در کاخ موزه سعدآباد برگزار شد.
اجرای مراسم را پرویز پرستویی (دبیر جشن!) بر عهده داشت.
به گزارش ارسلان در این مراسم که اجرای گروه موسیقی حسین علیزاده در اواسط مراسم و نمایش کلیپ « ای ایران » با صدای گروهی از بازیگران سرشناس سینما همراه با تصاویری از فیلم های تاریخ سینمای ایران آن را همراهی کرد، برگزیدگان به شرح زیر معرفی شدند:
بهترين فيلم: مهدي همايونفر / اتوبوس شب
دیگر کاندیداها:
- احمد رضا معتمدي / قاعده بازي
- محسن علي اكبري / پاداش سكوت
- جهانگير كوثري / خون بازي
- علي جلالي / روز سوم
بهترين كارگرداني: رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب / خون بازي
دیگر کاندیداها:
- مازياي ميري / پاداش سكوت
- كيومرث پور احمد / اتوبوس شب
- نقي نعمتي / آن سه
- بهرام توكلي / پابرهنه دربهشت
بهترين فيلم نامه: كيومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده، حسن شکاری / اتوبوس شب
دیگر کاندیداها:
- بهرام توكلي / پابرهنه دربهشت
- سعيد شاهسواري و بيژن ميرباقري / روز بر ميآيد
- رخشان بنياعتماد، نغمه ثميني، فريد مصطفوي و محسن عبدالوهاب / خون بازي
- فرهاد توحيدي / پاداش سكوت
بهترين فيلمبرداري: حميد خضوعي ابيانه / پابرهنه در بهشت
دیگر کاندیداها:
- عليرضا زرين دست / رئيس
- بايرام فضلي / باز هم سيب داري
- بهرام بدخشاني / پاداش سكوت
- محمود كلاري / خون بازي
بهترين تدوين: بهرام دهقاني و رضا شیروانی / پابرهنه در بهشت
دیگر کاندیداها:
- كيومرث پوراحمد و بهرام دهقاني / اتوبوس شب
- محمد رضا موئيني / آفتاب بر همه يكسان ميتابد
- بهرام دهقاني / پاداش سكوت
- سپيده عبدالوهاب / خون بازي
بهترين بازيگر نقش اول مرد: خسرو شكيبايي / اتوبوس شب
دیگر کاندیداها:
- هومن سيدي / پابرهنه دربهشت
- عزت اله انتظامي / ميناي شهر خاموش
- خسرو شكيبايي / دستهاي خالي
- حامد بهداد / روز سوم
بهترين بازيگر نقش اول زن: باران كوثري / خون بازي
دیگر کاندیداها:
- يكتا ناصر / روز بر ميآيد
- نيكي كريمي / ستاره است
- مريلا زارعي / دستهاي خالي
- باران كوثري / روزسوم
بهترين صدابرداري: يدالله نجفي / خون بازی
دیگر کاندیداها:
- حسن زاهدي / پابرهنه دربهشت
- محمد مختاري / اتوبوس شب
- مهران ملكوتي / پاداش سكوت
-يدالله نجفي / بچههاي ابدي
بهترين صداگذاري و ميكس: مسعود بهنام، حسین ابوالصدق / اتوبوس شب
دیگر کاندیداها:
- محمدرضا دلپاك / خون بازي
- محمدرضا دلپاك / قاعده بازي
- سيدمحمود موسوينژاد / پابرهنه دربهشت
- محمدرضا دلپاك / خدا نزديك است
بهترين طراحي صحنه و لباس: ايرج رامين فر / پرونده هاونا
دیگر کاندیداها:
- علي مربي / اتوبوس شب
- مجيد ليلاجي / پابرهنه دربهشت
- امير اثباتي / پاداش سكوت
- ژيلا مهرجويي / خون بازي
بهترين موسيقی: كارن همايونفر / ژانی گه ل
دیگر کاندیداها:
- داريوش تقيپور / ميناي شهر خاموش
- فردين خلتعبري / اتوبوس شب
- پيمان يزدانيان / پاداش سكوت
- علي صمدپور / پابرهنه در بهشت
بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: صابر ابر / ميناي شهر خاموش
دیگر کاندیداها:
- فرهاد اصلاني / پاداش سكوت
- محمدرضا فروتن / اتوبوس شب
- مهرداد صديقيان / اتوبوس شب
- جعفر والي / پاداش سكوت
بهترين بازيگر نقش مكمل زن: - سيما تيرانداز / پاداش سكوت
دیگر کاندیداها:
- بيتا فرهي / خون بازي
- پريوش نظريه / پاداش سكوت
- فاطمه گودرزي / دستهاي خالي
- پانته آ بهرام / بچههاي ابدي
بهترين چهرهپردازي: مهرداد مير كيايي / قاعدهبازي
دیگر کاندیداها:
- علي سام خواه / روز سوم
- مهرداد ميركياني / ستاره است
- سعيد ملكان / پابرهنه دربهشت
- مهرداد ميركياني / خون بازي
بهترين جلوههاي ويژه ميداني: محسن روزبهانی / روز سوم
دیگر کاندیداها:
- اصغر پورهاجريان / آخرين ملكه زمين
- محسن روزبهاني / قاعدهبازي
- اصغر پورهاجريان / رييس
- محسن روزبهاني / اتوبوس شب
بهترين جلوههاي ويژه بصري: - علاالدين پژهان / پاداش سكوت
دیگر کاندیداها:
- امير رضا معتمدي / مخمصه
- علا الدين پژهان / قاعده بازي
- عباس شوقي براي فيلم روياي خيس
- ايرج كريميان / پابرهنه دربهشت
بهترين فيلم كوتاه: تنگ خالي ماهي / به كارگرداني عاطفه خادم الرضا
دیپلم افتخار: محدوده دايره / به كارگرداني شهرام مكري
- بوق / به كارگرداني روح اله مسرور
- خواب سرد / به كارگرداني پيمان نهان قدرتي
- روشناييهاي شهر / به كارگرداني آيدا پناهنده

یادداشتی از متن و حاشیه یازدهمین جشن خانه سینما
یه جوری بود!!
یازدهمین جشن ملی سینما دیشب با حضور انبوه سینماگران و علاقمندان سینمای ایران در کاخ، موزه سعدآباد برگزار شد. از ورودی جعفرآباد تا محل برگزاری آفتابه لگن بود که به چشم می خورد. آنهم خیلی بیشتر از هفت دست. همه چیز از برگزاری یک جشن باشکوه که نمونه اش را در طول ده سال گذشته ندیده بودیم، خبر می داد اما وقتی پرویز پرستویی (دبیر جشن) به عنوان مجری!! به روی سن رفت، احتمالش رفت که شاید در دقیقه 90 اتفاقاتی افتاده است. از ترکیب ناهمگون اهداکنندگان تندیس گرفته تا تایم بیش از حد اجرای موسیقی حسین علیزاده و کلیپی که برای او ساخته شده بود (که به هیچ وجه مناسب « جشن » نبود) و ... همه و همه خبر از یک بهم ریختگی در برنامه ریزی خبر می داد.
از چهره پرستویی می شد اضطراب و نگرانی را دید. ولی بهرحال با تمام نشیبها، جشن با یک فراز بسیار عالی به پایان رسید تا حضار با رضایت سعدآباد را ترک کنند. آواز پرستویی با پیانوی سعید شهرام و سپس کلیپی از سامان مقدم که ترکیبی بود از تصاویر ماندگار تاریخ سینمای ایران همراه با سرود « ای ایران » که با صدای گروهی از بازیگران سینمای ایران همراه بود، پایان بندی باشکوهی برای جشن یازدهم رقم زد و پرویز پرستویی و همراهانش یک نفس راحت کشیدند.
کاری به اسامی کاندیداها و برندگان نداریم که هر جشن و هر مراسمی متر و معیار و سلیقه خود را دارد. از انتخاب سیما تیرانداز تا برنده شدنش که شاید حتی یک نفر هم نمی توانست این مورد را پیش بینی کند گرفته تا عدم حضور « نقاب » حداقل در بخش فیلمنامه، بی مهری به بیتا فرهی برای حضور تحسین برانگیزش در فیلم « خون بازی » و ...
...................................
از میان معدود حرف های روی سن می توان به این موارد اشاره کرد:
- جهانگیر کوثری که در نبود رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب آمد تا دو تندیس بهترین کارگردانی را بگیرد: « این تندیس رو نوا روحانی - دستیار کارگردان فیلم - باید می گرفت که خیلی برای کار زحمت کشید » ... « اگر قرار بود من جایزه بگیرم، اونو به منوچهر اسماعیلی تقدیم می کردم »
- باران کوثری که تندیسش را از دست عزت الله انتظامی گرفت پشت میکروفن گفت: « آقای انتظامی از همین جا دستتون و می بوسم. من وقتی 9 سالم بود توی فیلم « روسری آبی » با آقای انتظامی بازی کردم و همونجا بود که فهمیدم باید بازیگر بشم. من از خانم بیتا فرهی تشکر می کنم که در فیلم مادرانه جلوی من بازی کرد »
- سیروس ابراهیم زاده که آمد تا تندیس بهترین صداگذاری و میکس را بدهد گفت: « کاش من هم می تونستم جایزه بگیرم » [ابراهیم زاده در سال 1379 جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل را برای بازی در فیلم « مومیایی 3 » از چهارمین جشن خانه سینما گرفته بود]
- کیومر ث پوراحمد که آمده بود تندیس بهترین فیلمنامه را از دست مسعود کیمیایی بگیرد درباره او گفت: « زمانی بود که ما از سینما خجالت میکشیدیم. ولی وقتی کیمیایی آمد و موج نوی سینما شکل گرفت، دیگه خجالت نکشیدیم »
- مسعود کیمیایی هنگام خواندن نام برنده بهترین فیلمنامه گفت: « بدون شك يك فيلم خوب مرهون يك فيلمنوشت خوب است. من به اين دليل به فيلمنامه ميگويم فيلمنوشت كه چيزي است كه نوشته ميشود. مثل رونوشت. »
- صابر ابر هنگام دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد گفت: « صدام می لرزه، چون حالم خیلی خوبه »
- خسرو شکیبایی هم پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم « اتوبوس شب » در تایید صحبتهای صابر ابر گفت: « آقای ابر راست گفتی. وقتی این (با اشاره به تندیس) میاد تو دست آدم، دست و پا می لرزه »
- علیرضا خمسه برای اهدای تندیس بهترین فیلم کوتاه با نوزاده دو ماه (گلسا) ودختر نوجوانش (درسا) بالای سن آمد و گفت: « چون من یکساله که بیکارم، تصمیم گرفتم بچه دار شم » و سپس به زبان طنز و از زبان گلسا گفت: « تعداد دست اندرکاران سینما بیشتر از تعداد بیننده هاست !!! » و سپس از وضعیت سینمای ایران انتقاد کرد و از عدم تعادل بین عرضه و تقاضا گله کرد.
...................................
رضا میرکریمی خوشحال بود که بهرحال صدقه هایش جواب داد و جشن به خوبی به پایان رسید. جشن یازدهم هم برگزار شد. اما همچنان لنگی هایی اساسی در شکل و شمایل حضور فیلم ها به چشم می خورد. کاش تنها فیلم هایی که در طول یکسال (از شهریور تا شهریور) در سینماهای تهران به نمایش درآمده در جشن ملی سینما داوری شوند.
امید که انسجام و اتحاد بار دیگر به اهالی سینما که زیر یک سقف (خانه سینما) به « سینما » می پردازند، برگردد.
احمد




تندیس بهترین کارگردانی را رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب از دستان محمد رضا هنرمند و کامبوزیا پرتوی گرفتند. که چون رخشان بنی اعتماد در محل حاضر نبود جهانگیر کوثری جایزه وی را دریافت کرد. تندیس بهترین فیلم به اتوبوس شب به کارگردانی پوراحمد رسید که این جایزه را سید رضا میر کریمی و پرویز پرستویی اهدا کردند. در پایان پرویز پرستویی با همراهی پیانو یکی از نوازندگان خوب کشور قطعه ی معروف «از خون شهیدان وطن لاله دمید» را اجرا کرد. همچنین کلیپ ای ایران با صدای هنرمندان و ستاره های سینمای ایران پخش شد و مراسم آتش بازی انچام شد
تندیس بهترین موسیقی فیلم به کارن همایون فر برای فیلم ژانی گه له رسید.
در بخش دیگری از مراسم مسعود کیمیایی جایزه بهترین فیلمنامه را به کیومرث پور احمد و حبیب احمد زاده داد
خسرو شکیبایی و باران کوثری هم جوایز بهترین بازیگران نقش اول را به ترتیب برای اتوبوس شب و خون بازی گرفتند


بهترين فيلم:
علي جلالي براي فيلم "روز سوم"
بهترين كارگرداني
رخشان بني اعتماد و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خون بازي"
بهترين فيلم نامه
فرهاد توحيدي براي فيلم "پاداش سكوت"
بهترين فيلمبرداري
محمود كلاري براي فيلم "خون بازي"
بهترين تدوين
محمد رضا موئيني براي فيلم "آفتاب بر همه يكسان ميتابد"
بهترين بازيگر نقش اول مرد
حامد بهداد براي فيلم "روز سوم"
بهترين بازيگر نقش اول زن
باران كوثري براي فيلم "خون بازي"
بهترين صدابرداري
مهران ملكوتي براي فيلم "پاداش سكوت"
بهترين صداگذاري و ميكس
مسعود بهنام براي فيلم "اتوبوس شب"
بهترين طراحي صحنه و لباس
مجيد ليلاجي براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
بهترين موسيقي
پيمان يزدانيان براي فيلم "پاداش سكوت"
كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
محمد رضا فروتن براي فيلم "اتوبوس شب"
كانديداهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن
سيماتيرانداز براي فيلم "پاداش سكوت"
كانديداهاي بهترين چهرهپردازي
مهرداد مير كيايي براي فيلم "قاعدهبازي"
بهترين جلوههاي ويژه ميداني
اصغر پورهاجريان براي فيلم "رييس"
بهترين جلوههاي ويژه بصري
امير رضا معتمدي براي فيلم "مخمصه"
بهترين فيلم كوتاه
"خواب سرد" به كارگرداني پيمان نهان قدرتي
لازم به ذکراست که درصورت مهیا شدن شرایط گزارش لحظه به لحظه این جشن سه شنبه شب در وبلاگ قرارخواهد گرفت.
از قرار معلوم امتیاز پروژه بعدی داریوش مهرجویی با عنوان نقاب زیبا لغو شده است. تهیه کننده و مجری طرح پروژه در این باره ابراز نظر کردهاند:
فرامرز فرازمند از شروع تولید فیلم جدید داریوش مهرجویی با نام "نقاب زیبا" در فصل زمستان خبر داد.
او در توضیح بیشتر این خبر گفت: "پروانه ساخت فیلم "نقاب زیبا" در اختیار شرکت مهرافراز است و ما تلاش داریم در صورت مهیا شدن شرایط و سرمایه مورد نیاز، تولید این فیلم را در فصل زمستان آغاز کنیم."این تهیه کننده سینما در خصوص لغو پروانه ساخت این فیلم گفت: "پروژه "نقاب زیبا" پرهزینه است و ما دنبال سرمایه گذار دولتی بودیم تا ما را در تولید این فیلم کمک کند. صحبت هایی هم در این زمینه با فارابی انجام دادیم اما به توافق نهایی نرسیدیم. بنابراین موفق نشدیم پیش تولید را شروع کنیم."او در ادامه افزود: "با توجه به اینکه تا تاریخ اعتبار پروانه ساخت موفق به تولید پروژه نشدیم، پروانه به شکل خودکار لغو شد. بنابراین اینکه عنوان کرده اند پروانه ساخت این پروژه باطل شده صحت ندارد و ما به زودی برای تمدید آن اقدام خواهیم کرد."
از طرف دیگر مجری طرح پروژه سینمایی "نقاب زیبا" به مرحله تولید نرسیدن این فیلم داریوش مهرجویی را با مسائل مربوط به "سنتوری" بیارتباط دانست.
سعید سعدی در این باره گفت: "اینکه پروانه ساخت فیلم "نقاب زیبا" باطل شده و تاکنون اقدامی برای تمدید آن نشده، هیچ ارتباطی به مسائل مربوط به "سنتوری" ندارد و به هیچ عنوان نباید در این مسائل خلط مبحث کرد." مجری طرح "نقاب زیبا" در ادامه افزود: "برای ساخته شدن یک فیلم عوامل زیادی دخیل هستند و باید اتفاقات متعددی رخ بدهد تا اثری ساخته شود. "نقاب زیبا" به دلیل اینکه مقدمات تولیدش تا مهلت تعیین شده مهیا نشد، پروانه تولیدش باطل شد و باید در تمدید آن اقدام کرد ."وی وجود مشکل محتوایی در فیلمنامه "نقاب زیبا" را رد کرد و خاطرنشان ساخت: "پروانه ساخت فقط به همان دلیل که گفتم باطل شده و امکان تمدید آن وجود دارد. در هر حال من در این پروژه به عنوان مجری طرح حضور دارم و باید تهیهکننده و کارگردان دغدغه بیشتری نسبت به تولید آن داشته باشند."
در کنار این اخبار، تهیه کننده سنتوری حرفهای دیگری هم درباره ماجرای سفر به دوبی و جلوگیری از نمایش سنتوری در آن جا دارد. فرامرز فرازمند گفت: قرار بود ما فيلم را در دبي براي يك پخشكننده و تعداد محدودي تماشاگر در يك سالن سينما نشان دهيم، اما متاسفانه يك شركت براي تبليغات كارخودش، از اسم ما استفاده كرده بود و عدهاي را براي نمايش فيلم به يك هتل دعوت كرده بود.
وي گفت: اين شركت قصد داشت فيلم را در سالن كنفرانس يك هتل و به صورت ويدئوپروجكشن نمايش بدهد و به همين دليل، من خودم با نمايش فيلم «سنتوري» در هتل مخالفت كردم.
فرازمند ترخيص اين فيلم را از امارات متحده عربي تكذيب كرد و گفت: اين مسئله هيچ ارتباطي با مسائلي كه در اين چند روز در برخي رسانهها منتشر شده ندارد و شخصا با توجه به اينكه سالن نمايش و نحوه پخش اين فيلم بسيار معمولي و غيرحرفهاي بود با نمايش آن مخالفت كردم، چون اصولا اين فيلم را بايد در سالن سينما ديد و در حقيقت، در شان فيلم «سنتوري» نيست كه در يك سالن هتل و با سيستم ويديو پروجكشن ديده شود.
اين تهيهكننده ادامه داد: اينكه ميگويند «سنتوري» را به دليل نمايش داده نشدن در ايران، به خارج از كشور بردهايم، صحت ندارد و اگر هم ميبينيد فيلم نمايشهاي محدودي را در برخي كشورها پشتسر ميگذارد، اين به دليل قراري است كه ما با پخشكننده داشتهايم مبني بر اين كه فيلم «سنتوري» بعد از ايران، در دوبي اكران شود.
وي تصريح كرد: همه برنامههاي ما براي اكران فيلم در ايران است و همه سعي ما، اين بوده است كه فيلم را براي مردم ايران نشان دهيم. آخرين نمايش فيلم، در جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر بوده است و ما حتي در اين مدت يك اكران خصوصي هم نداشتهايم و آن را در هيچ جمعي نشان ندادهايم. البته يك نمايش براي سازمان مبارزه با مواد مخدر داشتيم كه در راستاي ديدهشدن مضمون مبارزه با اعتياد در فيلم بود.
فرازمند گفت:در واقع تنها دليل عدم نمايش فيلم در دبي، مكان و نحوه نامناسب براي نمايش فيلم بود و ما قصد داشتيم فيلم را براي تعداد محدودي نشان دهيم ولي تعداد مدعوين بيش از 200 نفر بود.
به گفته اين تهيهكننده، «سنتوري» يك روز بعد از موعد مقرر، در نمايش خصوصي براي تعداد محدود پانزده نفره به نمايش در آمد.
به گفته مهرجويي؛ مهمترين نكتهاي كه در «نقاب زيبا» وجود دارد اين است كه در قصه، جنگ تمام شده و تمام اين داستان، بعد از پايان جنگ اتفاق ميافتد و بيش از هر چيز، «نقاب زيبا» برپايه يك داستان دراماتيك به پيش ميرود. اگر نقاب زیبا ساخته میشد، اولین فیلم مهرجویی با موضوع دفاع مقدس بود.

باران كوثري در گفت و گويي درباره يازدهمين جشن خانه سينما،گفت: نميتوانم در مورد كانديداتوري خودم و داوري جشن يازدهم سينماي ايران نظر خاصي بدهم، چون به جز چند فيلم محدود، كار ديگري نديدهام.
وي كه امسال براي دو فيلم «روز سوم»(محمدحسين لطيفي) و خون بازي(رخشان بنياعتماد و محسن عبدالوهاب) كانديداي دريافت تنديس بهترين بازيگر زن نقش اول جشن يازدهم سينماي ايران شده است، درباره كانديداتوري مجدد خود در اين دو فيلم؛ پس از موفقيت در جشنواره فيلم فجر، گفت: از اين اتفاق خيلي خوشحال و خرسندم چرا كه در همان دو فيلمي كانديد شدهام كه در جشنواره فيلم فجر هم براي بازي در آنها مطرح شدم.
كوثري تاكيد كرد: اين اتفاق براي خودم خيلي اهميت دارد چرا كه به نوعي، تاييد شدن موفقيت من در جشنواره بيست و پنجم فيلم فجراست.
وي به دبيري پرويز پرستويي در اين دوره جشن خانه سينما اشاره كرد و گفت: فكر ميكنم براي من و همه كانديداهاي اين دوره جشن خانه سينما، كانديدا شدن در دورهاي كه پرويز پرستويي دبير جشن سينما است، يك افتخار است.
كوثري گفت: من متاسفانه نتوانستم خيلي در جريان وقايع جشن قرار بگيريم چون درگير تمرينهاي تئاتر بودم ولي در كل معتقدم جشن امسال نسبت به هر سال خيلي پيشرفت داشته است.
وي ادامه داد:فقط اميدواريم به خاطر يك سري مشكلات شخصي، مسائل بزرگتر را زير سوال نبريم و درك كنيم كه به نفع همه ما و سينماي ايران است كه اشخاصي مثل پرويز پرستويي دبير جشن خانه سينما باشند.


حالا که سنتوری نیست، با یکی از فقیرترین سالهای سینمای ایران مواجهیم و در این شرایط واقعا نمیشود درباره داوریها قضاوت کرد. چند تا فیلم استاندارد ( تر ) داریم که اغلب موارد همانها نامزد شدهاند. تا پیش از این اعصابمان خورد میشد از مشاهده مواردی مثل نامزد شدن فیلمهایی مثل پاداش سکوت و خونبازی در رشته بهترین فیلم. این که همچنان در سینمای ایران، فیلمهایی تحویل گرفته میشوند که مهم جلوه میکنند، تا این که مهم باشند. همچنان اهن و تلپ فیلمها ( و کارگردانیها و بازیها ) طرفدار دارد. آثاری که سایه سنگین ایدئولوژی خامدستانهای بر سرشان دیده میشود و حرفهای معمولیشان را در قالبهای "موجه"ای ارائه میدهند. ( خون بازی را ببینید ). آزادی و رهایی ناشی از جذب و درک تکنیک، مضمون، و انرژی رها شده از یک جور عشق شدید به سینما خواستاری ندارد. حواستان هست که این بار دیگر بحث سر انتخابهای در مواردی "مصلحانه" مسئولان نیست. این انتخابهای خود اهالی سینماست و باز مثلا بازی سیما تیرانداز در پاداش سکوت، نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل زن شده است. بازی تیرانداز همان انتخاب مرکزی است که میشود باقی انتخابها را هم در سایهاش تحلیل کرد. یک بازی "کار شده" که تمام شرایط لازم را برای تاثیر گذاشتن روی سلیقه و وجدان هنرمند امروز دارد: ظاهرا پر زحمت، بدون قطع، با عوض کردن صدا و لحن. این طوری ذوق زیبایی شناسی سطح پایین ما، ارضا میشود از تماشای یک جور کار "هنرمندانه". هنر به معنی "کار سخت"، "از خود دور شدن"، "معنای زورکی پیدا کردن"، قابل تحلیل و توضیح شدن". این مثلا فرق میکند با تماشای صورت بیتاکید و البته "حاضر" بهرام رادان، وقتی در آغاز سنتوری از پلههای مترو میآید بالا... و بخشی از جو پرده را مال خود میکند. این بازی را راحت نمیشود دید و تحلیل کرد و بازی سیما تیرانداز را چرا. دومی را میشود به بند کشید، غذای وجداناش کرد، و اولی را نه. پاداش سکوت را در جشنواره ندیدم. پس وقتی چند روز پیش برای تماشایش به سینما رفتم، تعجب کردم که چطور بازی تیرانداز در جشنواره فجر نامزد نشده است. آخر همه دلایل لازم برای انتخاب شدن را دارد. وجدان داوران ما را که دنبال دلایل این چنینی برای معرفی بهترین بازی و بازیگر میگردند، ارضا میکند. همین را تعمیم بدهید به بازی تحسین شده باران کوثری برای ایفای نقش یک معتاد، یا بیتا فرهی که "یا علی"گویان دنبال فرزندش میگردد. بازی سیما تیرانداز در پاداش سکوت را ببینید و باز ماجرا را تعمیم دهید به درکی که از موسیقی خوب، فیلمبرداری خوب، کارگردانی خوب و فیلم خوب داریم. وجدان سنگین هنریمان باید ارضا شود. بازی تیرانداز، چیزی است مثل ضجههای زجرآور مریلا زارعی در سربازهای جمعه که یک نقش کوتاه دیگر بود و باز همین دلایل را برای جذب داورها و منتقدها داشت و هم در جشنواره فجر جایزه گرفت و هم در جشن خانه سینما.
××× همه این حرفها را اما بیخیال. امسال در غیاب سنتوری ماجرا فرق میکند. به داورها حق میدهیم، چون در فیلمهای امسال نباید دنبال چیز هنرمندانهای گشت. همین که این پنج فیلم، قابل نمایشتر و قابل تحملترند، کافی است. همین که کمی استاندارد ( تر ) باشند، همین که یکی دو آب شستهتر باشند. این بار نه بحث اعمال نظر در داوریهاست و نه بحث ناکارآمد بودن داورها.
روز گذشته رهگذران روی کیوسکهای مطبوعاتی تیتر درشتی دیدند که از ازدواج بهرام رادان خبر میداد. علیرضا باذل ( مدیر برنامه بهرام رادان ) در این رابطه به خبرنگار سینمای ما گفت : « من خودم چون در مطبوعات کار کرده ام ٬ در طول این ۸ سال بار ها و بار ها در برابر این خبرها جلوی بهرام رادان را گرفته ام و نگذاشتم از هیچ روزنامه و یا مجله ای شکایت کند . اما مدتی پیش بهرام به من گفت : « علیرضا این بار هر روزنامه یا مجله ای مطلب دروغ در باره ی من چاپ کند من خودم از آن مجله شکایت می کنم ٬ حال می خواهد شهرام زمانی باشد یا امیر قادری ٬ می خواهد خانواده سبز باشد یا مجله فیلم . » که متاسفانه شهرام زمانی شخصی است که بهرام رادان برای اولین بار می خواهد از او شکایت کند . روزنامه تلاش اگر چه سطح اخبار بالایی نداشت اما هیچ گاه مطلب دروغ نمی نوشت . نکته قابل توجه این است که خبر ازدواج بهرام رادان حدود ۲ ماه پیش در وب سایت رسمی خودش تکذیب شد . حال متن شکایت نامه بهرام رادان هم تنظیم شده و از امروز مراحل قانونی خودش را طی می کند . »
نشست رسانهای مدیر کل ارزشیابی و نظارت معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور نمایندگان رسانههای گروهی در محل این وزارتخانه برگزار شد.
محمود اربابی در ابتدای این نشست با بیان اینکه سینما جایگاهی مهم در عرصه فرهنگ دارد، گفت: "یازدهمین سال جشن خانه سینما در حال برگزاری است و هم اکنون سینما به جایی رسیده که می توان نام تکامل یافته را به آن نسبت داد." وی ادامه داد: "نکته مهمتر این است که اگر تمامی موفقیت های سینما چه در داخل و خارج و حواشی و اطراف سینما را کنار هم قرار دهیم آن روز جشن خانه سینمای ایران به بهترین حالت برگزار خواهد شد." مدیر کل ارزشیابی و نظارت در خصوص تشکیل فدراسیون تهیه کنندگان سینمای ایران گفت: "عرصه سینما را نمی توان با دیدگاه ما کنترل کرد؛ بحث ایجاد تعامل و نزدیکی کسانی که درگیر سینما هستند در دستور کار ما قرار دارد. اما این دلیل نمی شود که ما در این امر دخالت نزدیک کنیم. دوستان تهیه کننده در عرصه فرهنگ و هنر کار می کنند و در این عرصه دیدگاه و شخصیت دارند و از منظر اداره کل نمی توان وارد بحث شد." وی ادامه داد: "ما به سمت این موضوع رفته ایم که تمام تشکل ها و نهادهای درگیر که می توانند این موضوع را به سرانجامی برسانند در این امر نظرات و دیدگاههای خود را ارائه کنند تا این موضوع به شکل منطقی حل و فصل شود." اربابی درباره آغاز بحث تهیه کنندگی تصریح کرد: "ما از ابتدا با ابتکار خودم این کمیته ساماندهی را تشکیل دادیم. در این کمیته نمایندگان تشکل های تهیه کنندگی و نمایندگانی که با سینما درگیر بودند حضور داشتند. نتیجه این بحث ها رسیدن به فدراسیونی بود که با تمام صنوف تهیه کنندگی تشکیل می شود."وی درباره اختلاف نظرهای پیش آمده گفت: "این مسئله بدون تعامل طرفین درگیر برطرف نمی شود، باید در این مسئله حداکثر اتفاق نظر وجود داشته باشد. سلایق تهیه کنندگان بسیار مختلف است. درگیری پیش آمده مشکل صنوف تهیه کنندگان است. اداره کل تا جایی که توانست در این مسئله دخالت کرد تا موضوع برطرف شود." اربابی درباره شورای صنفی نمایش گفت: "فارغ از بحث هایی که در فضای مطبوعاتی انجام می شود، مطالب و بحث های متعددی نوشته و گفته شده، من احساس می کنم باید حوصله داشته باشیم تا حرف مطبوعات را بشنویم. وظیفه اداره کل بررسی وضعیت سینمای کشور است و شورای صنفی یکی از مواردی است که اداره کل موضوع آن را دنبال می کند."
وی درباره این شورا گفت: "شورای صنفی امری تفویض شده به خانه سینماست و در واقع تشکیل شورای صنفی از مدت ها قبل بر عهده اداره کل ارزشیابی و نظارت بوده است. شورای صنفی شورایی است که مسائل اکران فیلم ها را بررسی می کند و نظرات این شورا با تائید اداره کل ارزشیابی نهایی می شود."
اربابی درباره تشکیل شورای صنفی در هفته گذشته در محل اداره کل ارزشیابی و نظارت گفت: "بر اساس بند اول آئین نامه و مشکلاتی که برای خانه سینما پیش آمده بود و مربوط به برگزاری جشن خانه سینماست، با اعلام مدیر عامل خانه سینما که شرایط خانه سینما را برای برگزاری این شورا مناسب ندانسته بود جلسه در اداره کل برگزار شد."مدیر کل اداره ارزشیابی و نظارت با اشاره به آئین نامه عملکرد شورای صنفی افزود: "آئین نامه سال گذشته با دو تغییر عمده قرار بود در سال جدید اجرا شود. ما شکل آئین نامه را سال به سال تغییر می دهیم، به دلیل اینکه آئین نامه به روز باشد و ما بتوانیم آن را آسیب شناسی و رفع مشکل کنیم."
اربابی درباره تغییرات آئین نامه گفت: "یکی از پیشنهادات ما برای آئین نامه این بود که گروههای سینمایی از 18 سالن به 16 سالن تغییر کنند و به جای چهار فرهنگسرا از پنج فرهنگسرا استفاده شود. دومین تغییر سرگروه کردن سینما فرهنگ بود که هر دو این پیشنهادها با نظر کارشناسان و اهالی سینما وارد آئین نامه نشد و ما به شورای صنفی ابلاغ کردیم در سال جدید همان آئین نامه سال 85 اجرا شود."
وی درباره تبلیغات ماهواره ای آثار سینمای ایران گفت: "من هنوز از نامه دفتر بازرسی نهاد ریاست جمهوری اطلاعی ندارم، اما در تاریخ 28 شهریورماه سال گذشته به دفاتر سینمایی ابلاغ کردیم در صورت تبلیغ آثارشان در شبکه های ماهواره ای غیرقانونی با آنها برخورد قانونی خواهیم کرد. از جمله تمهیداتی که در نظر گرفته ایم، قطع کردن کمک های یارانه ای و تعلیق فعالیت های دفتر و لغو پروانه تهیه کنندگی دفاتر است."
وی با اشاره به توقف اکران فیلم "سنتوری" گفت: "توضیحاتی که جناب وزیر ارشاد برای جلوگیری از اکران این فیلم داده بودند، بسیار قانع کننده است و تمام این اتفاقات به شکل قانونی اتفاق افتاده است."
اربابی درباره تفاوت نظر وزیر ارشاد با نظر اداره کل ارزشیابی و نظارت تصریح کرد: "من وظیفه خود را انجام می دهم و مافوقم نیز وظیفه خودش را و این اقتدار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نشان می دهد. "سنتوری" فیلم کارگردانی بسیار معتبر است، اما به دلایلی که یکی از آنها حفظ و مراقبت از سینماست فعلا اکران آن به تعویق افتاده است. این نشان دهنده مصلحت و دقت نظر بوده است."
اربابی با اشاره به مشکلات پیش آمده برای فیلم نقاب هم گفت: "این فیلم مانند تمامی فیلم ها مراحل قانونی خود را طی کرد و به نمایش عمومی درآمد، اما نسخه دیگری از این اثر به صورت غیرقانونی وارد بازار شد که برای این فیلم مشکلاتی را پیش آورد."
وی همچنین با اشاره به اکران نشدن فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" تصریح کرد: "توافقی بین یک سازمان و نهاد با اداره کل ارزشیابی و نظارت انجام شده که این مربوط به آن سازمان مذکور می شود. من خودم فیلم را هنوز ندیده ام، مشکل "به رنگ ارغوان" یک مسئله قانونی است که از طریق نهادی دنبال شده و هر وقت از آن نهاد خارج شد ما می توانیم آن را دنبال کنیم."
اربابی با اشاره به اکران فیلم های فرهنگی گفت: "از بدو ورودم به ارشاد سعی در ایجاد فرصتی کردم تا فیلم های فرهنگی که کارگردان ها و تهیه کنندگان با نقطه نظرات خودشان آنها را تولید می کنند به نمایش درآورم. طرح اکران فرهنگی برای این بود که آقای ایکس نگوید من فیلم ساختم اما شرایط نمایش برای آن ایجاد نشده است. اما این نکته را باید در نظر گرفت که اساسا سینماداری یک کار اقتصادی است و کمتر سینماداری حاضر می شود فیلم مخاطب خاص را اکران کند."
وی در پایان به آئین نامه شورای صنفی اشاره کرد و گفت: "ما در آئین نامه شورای صنفی پیشنهاداتی را لحاظ کردیم و وقتی به نتیجه رسیدیم فرآیند اکران فیلم ها به سرانجامی معقول می رسد و مشکلات اکران فیلم های فرهنگی نیز برطرف می شود."
تاريخچه و شرح ماجرا
ماجرای ساختهشدن فیلمی مستند از زندگی دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهور ایران به کارگردانی الیور استون وارد مرحلهای تازه شده و گروه مشاوران رئیس جمهور به شکل رسمی فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردهاند.
خبر ساخت فیلمی مستند از زندگی رئیس جمهور ایران در یکی از جلسات عمومی هیئت اسلامی هنرمندان توسط سیدعلیرضا سجادپور مطرح شد. او در این مراسم گفت: "الیور استون فیلمساز آمریکایی برای ساخت فیلمی درباره محمود احمدی نژاد درخواست سفر به ایران را مطرح کرده است." رئیس جمهور در این نشست با درخواست الیور استون موافقت کرد.
اعلام این خبر از سوی سجادپور بازتابی گسترده در مطبوعات و خبرگزاری ها داشت. او بلافاصله پس از آن در گفتگویی اعلام کرد خبر را از یک منبع موثق شنیده و در صحت آن تردیدی ندارد. سجادپور سپس موضع خود را درباره فیلم مستند رئیس جمهور اینچنین بیان کرد: "در نقاط مختلف آمریکای مرکزی و جنوبی که به طور سنتی حیاط خلوت آمریکا محسوب می شد، حالا احمدی نژاد به عنوان نماینده کشور مسلمان و انقلابی ایران ارتباطات گسترده سیاسی ـ اقتصادی برقرار می کند و همچنین در سفرهای ایشان به آن کشورها شاهد بوده ایم که ایشان به محبوبیتی عجیب و غریب دست یافته اند. همین قضیه موجب می شود ما از این قضیه که الیور استون می خواهد درباره احمدی نژاد فیلم بسازد استقبال کنیم."
ساخت این فیلم مستند در رسانه های خارجی نیز بازتابی گسترده داشت. ابتدا شبکه فاکس نیوز این خبر را جعلی خواند؛ اما بلافاصله یکی از دست اندرکاران دفتر مشاور رئیس جمهور اعلام کرد خبر شبکه فاکس نیوز حقیقت ندارد و جعلی است، چرا که درخواست استون به شکل کاملا رسمی به دفتر رئیس جمهور اعلام شده است.
اما در همین رابطه روزنامه گاردین و سایت خبری کانتکت میوزیک خبری منتشر کردند که جعلی بودن خبر شبکه فاکس نیوز را آشکار ساخت. در خبر این دو رسانه آمده بود الیور استون برای اولین بار از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای ساخت فیلمی حماسی درباره احمدی نژاد درخواست همکاری کرده است.
اما دو روز پس از انتشار این خبر، یعنی روز دهم تیرماه مهدی کلهر در گفتگویی از پاسخ منفی رئیس جمهور به درخواست الیور استون خبر داد و گفت: "جواب منفی دکتر احمدی نژاد را برای الیور استون فرستادم، چرا که درست است این فیلمساز در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است، اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است."
کلهر در ادامه همین گفتگو از مخالفت صریح رئیس جمهور با ساخت این فیلم خبر داد و تصریح کرد: "در این دو سال از سوی استکبار جهانی تلاش زیادی شده که چهره مطلوب خودشان را از دکتر احمدی نژاد بسازند، نه چیزی که در حقیقت وجود دارد که البته این موضوع ترفندی قدیمی در رسانه های آمریکاست و سابقه ای پنجاه ساله دارد."
پاسخ منفی احمدی نژاد به درخواست الیور استون در رسانه های خارجی بازتابی گسترده پیدا کرد. روزنامه گاردین در این باره نوشت: "با وجود درخواست مشتاقانه الیور استون از مقامات ایرانی برای ساخت فیلمی مستند درباره رئیس جمهور ایران، اما با توجه به چارچوب فکری ایران نسبت به دولت آمریکا، این فیلمساز آمریکایی عضوی از همان شیطان بزرگ معرفی شده است."
اما در همین رابطه استون اعلام کرد به شکل رسمی از سوی مسئولان دولت ایران پاسخ منفی دریافت نکرده است. بیانیه استون در همین رابطه در مجله سینمایی واریتی به چاپ رسید که در آن آمده بود: "طی این سال ها لقب های بسیاری به من داده اند، ولی تاکنون کسی به من "شیطان بزرگ" نگفته بود."
روزنامه های لس آنجلس تایمز، واشینگتن پست، هرالد تریبیون، وست استرالیا، اورشلیم پست و ... رسانه هایی بودند که اقدام به چاپ بیانیه استوان کردند. مهدی کلهر پس از انتشار این بیانیه در پاسخ به اظهارات استون گفت: "پاسخ منفی رئیس جمهور به شکل تلفنی توسط منشی من به رابط ما و الیور استون ارائه شده است."
پس از وقوع این اتفاقات ساخت فیلم استون در ظاهر منتفی شد؛ اما همه چیز بار دیگر با تشکیل دومین نشست هیئت اسلامی هنرمندان در روز 26 مردادماه آغاز شد. این بار هم سجادپور حامل خبری جدید از این پروژه بود. او در این نشست گفت: "میشله میلکسون به عنوان مدیر تبلیغاتی و برنامه های الیور استون طی درخواست مجدد علاقه این فیلمساز به تولید مستند درباره محمود احمدی نژاد را در راستای گفتگوی دو ملت ایران و آمریکا اعلام کرده است."
سرانجام پس از کش و قوس های بسیار دکتر محمود احمدی نژاد در آخرین کنفرانسی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی موافقت خود را با ساخته شدن این فیلم مستند اعلام کرد. او در این رابطه گفت: "من به طور اصولی مخالفتی با این کار ندارم. ولی چارچوب آن باید با همکاران ما هماهنگ شود."
جواد شمقدری مشاور هنری احمدی نژاد نیز بلافاصله در اظهار نظری اعلام کرد جواب قطعی به استون داده نشده است. او گفت : "ما باید روی نیت واقعی الیور استون اطمینان پیدا کنیم." پس از این اظهار نظر، شمقدری شرط های ساخت مستند احمدی نژاد برای استون را تشریح و خاطرنشان کرد: "از استون طرح فیلمنامه اش را خواهیم خواست و یکی از شروطمان این است که دوربین ایشان صحنه و نماهایی را که می خواهد همزمان با رخ دادن اتفاقات بگیرد و چیزی را بازسازی نکند."
پس از اعلام موافقت رئیس جمهور و اعلام شروط از سوی مشاور هنری وی، پایگاه اطلاع رسانی "سینمای ما" در گزارشی اعلام کرد سایت سینمایی Imdb در خبری اعلام کرده که استون در پی مهیا کردن مقدمات سفر به ایران برای ساخت این فیلم است.
جواد شمقدري: شايد اليور استون به ايران نيايد
شاور هنری رئیس جمهور از برنامهریزی برای ساختن فیلم پشت صحنه فیلم الیور استون و احتمال منتفی شدن سفر این فیلمساز آمریکایی به ایران خبر داد.
جواد شمقدری در این باره گفت: "استانداردهایی برای ساختن این فیلم باید در نظر گرفته شود تا آن را به تیم سازنده اعلام کنیم. جلوگیری از سوء استفاده استون از راش های فیلم همان چیزی است که باید توسط تیم مشاوران و سازندگان فیلم مکتوب و نهایی شود."
مشاور هنری احمدی نژاد درباره ساختن فیلم پشت صحنه گفت: "ساختن فیلم پشت صحنه از فیلم مستند استون از ساز و کارهایی است که در اختیار ما قرار دارد. البته هنوز فرد خاصی برای ساختن این فیلم پشت صحنه در نظر گرفته نشده است."
وی با اشاره به نگرانی های موجود برای ساختن این فیلم تصریح کرد: "وقتی آقای دکتر احمدی نژاد اطمینان داشتند و در نشست مطبوعاتی خود اعلام کردند استون می تواند فیلم بسازد نباید نگران باشیم، ما تمام ساز و کارهای فنی، هنری و اجرایی را در نظر خواهیم گرفت و آن را مکتوب می کنیم."
مشاور هنری رئیس جمهور در پایان گفت: "از الان نمی شود تکلیف ساخته شدن یا نشدن فیلم مستند درباره رئیس جمهور را روشن کرد، شاید اصلا استون نیاید و فیلمی هم نسازد."
عليرضا سجادپور: شخصا موافق حضور الیور استون در ایران هستم
تیم مشاوران دکتر احمدینژاد راهکارها را برای ساختن فیلم مستند رئیس جمهور توسط الیور استون بررسی و برای تصمیمگیری نهایی به رئیس جمهور ارائه میکنند.
علیرضا سجادپور درباره ساخته شدن فیلم مستند از زندگی رئیس جمهور کشورمان به خبرنگار مهر گفت: "جزئیات این موضوع توسط مهدی کلهر و جواد شمقدری مشاوران رسانه ای و هنری رئیس جمهور پیگیری و رسما اعلام می شود."
وی درباره احتمال سوء استفاده تیم سازنده این فیلم به کارگردانی الیور استون افزود: "تا وقتی فیلم ساخته نشده نمی توان پیشداوری کرد و برای احتمال یک خطا هم نمی شود ساختن آن را زیر سئوال برد. این فیلم را هر علاقمند دیگری هم می تواند بسازد و اولویت ما برای ساختن آن یک فیلمساز ایرانی است. اما اگر یک فیلمسازی خارجی با توانایی و امکانات علاقمند به ساختن فیلم مستند رئیس جمهور محبوب کشورمان باشد هم مانعی ندارد."
سجادپور با اشاره به اینکه شخصا موافق ساختن این فیلم توسط استون است، گفت: "ملاحظاتی در نظر داریم که با شیوه های مختلف کنترل مناسبی را انجام دهیم. ما می توانیم زمینه های بیشتری را فراهم کنیم تا افراد دیگر از شخصیت جذاب دکتر احمدی نژاد فیلم بسازند؛ رئیس جمهور محبوب کشورمان یک شخص نیست، نماینده یک ملت و زبان گویای یک جامعه پویا در جهان امروز است، او حامل پیام ملت ماست."
وی در ادامه افزود: "اگر به شاخص های محبوبیت دکتر احمدی نژاد در جهان نگاهی بیندازیم، می بینم که همه باید تلاش کنند تا با استفاده از امکانات فرهنگی جهان امروز ایشان را بیشتر بشناسانیم؛ اگر استون می خواهد این فیلم را بسازد چه دلیلی دارد که مانع شویم. اگر استون بخواهد از این موقعیت سوء استفاده کند، خودش آسیب می بیند. اگر قرار بود رئیس جمهور آسیب ببیند در این دو سال با هجمه های سنگین رسانه های دنیا آسیب می دید."
سجادپور در پایان درباره زمان آغاز تولید فیلم مستند رئیس جمهور گفت: "الیوراستون تیم پیشنهادی اش را که شامل دستیاران و عوامل فنی است برای ساخت این فیلم رسما به دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده و نظر نهایی را خود آقای رئیس جمهور خواهد داد."
نظرهاي بيرنگ و سلحشور و طالبي و ابراهيميفر راجع به اين مستند
ساختهشدن فیلمی مستند از رئیس جمهور به کارگردانی الیور استون بین سینماگران ایرانی هم بازتابهای مختلفی دارد؛ برخی سکوت میکنند و برخی دیگر معتقدند نباید به یک فیلمساز آمریکایی اعتماد کرد.
در خصوص ساخت فیلم مستند رئیس جمهور فیلمسازانی چون سعید ابراهیمیفر، فرجالله سلحشور، بیژن بیرنگ، ابوالفضل جلیلی، حمید بهمنی و ابوالقاسم طالبی اظهار نظر کردند؛ برخی به گفتن یک جمله بسنده کردند، برخی دیگر به شکل مبسوط نظرات خود را ارائه دادند و برخی هم مثل جلیلی ...
ابراهیمی فر در این باره گفت: "هر وقت استون به ایران آمد من باورم می شود که چنین مسئله ای صحت دارد و آن وقت می شود راجع به آن نظر داد." طالبی افزود: "صلاح کار خویش خسروان دانند" و جلیلی گفت: "هیچ نظری ندارم."
سلحشور هم گفت: "رئیس جمهور مشاوران خوبی دارد که می توانند بهترین تصمیم را بگیرند؛ اما من به عنوان یک فیلمسازایرانی به هیچ عنوان به یک فیلمساز آمریکایی اعتماد ندارم، هر چقدر استون فیلمسازی صادق و افشاگر باشد، در هر حال آمریکایی است و چرا باید این امکان در اختیار یک آمریکایی قرار بگیرد؟ مگر فیلمسازان ایرانی نمی توانند برای رئیس جمهورشان فیلم بسازند؟"
بهمنی در این باره چنین گفت: "الیور استون فیلمسازی است که آثاری افشارگرانه در زمینه سیاست های آمریکا ساخته و در فیلم هایش نیز تحلیلهای خوبی ارائه داده؛ اما در هر حال او از هالیوود آمده و نگاه صهیونیستی آنها را پشت سر خود دارد و همین عامل کمی ما را نگران می کند."
بیرنگ هم درباره ساخته شدن فیلمی مستند درباره رئیس جمهور به دست فیلمسازی آمریکایی اظهار داشت: "به نظرم با توجه به کارنامه ای که الیور استون در زمینه مستندسازی از خود به جا گذاشته، حس می کنم فیلم او از دکتر احمدی نژاد اثر خوبی از آب دربیاید."
محمدرضا گلزار در پي اخبار كذبي كه سامان پارسا در رابطه با حضورش در مسابقات کارتینگ هنرمندان در اختیار سایت سینمای ما گذاشته بود، به خبرنگار سايت گفت: « آقای پارسا چنین حرفی را از قول خودشان زدند و اصلا ً قرار بر برگزاری چنین مسابقه ای نبوده است. من بدین وسیله اعلام می كنم که آقای پارسا هیچ گونه سمتی در ارتباط با كارهاي من ندارند . در ضمن از مسابقات روز جمعه هم هیچ اطلاعی نداشتم و فقط می توانم به مردم عزیز بگویم، متاسفم.»
محمدرضا گلزار در اين باره توضيح داد: «مسابقاتی كه روز جمعه نهم شهریور برگزار شد، متعلق به شرکت چیتوز بود و از من، آقای امين حیایی و آقای حسام نواب صفوی توسط این شرکت دعوت شد تا برای جشن اختتامیه این مسابقات که در تاریخ چهارشنبه ۱۴ شهریور برگزار می شود به عنوان اهدا کننده جوایز حضور داشته باشیم و ما هم پذیرفتیم . مراسم اهدای جوایز هم بصورت کاملاً خصوصی برگزار می شود.»
گلزار در رابطه با این موضوع كه سامان پارسا خود را به عنوان مدیر برنامههاي محمدرضا گلزار معرفی کرده گفت : « ايشان فقط مسئول بهروز کردن بخش اخبار وب سایت من است و این مسئله هم جدیداً اتفاق افتاده و حتی تا چند ماه گذشته ایشان هیچ سمتی در امور هنري من نداشتند. مجداداً تكرار میکنم که سامان پارسا در ارتباط با كارهاي من هیچ گونه سمتی ندارد.»
امیدوارم که تعطیلات سه روزه به همه شما خوش گذشته باشه. همان طور که اطلاع دارید وبلاگ"ارسلان"یک هفته تعطیل بود و من به همراه بروبچه های وبلاگ این یک هفته رو درشمال بودیم. از قرار این شمال رفتنمون هم بی دلیل نبود چون قصد داشتیم مسابقات بین المللی جت اسکی که قرار بود درساحل خزر شهر برگزار شود را پوشش دهیم. حتما خبر برگزاری این مسابقه را در روزهای گذشته در وبلاگ ما ملاحظه کرده اید.طبق برنامه قرار بود در حاشیه این مسابقات گروه آریان-حمیدعسگری و رضا یزدانی به صورت زنده به اجرای برنامه بپردازند که از شانس ما تمام این برنامه ها لغو شد. همچنین بر روی بلیط ها نیز این نکته ذکر شد که گروه های فوق در برنامه ی ذکر شده اجرای زنده نخواهند داشت .همچنین قراربود بهرام رادان- رامبد جوان- نیما شاهرخ شاهی-حامدبهداد هم دراین برنامه حضور داشته باشند که روز قبل از مسابقه حضور آنها ازطرف مدیریت برنامه تکذیب شد. بااین وجود بهرام رادان که از دو روزقبل از برگزاری مسابقه در شمال بود شب قبل از مسابقه به خزر شهر آمد اما به دلیل بی نظمی و ازدحام جمعیت ترجیح داد در این برنامه حضور نداشته باشد.رامبد جوان هم به دلیل برنامه زنده خود که هرشب ازشبکه۲پخش می شود دراین برنامه حضور نداشت. حامد بهداد به دلیل حضور در کار جدیدش به این برنامه نیامد و تنها نیما شاهرخ شاهی در این برنامه حاضرشد. شبکه ۳ هم که قرار بود ازبعدازظهرپنجشنبه این مسابقات را به صورت زنده پخش کند دقایقی مانده به شروع مسابقه ازاین کار منصرف شد. بدین شکل کلیه برنامه های این مسابقه لغو شد و فقط مسابقه جت اسکی برگزار شد.
راستش و بخواهید اول که ما خبر برگزاری این مسابقه را در روز۸ شهریورشنیدیم و به دنبال آن خبربرگزاری کنسرت گروه آریان-حمید عسگری و رضا یزدانی را درحاشیه این مسابقه اول به چشم و گوش خودمون شک کردیم که این خبر را درست شنیده ایم یا نه.چون اجرای زنده این گروه های موسیقی اتفاق نادری است که با توجه به کج سلیقگی مسولین مربوطه این اتفاق نادرتر هم می شود. اما ظاهرا ما از اول هم سر کار بودیم چون تمام این برنامه ها چیزی نبود جز یک مانور تبلیغاتی!!!!!!!!!!!!!!
ارسلان
نظرفراموش نشود![]()
« محاكمه » متعلق به مناسباتي است كه سالهاست دورهشان سپري شده اما فيلمساز ما چارهاي جز تكرار همان قصهها و حرفهاي بارها گفته شده ندارد، چون همين را بلد است. |
در طول سال هاي اخير شاهد حضور گسترده و همه جانبه ي انواع و اقسام فيلم هاي به اصطلاح كمدي در سينماي ايران بوده ايم، كمدي هاي سهل انگارانه اي كه با مطرح ساختن موضوعات پيش پا افتاده و نخ نما شده و نيز تكيه كردن به شوخي هاي تاريخ مصرف گذشته،تنها فتح گيشه ها را هدف قرار داده و به واقع كاركردي جز تنزل و ركود اين گونه ي سينمايي نداشته اند. در اين ميان همواره اين پرسش وجود داشته است كه چرا اين همه قابليت و پتانسيل در قالب فيلمنامه اي قرص و محكم نمي گنجد تا فيلمي واجد قواعد مورد نياز اين ژانر ،روانه ي سينماها گردد؟
اينك به نظر مي رسد بالاحره در "كلاهي براي باران" اين اتفاق افتاده است و فيلمنامه اي قابل دفاع، دستمايه ي ساخت اثري نسبتاً قابل قبول گشته است. فريدون فرهودي فيلمنامه نويس باسابقه و كاربلد سينما و تلوزيون ايران، با بهره جستن از قصه اي امروزي، فيلمنامه اي كم نقص و مجموعه اي از موقعيت ها و شوخي هاي بامزه را تدارك ديده است. در عين حال به نظر مي رسد فرهودي در هنگام نگارش فيلمنامه، بسياري از ويژگي هاي شخصيتي بازيگران مورد نظرش (رضا عطاران و جواد رضويان) را لحاظ كرده و با توجه به توانايي هاي آنها، نگارش فيلمنامه را به پيش برده است.
"رضا عطاران" كه بارها توانايي هايش را (چه در عرصه كارگرداني و چه در زمينه بازيگري) به رخ كشيده است، اين بار نيز پا را از قالب هميشگي خويش فراتر نمي نهد و تلاش چنداني براي متفاوت جلوه كردن نمي كند. در اينجا يكبار ديگر با همان پرسوناي كليشه اي وي ،دزد دغل باز شوخ طبعي كه براي رسيدن به مقصودش از هر راهي وارد مي شود و از ارائه ي هرگونه دوز و كلكي كوتاهي نمي كند، رو به رو هستيم.
رمز موفقيت مسعود نوابي در مقام كارگردان فيلم در آن است كه عطاران را رها مي سازد تا خودش باشد، هماني كه حقيقتاً هست و همگان انتظار دارند. يكي از ويژگي هاي بازي عطاران، خونسردي و آسودگي خاطر ذاتي وي مقابل دوربين است ، مشخصه اي كه از همان نخستين كار مطرح تلوزيوني وي، "ساعت خوش" به چشم مي آمد. گويي وي دوربين را به هيچ مي انگارد و به جاي "بازي" ، "زندگي" مي كند. و اين نكته اي است كه در قالب يكي از ديالوگهاي فيلم، از زبان خود عطاران اينچنين بيان مي شود: "آدم بايد همونجوري باشه كه واقعاً هست!"
اين گونه است كه بيننده كاراكتر وي را باور مي كند و همراهش مي گردد، بطوريكه لحظاتي مي رسد كه خنديدن بي بهانه و نابهنگام عطاران نيز بامزه جلوه مي كند و خنده ي ممتد تماشاگران را در پي دارد.
با اين وجود عطاران ، تنها برگ برنده ي كلاهي براي باران محسوب نمي شود. جواد رضويان، بازيگري كه پس از مهمترين اتفاق كارنامه ي بازيگريش، "پاورچين"، بخت خود را بر روي پرده ي نقره اي آزموده و توفيق چنداني نصيبش نگشته بود، اين بار با حضور قدرتمند خويش، درخشان و اثربخش ظاهر مي گردد و لحظات شيريني را رقم مي زند.
سكانس هاي مشترك عطاران و رضويان ، كه با بحث و جدل ها و مزه پراني هاي آنها همراه است، جالب و پاورپذير از آب در آمده است، بعنوان نمونه شوخي دست دادن آنها با يكديگر كه تكرار چندباره ي آن، تاثيرگذار و خنده دار جلوه مي كند. در اين ميان حضور جواد رضويان در بخش هاي مختلفي از فيلم، با شكل و شمايل متفاوت ( از دختر جوان گرفته تا پيرزن سالخورده) كه با گريم جالب توجه وي همراه است، از نقاط قوت فيلم محسوب مي شود . در حالي كه پرداخت ضعيف و نگاه سطحي به اين موضوع مي توانست فيلم را در دام كليشه هاي آزاردهنده بغلتاند، مسعود نوابي آگاهانه از اين دام مي رهد تا اين موارد پاشنه ي آشيل فيلم محسوب نگردد.
در حالي كه حضور كم اثر فتحعلي اويسي اعتباري به فيلم نمي افزايد ، اين نقش آفريني مهران غفوريان است كه جلب نظر مي كند،كسي كه به نظر مي رسد گزينه ي مناسبي براي تكميل مثلثي متشكل از سه بازيگر موفق عرصه طنزهاي تلوزيوني (عطاران،رضويان و غفوريان) بوده است.
با اين وجود آنچه آزار دهنده مي نمايد حضور ضعيف و كمرنگ بازيگران تازه كار و نوظهور فيلم است كه قادر نيستند همپاي بازيگران اصلي، گام بردارند و در مواردي سبب ساز افت فاحش فيلم مي گردند.
مسعود نوابي كارگرداني كه خاستگاهش تلوزيون بوده و در دو ساخته ي اخير سينمايي اش نيز رويكرد بهره جستن از بازيگران شناخته شده ي تلوزيوني را در دستور كار خود قرار داده است، با ساخت "كلاهي براي باران" به نقطه اي دست مي بايد كه مي تواند تثبيت كننده وي در جايگاه كارگردانان موفق عرصه ي سينماي كمدي ايران باشد، جايگاهي كه همچنان حضور افزونتر و پرثمرتري را مي طلبد!
فرهاد
«امين حيايي» براي بازي در نقش «آقاي جعفري» يكي از شخصيتهاي داستان «دايره زنگي» با «سيدجمال ساداتيان» قرارداد بست.
بنا بر اين گزارش، بر اساس برنامهريزي گروه توليد «دايره زنگي»، دورخواني و تمرين بازيگران «دايره زنگي» از هفته گذشته در دفتر توليد فيلم آغاز شده است و اين فيلم قرار است از 15 شهريور ماه در آپارتماني واقع در اقدسيه كليد بخورد.
پريسا بخت آور پيش از اين علاوه بر فعاليتهاي تئاتري،مجموعههاي موفقي همچون يادداشتهاي كودكي، پشت كنكوريها و من يك مستاجرم را ساخته است.
عوامل سازنده فيلم عبارتند از:
تهيهكننده: سيدجمال ساداتيان، نويسنده فيلمنامه و مشاور كارگردان: اصغر فرهادي، كارگردان: پريسا بخت آور، مدير توليد: مجتبي متولي، مدير فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم،طراح چهرهپردازي: ايمان اميدواري، صدابردار:بهمن اردلان، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: عليرضا شمس.
بازيگران: هديه تهراني، مهران مديري، امين حيايي، گوهر خيرانديش، نيما شاهرخشاهي، اردشير كاظمي، بهاره رهنما، مليكا شريفينيا، صابر ابر، مهدي پاكدل، بهشاد شريفيان و اميد روحاني.
در خلاصه داستان دايره زنگي آمده است:تهران- جمعه؛ محمد و شيرين تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تامين كنند، شيرين جرات ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانهاي در شمال شهر ميشوند تا با كاري كه انجام ميدهند، پول موردنياز را تامين كنند.
به گفته «ديپش مهتا»، وكيل المدافع «سلمان خان»، اين بازيگر باليوودي كه از شنبه گذشته دستگير شده بود و در زندان مركزي جادپور به سر ميبرد، سرانجام روز گذشته به قيد ضمانت آزاد و شب گذشته نيز به مقصد بمبئي براي پيوستن به خانوادهاش پرواز كرد.
سلمان خان از آوريل 2006 كه به اتهام شكار غزالي نادر متهم و به 5 سال زندان محكوم شده بود تا هفته گذشته به قيد ضمانت آزاد بود ولي سرانجام هفته گذشته دستگير و زنداني شد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، «سلمان خان»، پسر ارشد «سليم خان»، فيلمنامهنويس مشهور باليوود است، قرار بوده تا بزودي در 5 الي 6 پروژه ايفاي نقش كند، كه در صورت بازگشت به زندان، اين مسئله، براي سينماي هند، بيش از 25 ميليون دلار خسارت در پي خواهد داشت.
«كروز» كه طي اين مدت علي رغم جنجالهايي كه براي بازياش در نقش عامل ناموفق هيتلر در فيلم والكيري، به پا شده بود، از هرگونه مصاحبهاي امتناع ورزيده بود، سرانجام سكوت خود را شكست در دفاع از بازي خود در اين نقش در مصاحبه با يك روزنامه آلماني گفت: همه آنچه كه ميتوانم بگويم اين است كه تا فيلم را نديدهايد از هرگونه اظهار نظري خودداري كنيد.
وي افزود: من همه تلاشم در حال حاضر اين است كه مثبت فكر كنم و تمام فكرم را روي اين فيلم متمركز كنم.
اين بازيگر 44 ساله گفت: مسؤليت بسيار سنگيني در برابر آلمانيها به عهده من است زيرا بازي در نقش مردي چون كلنل اشتافنبرگ يعني خيلي چيزها.
كروز گفت: من در رابطه با همين مرد نيز احساس مسئوليت بسيار زيادي ميكنم، هرچه در رابطه با او بيشتر مطالعه ميكنم، حس احترامم نسبت به او بيشتر ميشود.
كروز در ادامه افزود: «بريان سينگر» زمانيكه براي پيشنهاد بازي در اين فيلم به نزد من آمد، فيلمنامه را با يك عكس از اشتافنبرگ روي ميز من گذاشت، من همان زمان ميان او و خودم شباهتهاي زيادي ديدم و اين مسئله مرا نسبت به اين نقش كنجكاو و مشتاق كرد.
پيش از اين سياستمداران و رسانههاي آلمان تام كروز را به خاطر اعتقادات دينياش و اينكه قرار است در نقش يكي از بزرگترين قهرمانان آلمان ايفاي نقش كند، به شدت مورد نقد قرار دادند.
«كنت كلاوس شينك ون اشتافنبرگ» كه رياست يك گروه از افسران نازي را بعهده داشت، 20 جولاي سال 1944 با گذاردن يك بمب زير ميز هيتلر سعي كرد تا وي را ترور كند ولي با اين اقدام وي با شكست روبرو شد.
در پي آنكه «جكي چان» سر صحنه فيلم «قلمرو ممنوعه» دچار سانحه شد، «جت لي»، همتاي او در اين فيلم در مصاحبه با خبرنگاران گفت: من و جكي ديگر پير شدهايم و مخاطبان در فيلم «قلمرو ممنوعه» ديگر نبايد از ما در رابطه با صحنههاي رزمي انتظار زيادي داشته باشند.
وي افزود: من و جكي اولين بار 15 سال پيش ميخواستيم با هم همكاري كنيم، در آن زمان انگيزه هردوي ما براي رسيدن به قلههاي موفقيت بسيار قوي بود.
اين بازيگر 44 ساله با اشاره به اين مطلب كه چان هم اكنون 53 ساله است، افزود: زمانيكه شما فيلم «قلمرو ممنوعه» را ببنيد در واقع مجموع سن من و جكي 100 سال است.
فيلم «قلمرو ممنوعه» كه قرار است بهار آينده در آمريكا اكران شود، داستان سفر خيالي يك جوان آمريكايي به چين قديم به منظور نجات پادشاه اسطورهاي ميمونهاست.
«جكي چان» كه پيش از نيز از كمر درد رنج ميبرد، هنگام فيلمبرداري فيلم «قلمرو ممنوعه» كه اولين پروژه مشترك وي با «جت لي» است، از ناحيه كمر به شدت صدمه ديد، آنچنانكه روند پيشرفت پروژه چندي روزي به تاخير افتاد.
هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
ميلاد باسعادت قائم آل محمد(ص) حضرت مهدي موعود(عج) مبارك
ويژه نامه ميلاد نور

وبلاگ "ارسلان"يك هفته تعطيل خواهد بود - منتظرنظرات شما عزيزان هستيم
حتما روي ادامه مطلب كليك كنيد
حتما روی ادامه مطلب کلیک کنید
دیروزشان امروزشان
سبک شناسی کارگردان های سرشناس سینمای جهان(حتمابخوانید - نظرفراموش نشود)