
نظربدهید.نمی دین؟درشوتخته
می کنما.نگید نگفتی ![]()
|
|
"توفيق اجباري" به كارگرداني محمد حسين لطيفي در سه روز پنج شنبه ، جمعه و شنبه بيش از صدميليون تومان فروش کرد و رکورد جديدي برجا گذاشت . اين فيلم درروز جمعه چهل ميليون در روز پنج شنبه سي ميليون و در روز شنبه بيش از سي ميليون تومان فروخته است.
"توفيق اجباري" آخرين ساخته سينمايي محمدحسين لطيفي با بازي محمدرضا گلزار، باران كوثري، رضا عطاران و نيوشا ضيغمي درباره محمد رضا گلزار بازيگر معروف سينماست كه پس از جدايي از همسرش ماجراهايي برايش اتفاق ميافتد.
برگزیدگان جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند. در اين مراسم كه با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاون امور سينمايي و جمعي از هنرمندان و فيلمسازان جوان در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد؛ برگزيدگان به شرح ذيل اعلام شد: بخش بينالملل: جايزه در جستجوي حقيقت: "سوزن بان" ساخته آشيش پاندي از هندوستان و "نزديكتر از نفس" ساخته پريوش نظريه از ايران. جايزه بزرگ: "الا" ساختهي سيلوانا آگير از انگلستان داستاني: "وظيفه" ساخته "ولا تراندافير" از روماني تجربي: "بومرنگ" ساخته داريوش غريبزاده از ايران انيميشن: "كشتي" ساختهي "گرژ گورژ يونا كتبس" از لهستان و "عروسك گمشده" ساخته معين صمدي از ايران. مستند: "جايي تمام عيار" ساخته الناز ولودكو از روسيه و لوح تقدير به "فوك" و "شكسپير" ساخته گئون كيم از كرهي جنوبي. بخش ملل مسلمان: "نيمه ديگر من" ساختهي جاسنين تافل از لهستان آسيا پاسفيك: "وظيفه پسر" ساخته نيمريك بيرنازارف از قرقيزستان و لوح تقدير به "سفر" ساخته ميشل پاولو از نروژ بخش مسابقه سينماي جوان: فيلمنامه يا تحقيق: "نصير درويشونه" براي تحقيق فيلم مستند "گورستان بينام" از بندر انزلي. كارگرداني: ديپلم افتخار به فرشته هوشمندي فتوت براي فيلم داستاني "صبر كن هوا روشن بشه" از تهران. تصويربرداري: مسعود اميني تيراني براي فيلم داستاني "صبر كن هوا روشن بشه از تهران" و ديپلم افتخار به رضا عرفاني براي فيلم مستند "دفينه از تهران". بخش مستند: رضا عرفاني و حسين راستي براي فيلم "دفينه از تهران" و دو ديپلم افتخار به فيلمهاي "شهر ما خانه ما" ساخته علي جعفري از اراك و "هزار دختر هاجر" ساخته فاطمه حيدري از شهر كرد. بخش داستاني: دو ديپلم افتخار به فيلمهاي "شب روز برفي" ساخته دانش و بابك صلواتي از سنندج و "صبر كن هوا روشن بشه" ساخته فرشته هوشمندي فتوت از تهران. بخش تجربي: ديپلم افتخار به سعيد بناء براي فيلم داستاني "قالي جادويي" ازتهران. بخش پويانمايي: "در خانه ما" ساخته مريم كشكولي نيا از تهران و ديپلم افتخار به "هزار و يك شب" ساخته هدي مسعودي از تهران. مجري طرح: مشتركا به انجمن سينماي جوانان ايران دفاتر تهران و كاشان. در بخش مسابقه سينماي جوان: هيات داوران در بخشهاي كارگرداني، تدوين و فيلم داستاني و تجربي مشخص و فيلمي را شايسته دريافت تنديس ندانست. بخش مسابقه نگاه ملي: تحقيق و پژوهش: پيروز كلانتري براي فيلم مستند "تهران چند درجه ريشتر" از تهران. فيلمنامه: روحاله مسرور براي فيلم داستاني "بوق" از تهران و ديپلم افتخار به آيدا پناهنده براي فيلم داستاني "روشناييهاي شهر" از تهران. مستند: "سيانوزه" ساخته رخساره قائم مقامي از تهران و دو ديپلم افتخار به حامد خسروي براي فيلم "ترانه اندوهگين كوهستان" از بندر انزلي و بيژن زمان پيرا براي فيلم "طلاي سفيد" از سنندج. تجربي: "تناوب" ساخته مهدي فرد قادري از نيشابور و دو ديپلم افتخار به امير زبان آور و شهرزاد داستاني براي فيلم فاجعه 61200 از تهران و اسفنديار تركمني راد براي فيلم "حياكمردان نامي" از تهران. پويانمايي: "قفس" ساخته وحيد نصيريان از تهران و دو ديپلم افتخار به امير سحرخيز براي فيلم "آلامه" از تهران و معين صمدي براي فيلم "عروسك گمشده" از تهران. داستاني: "خواب سرد" ساخته پيمان نهان قدرتي از تهران و دو ديپلم افتخار به محمد صوفيآبادي براي فيلم "روي خط" از تهران و بيژن ميرباقري براي فيلم "زير پلك" از تهران. بخش مسابقه ويژه ميراث نبوي: "چاوش" ساخته فرخ حنيفهنژاد زيبايي از مشهد چشم انداز سرزمين زيبايي ما: "ماه اردلا" ساخته اميد راستبين از سنندج، "عبور از خط زرد" ساخته محمدرضا باغباني از سننج و لوح تقدير به خاطر تلاش در برگزاري هر چه با شكوهتر هفتمين جشنواره منطقهيي سينماي جوان مشتركا به دفاتر انجمن سينماي جوان اهواز، خرمآباد، سنندج و قزوين. بخش يونيكا: "زندگي و ديگر هيچ" ساخته روح اله مولوي ، "يك روز يك مرد" ساخته نقي نعمتي، "يك جرعه آب" ساخته احمد ارجمند، "فرش چوب" ساخته عبدالرحمن ميراني و انجمن سينماي جوانان ايراني دفتر زاهدان به عنوان دفتر فعال در اين بخش شناخته شد. بخش جنبي پايگاه خبري فيلم كوتاه تهران: در آستانه ساخته علي بيات به عنوان بهترين فيلم داستاني، "سيانوزه" ساخته رخساره قائم مقامي به عنوان بهترين مستند و "گرسنگي كشيدن در شكم نهنگ" ساخته مهدي زرين قلم به عنوان بهترين پويانمايي شناخته شدند و هيات داوران اين بخش متشكل از مهناز افضلي، محمد شيرواني و رضا بهرامينژاد جايزه خود را به عباس فتحي براي مجموعه تصويربرداريهايش اهداء كردند. انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران: "روي خط" ساخته محمد صوفي، "ترانه اندوهگين كوهستان" ساخته حامد خسروي و لوح افتخار به "حقيقت مجازي روياهاي از دست رفته و جنگ ساز". مركز فروش پارسيان: "باغ آرزو" ساخته جمشيد بايرامي. انجمن صنفي فيلم كوتاه: "عشق وپلاستيك" ساخته ليلي خليلزاده، "بارش شهابي" ساخته ماكان آشوري و اشكان اشكاني براي مجموعه آثار فيلمبرداري شد. داوران دانشجويي: "نزديكتر از نفس" ساخته پريوش نظريه. پاكسازي ميادين مين: "راه ناتمام" ساخته شاهين تقي خاني. 40 چراغ: "تنگ خالي ماهي" ساخته عاطفه خادم الرضا، "خواب سرد" ساخته پيمان نهان قدرتي و "سيانوزه" ساخته رخساره قائم مقامي. بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس: "عبور از لايهها" ساخته جلال محمدي، "غريبه" ساخته محمد مفيدي، "فصل كوچ" ساخته عبدالستار كاكايي، "تا هميشه" ساخته مرتضي منوري، "جنگ ناآرام" ساخته علي محمد قاسمي، "نگذار دلت بميرد" ساخته پيام زين العابدين، "پرسش يك پاسخ" ساخته كاوه قهرمان و "نماهنگ پدر" ساخته امير حسين ندايي. در اين جشنواره فيلم "تنگ خالي ماهي" ساختهي عاطفه خادم الرضا بهعنوان فيلم برگزيده تماشاگران انتخاب شد.
![]() |
|
|
| |
"توفیق اجباری" سقوط وحشتناکی - البته به شکلی کاملا حرفه ای و حساب شده - است برای محمدحسین لطیفی به عنوان کارگردان و باران کوثری به عنوان بازیگر. "توفیق اجباری" ضعیف است و درصد بسیار زیادی از ضعفش را مدیون فیلمنامه بی در و پیکر و بی حساب و کتابش است و این برای لطیفی که حتی در فیلم متوسطی چون "دختر ایرونی" فیلمنامه درست و درمون ایرج طهماسب را کارگردانی کرده بود، انتخاب چنین فیلمنامه ای آن هم پس از اوجی چون "روز سوم" دور از انتظار است. فیلمنامه پر است از اتفاقها و رویدادهای بشدت کلیشه ای که هر کدامش را قبلا در فیلم های دسته دوم و سوم دیده بودیم. پیمان عباسی فیلمنامه نویس فیلم از نام محمدرضا گلزار به عنوان یک سوپراستار به بدترین شکل ممکن استفاده می کند و فرصتی که می توانست تبدیل به یک فیلمنامه پرفراز و نشیب تبدیل شود به راحتی هر چه تمام تر از دست می رود.
حضور اتفاقی سیمین دوم (سیم سیم - نیوشا ضیغمی) در خانه گلزار حتی اگر فرض کنیم که با یک فیلم کمدی سر و کار داریم و به دلیل اینکه از نام محمدرضا گلزار و حتی اسامی برخی از سینماگران ایران استفاده شده نمی توان گفت که با یک فیلم تخیلی طرف هستیم، با چه منطقی قابل توجیه است. شخصیت ها آنقدر کمدی تصویر شده اند که حتی به جا آوردن محمدرضا گلزار واقعی در شخصیتی به نام رضا گلزار بس دشوار است.
- گروه فمینیستهایی که پیش از این در "دختر ایرونی" البته در حجم کم و با سرکردگی لیدا عباسی و در "عینک دودی" به سرکردگی معتمدآریا و پانته آ بهرام - البته با پرداختی درست و موفق - دیده بودیم چرا در "توفیق اجباری" آن هم با دم دست ترین پرداخت ممکن هم در فیلمنامه و هم در کارگردانی اجرا شده اند؟ و این گروه ضدزن چه نقشی در آثار لطیفی دارند؟ و چرا لیدا عباسی که بازی خوبی از او در "صاحبدلان" دیده بودیم در دو فیلم این نقش کلیشه ای را بازی کرده است؟ این آدمها که انواع و اقسامشان در این گروه - آدمهایی که نقششان را لیدا عباسی، نعیمه نظام دوست و حتی بهاره رهنما ایفا کرده اند - دیده می شود، حضورشان بدجوری توی ذوق می زند.
- حضور رضا عطاران تنها نکته مثبت "توفیق اجباری" است. عطاران با تکیه بر استعداد ذاتی اش در ارائه نقش های کمدی یک تنه بار طنز و موفقیت فیلم را به دوش کشیده است و با فاصله ای بسیار حتی از باران کوثری، بهترین بازیگر فیلم است.
- باران کوثری پس از بازی درخشانش در "خون بازی" که سیمرغ بلورین جشنواره بیست و پنجم و تندیس یازدهمین جشن خانه سینما را برایش به ارمغان آورد در "توفیق اجباری" در نقشی بازی می کند که با اینکه تمام سعی اش را می کند تا کم نگذارد اما به هیچوجه مناسب او نیست. کوثری زمانی در این فیلم بازی کرد که سیمرغ بلورین را گرفته بود. بهرحال نمی توان در هر فیلمی فرصتی را که در فیلمی چون "خون بازی" برای بازیگر جوانی چون باران کوثری ایجاد شده، انتظار داشت.
- مجید یاسر حالا دیگه تقریبا جزء ثابت گروه بازیگری آثار لطیفی است. این بازیگر آینده دار که بازیهای موفقی از او در "صاحبدلان" و "روز سوم" دیده بودیم چرا باید چنین نقش بی اهمیت و بی هویتی - گوییم این شخصیت در زندگی واقعی محمدرضا گلزار حضور داشته - را بازی کند؟
- بهرحال برای نگارنده که از محمدحسین لطیفی فیلم های موفق - در نوع خود - دیده، "توفیق اجباری" یک شکست تمام عیار به حساب می آید. توانی که لطیفی برای انتخاب فیلمنامه و سپس برای کارگردانی این فیلم صرف کرده یک دهم فیلمها و مجموعه های تلویزیونی اش نیست. به نظر نگارنده حتی "دختر ایرونی" در کارنامه لطیفی جایگاهی برتر از "توفیق اجباری" دارد.
امید که "توفیق اجباری" فقط و فقط محصول شرایط "پس از سیمرغ" باشد.
«اتوبوس شب» و «خون بازي» برنده نخستين دوره جوايز اسكرين آسيا پاسيفيك شدند. جوايز نخستين دوره جوايز اسكرين آسيا پاسيفيك ساعتي پيش در استراليا اهدا شد و بر اين اساس «رخشان بنياعتماد» و «محسن عبدالوهاب» براي فيلم «خون بازي» برنده جايزه دستاورد كارگرداني شدند. همچنين جايزه ويژه هيئت داوران به «كيومرث پوراحمد» براي «اتوبوس شب» تعلق گرفت. نمايندگان سينماي ايران با نامزدي در هشت رشته از 9 رشته اين جشنواره، در نخستين دوره جوايز اسكرين آسيا پاسيفيك بيشترين نامزدي را درميان ساير كشورها داشتند. فيلم سينمايي «اتوبوس شب» به كارگرداني كيومرث پوراحمد در سه بخش بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر مردنيز نامزد است. همچنين از سينماي ايران، «خونبازي»در بخشهاي بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر زن، «سرزمين گمشده» در بخش بهترين مستند، «قفلساز»در بخش بهترين فيلم كودك و «آن سه» در بخش بهترين فيلمبرداري براي كسب جايزه رقابت كردند. همچنين هومن بهمنش براي فيلمبرداري فيلم آن سه جايزه بهترين دستآورد فيلمبرداري را به خود اختصاص داد. شوراي انتخاب آثار براي رسيدن به فهرست نهايي نامزدها بيش از 100 فيلم از 30 كشور را بررسي كردند و در نهايت 34 فيلم از 19 كشور در رشتههاي مختلف نامزد دريافت جايزه شدند.

هياتي از سينماگران ايراني براي شركت در مراسم اولين دورهي اهداي جايزهي سينمايي "آسياپاسفيك" جمعه شب رهسپار استراليا شدند.
در اين مراسم كه قرار است روز 22 آبان ماه برگزار شود، سينماي ايران با 8 نامزدي در 8 رشته از 9 رشته جوايز، موفقترين كشور منطقه "آسيا وپاسيفيك" لقب گرفته است.
جعفر پناهي كارگردان سينماي ايران به عنوان تنها داور ايراني اين جشنواره عازم استراليا شده است تا در كنار "شاباناآزمي" هنرپيشه مطرح سينماي هند كه رياست هيات داوري اين جشنواره را برعهده دارد و "كيم دونگ-هو" مدير جشنوارهي "پوسان"، "نيك پاول" تهيهكننده سينماي انگليس، "تيان ژوانگ ژوانگ" كارگران مطرح نسل پنجم سينماي چين برگزيدگان را معرفي كنند.
به گفتهي محمد اطبايي عضو هيات انتخاب اين جايزه كه خود نيز جمعه شب راهي استراليا شد؛ كيومرث پوراحمد كارگردان "اتوبوس شب"، مهرداد صديقيان بازيگر "اتوبوس شب"، وحيد موساييان كارگردان "سرزمين گمشده" نامزدهاي دريافت جايزهي آسياپاسفيك هستند كه جمعه شب راهي استراليا شدند.
گفتني است: ديگر كانديدهاي جايزهي "آسياپاسفيك"، هومن بهمنش، مهدي همايونفر، رخشان بنياعتماد و باران كوثري به دلايل گرفتاريهاي كاري نتوانستند، به اين سفر بروند.
داوران جايزهي سينما آسياپاسفيك از 5 نوامبر ـ 14 آبان ماه ـ در بريسبان استراليا جمع شدند تا با بررسي نامزدهاي 9 رشته سينمايي ، 22 آبانماه برگزيدگان را معرفي كنند.
گفتني است: 13 مهر ماه طي مراسم در سنگاپور نامزدهاي اولين دوره جايزه سينماي "آسياوپاسفيك" معرفي شد و سينماگران ايراني با 8 نامزدي در 8 رشته از 9 رشته جوايز، موفقترين كشور منطقه "آسيا وپاسيفيك" لقب گرفتند و پس از ايران، چين با 5 نامزدي، لبنان و كره جنوبي با 4 نامزدي، تركيه با 3 نامزدي، اندونزي ، ژاپن، مالزي، فيليپين، استراليا روسيه با 2 نامزدي، ارمنستان، عراق، قزاقستان، هند، سريلانكا، مصر و رژيم اشغالگر صهصونيستي هر يك با يك نامزدي در ميان برگزيدگان قرار گرفتهاند.
اولين جايزهي سينماي آسيا و پاسفيك با حمايت يونسكو، فياپف و سيانان برگزار ميشود.
* "اتوبوس شب" درميان نامزدهاي بهترين فيلم بلند سينمايي است و "سرزمين گمشده" نامزد بهترين فيلم مستند بلند و "قفلساز" جزو نامزدهاي بهترين فيلم كودك هستند.
رخشان بنياعتماد و محسن عبدالوهاب براي فيلم "خونبازي" براي بهترين كارگرداني، كيومرث پوراحمد براي فيلمنامهي "اتوبوس شب" ، هومن بهمنش براي بهترين تصويربرداري كانديد هستند.
نامزدهاي بهترين بازيگر زن باران كوثري براي فيلم "خونبازي"، نامزدهاي بهترين بازيگر مرد مهرداد صديقيان براي فيلم اتوبوس شب هستند.
اتحاديه تهيهكنندگان فيلم استراليا كه از دو سال قبل طرح جايزه سينماي "آسياوپاسفيك" را دنبال ميكرد، سرانجام در جشنواره فيلم كن گذشته، رسميت اين جايزه را اعلام داشت.
منطقه آسيا و پاسفيك با بيش از 70 كشور، نيمي از توليدات سينماي جهان را به خود اختصاص داده و همواره خلا يك جايزه معتبر سينمايي در اين منطقه حس ميشود. با اعلام قوانين و مقررات اين جايزه، خانه سينما وظيفهي معرفي نمايندگان سينماي ايران به اين جايزه را بر عهده گرفت كه نهايتا 8 فيلم از ميان برگزيدگان يازدهمين جشن خانه سينما شامل "اتوبوس شب"، "خون بازي"، "پابرهنه تا بهشت"، "به همين سادگي"، "پاداش سكوت"، و "آن سه" در بخش فيلمهاي بلند سينمايي ، "قفلساز" در بخش فيلمهاي كودكان و "سرزمين گمشده" در بخش فيلمهاي مستند به دبيرخانه سينماي آسيا و پاسفيك معرفي شدند.
دبيرخانه اين جايزه ده تن از دستاندركاران سينماي جهان را كه در حوزه سينماي آسيا و پاسفيك فعال بودند به عنوان هيات انتخاب اين جايزه انتخاب كه محمد اطبايي نيز از ايران در اين هيات حضور يافت.
كارگردان "توفيق اجباري" در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در پاسخ به اين پرسش كه " تا چه حد داستان "توفيق اجباري" براساس زندگي "محمدرضا گلزار" نوشته شده است؟، گفت: نميشود گفت به طور كامل فيلم روايت زندگي واقعي اين بازيگر است اما بخشهايي از "توفيق اجباري" از زندگي خود گلزار الهام ميگيرد. حتي خانه موجود در فيلم كه متعلق به خود گلزار است و ما فيلم را در اين لوكيشن فيلمبرداري كردهايم. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه موضوع اصلي قصه "توفيق اجباري" ازدواج و طلاق اين آدم است درصورتي كه گلزار واقعي هنوز ازدواج نكرده و طبعا طلاق هم نگرفته است.
![]() |
سال ها پيش "رومن گاري" نويسنده ي فرانسوي روسي تبار، داستاني با عنوان " زندگي در پيش رو" را به رشته ي تحرير درآورد كه جايزه ي معتبر گنكور را برايش به ارمغان آورد. داستان پسرك ماجراجويي كه هيچگاه سايه ي پدر و مادر را بالاي سرش احساس نكرده و تا مدت ها مجبور بوده سخنان پوچ و نگاه هاي آزاردهنده ي آدم هاي اطرافش را تحمل كند:
((مومو كوچولو، تو مرا به ياد پسرم مي اندازي...فردا جشن تولد پسرم است. در چنين روزي به دنيا آمده و من مي خواهم يك دوچرخه برايش بخرم.هر وقت دلت خواست مي تواني بيايي خانه ي ما با او بازي كني.
نمي دانم يك دفعه چرا آن طوري شدم. اما سال ها بود كه نه پدر داشتم و نه مادر و نه حتي يك دوچرخه و حالا هم او با حرف هايش داشت آتش به جانم مي زد...))
پسران آجري روايت اين چنين آدم هايي است ، آدمهايي كه به جبر زمانه ، در گوشه ي پرورشگاه ها رشد و نمو يافته و هيچ گاه معني و مفهوم محبت والدين را درك نكرده اند. آدم هايي كه در چهارديواري حقيري به نام " آجري" رشد يافته و حال كه مي خواهند سهمشان را از دنيا و آدم هايش بگيرند با چالش هاي عجيب و غريبي دست به گريبان هستند.
مجيد قاري زاده ، نويسنده و كارگردان "پسران آجري" كه فيلم هايي نظير "پدربزرگ" و "دخترم سحر" را در كارنامه دارد، روايتش را از مساله ازدواج يكي از همين جوانان آغاز مي كند. اميد (پوريا پورسرخ) كه وظيفه ي تدريس دختري از طبقه ي مرفه به نام ماهور (بهنوش طباطبائي) را بر عهده داشته ، به تدريج به وي علاقمند گشته و اينك هر دو قصد ازدواج با يكديگر را دارند. در اين ميان مطابق انتظار، پدر ماهور (ابوالفضل پورعرب) از در مخالفت وارد گشته و خواستگار ديگر (اميد زندگاني) را ارجح تر از اميد مي داند.
عباس احمدی مطلق در نخستین فیلم بلند سینمایی خود تکیه اصلی را بر پیشینه ذهنی مخاطب از نوع کمدی خاص طهماسب ـ جبلی قرار میدهد؛ به گونهای که نمیتواند هویت مستقل خود را در این فیلم به اثبات برساند.
از اولین فیلم بلند سینمایی عباس احمدی مطلق نمی توان کاراکتر او را به عنوان فیلمسازی مستقل با دغدغه های خاص در عرصه سینمای کمدی مورد بررسی قرار داد. چرا که او در اولین کار مستقل خود به نوعی تکیه دارد بر سابقه ذهنی مخاطب از زوج موفق ایرج طهماسب و حمید جبلی.
زوجی که در عرصه برنامه های کودک (کلاه قرمزی)، فیلم های کودک و نوجوان ("کلاه قرمزی و پسرخاله" و "کلاه قرمزی و سروناز") و سینمای کمدی (زیر درخت هلو) و ... هویتی خاص برای خود کسب کرده اند و به نوعی کارهای آنها امضا خاص خودشان را بر پیشانی دارد.
"رفیق بد" از یک وجه مهم دیگر هم به زوج طهماسب ـ جبلی تکیه می کند. اینکه جز هنر بازیگری این زوج بر فیلمنامه ای استوار شده که نوشته طهماسب است. در واقع می توان این فیلم را اثری در راستای مجموعه فعالیت های این زوج دانست که عباس احمدی مطلق هم بدل به جزئی از این مجموعه شناسنامه دار و در این مجموعه حل شده است.
وقتی به تحلیل فیلم در راستای مجموعه کارهای طهماسب ـ جبلی می پردازیم، این نکته به شدت برجسته می شود که جنس کار آنها آرام آرام از کمدی صرف و خلق لحظه های مفرح به سمت کمدی ـ تراژیک حرکت می کند. نوع کمدی که در "زیر درخت هلو" هم خودنمایی می کرد ولی هنوز کمیت عمده شوخی های خاص آنها جا برای عمیق تر شدن این مفاهیم و ته نشین شدن تلخی زیرلایه فیلم باقی نگذاشت. هر چند کمدی "زیر درخت هلو" تفاوتی عمده با کمدیهای سهلالوصول باب شده در این روزها داشت.
|
مهناز افشار در نمایی از فیلم « کلاغ پر » اولین ساخته شهرام شاه حسینی |
"كلاغ پر" نخستين ساخته ي بلند شهرام شاه حسيني، در زمره ي آثار نااميد كننده ي سينماي موسوم به بدنه جاي مي گيرد. نمونه ي كاملي از فيلم هايي كه بر پايه ي "هيچ" بنا مي شوند ، فيلم هايي كه بالكل نقش فيلمنامه ي مستحكم و قابل دفاع را ناديده گرفته و گويي از وجود كارگرداني هوشمندانه نيز بي بهره اند.
حسن انصاريان ، نويسنده فيلمنامه ي كلاغ پر كه علاوه بر "عروس فراري" و "گيس بريده" ، نگارش فيلمنامه "مهمان" را نيز در كارنامه ي خويش دارد و در آنجا توانسته بود با تكيه بر توانائي ها و خلاقيت هاي فردي امين حيايي، به موفقيت نسبي در گيشه دست يابد، اين بار يك شكست خورده ي تمام عيار قلمداد مي گردد. چه در فيلمنامه ي وي نه موقعيت كميك بامزه اي تعبيه شده و نه حادثه پردازي جالب توجهي به چشم مي خورد. جالب اينجاست كه كارگرداني ضعيف و بازي هاي ضعيف تر نيز به اين مجموعه افزوده گشته تا فيلم حتي از جلب رضايت تماشاگران هميشگي اين قبيل آثار نيز ناتوان نشان دهد.
ادامه مطلب
بدون شرح :
گيرم همه مو مي بينن و تو پيچش مو ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خسته نشدي اينقدر توي عمق حركت كردي ...
هي خواستي كه نشون بدي بزرگي ...
يا حتي آنقدر روي نوك انگشتان پايت ايستادي ( براي اينكه حتي قدت هم بلند نشون بدي) تا آرتروز انگشت گرفتي ...
*************************************************************
تو كه نا خوانده اي علم سماوات
تو كه نابرده اي ره در خرابات
تو كه سود و زيان خود نداني
به ياران كه رسي هيهات هيهات
با نزديک شدن به اواخر ماه اکتبر و فرا رسيدن هالووين حال و هواي فيلم هاي ترسناک، دنياي سينما را تحت تاثير خود قرار مي دهد. به همين مناسبت نقبي زده ايم به بعضي از خاطره انگيز ترين هاي اين ژانر سينمايي:
هرچه ترسناکتر، بهتر!
الف . رواني ها
١. رواني (آلفرد هيچکاک - ١٩٦٠)
مي گويند همه فيلم هاي ترسناک چه آنهايي که قبل از «رواني» ساخته شده اند و چه آنهايي که پس ازآن، به نوعي تحت تاثيراين فيلم هستند. فکر کنم همين يک مورد براي تماشاي مجددش کافي باشد.
پي نوشت: احياناٌ اگر به اين فيلم دسترسي نداشتيد به عنوان جايگزين هم که شده «رواني» گاس ون سنت را تماشا کنيد البته براي دوستداران هيچکاک تجربه دردناکي خواهد بود.



|
باران کوثری در نمایی از فیلم "توفیق اجباری" ساخته محمدحسین لطیفی |
بعد از سپري شدن يك دوره كوتاهمدت فترت براي سينماها، فيلمهايي از راه ميرسند كه احتمال رونق را براي بار ديگر به سالنهاي سينما بازخواهند گرداند. تا اين لحظه اكران فيلمهايي چون "توفيق اجباري" و "بچههاي ابدي" در يكي دو هفته آينده جدي شده و با پيوستن "اتوبوس شب" به اينها، ميتوان شاهد پاييز پررونقي براي سينماهاي پايتخت بود.
روز گذشته علي سرتيپي، (تهيهكننده "اتوبوس شب")، در گفتوگو یی از اكران صددرصدي اين فيلم در آبانماه خبر داد و گفت: "اتوبوس شب" قرار است بعد از اتمام اكران "دستهاي خالي" در گروه سینماهای "فرهنگ" به نمايش درآيد. اين فيلم نهايتا هفته بعد و يا حداكثر تا دو هفته ديگر اكران خواهد شد. پيش از اين گفته شده بود كه اين فيلم در گروه سینماهای "آفریقا" هم اكران ميشود، اما گويا فيلم "توفيق اجباري" ساخته محمدحسين لطيفي براي نمايش در اين گروه در نظر گرفته شده است. "اتوبوس شب" در حالي به روزهاي اكران خود نزديك ميشود كه موفقيتهاي خوبي در سطح داخلي و خارجي طي ماههاي اخير داشته است. در كنار اهداي تنديس جشن خانه سينما به كارگردان "اتوبوس شب"، اين فيلم توانسته طي روزهاي اخير به جشنوارههاي بينالمللي اسپانيا و سوئيس راه بايد ؛ در عين اين فيلم حال يكي از نامزدهاي دريافت جايزه آسياپاسيفيك هم هست. اين فيلم با فيلمنامه كيومرث پوراحمد و حبيب احمدزاده ساخته شده و داستان نوجوان رزمندهاي (مهرداد صديقيان) را بازگو ميكند كه به تنهايي بايد چند اسير عراقي را به پشت جبهه منتقل كند.
وي طي انجام اين ماموريت با مشكلاتي مواجه ميشود و به دلايل مختلف، كسي با او همكاري نميكند و در اين راه اتفاقهايي هم برايش ميافتد. در اين فيلم بازيگراني چون خسرو شكيبايي و محمدرضا فروتن هم حضور دارند.
اما فيلم ديگري كه انتظار ميرود تكاني به وضعيت سينماها بدهد، "بچههاي ابدي" ساخته پوران درخشنده است. اين فيلم قرار است بعد از اتمام اكران فيلم "كلاغپر"، در گروه سينماهاي "عصر جديد" روي پرده رود.
"بچههاي ابدي" داستان زندگي دختري به نام نگار را به تصوير ميكشد كه در آستانه ازدواج با جواني به نام سعيد، درمييابد او تعهدي دارد كه نميتواند آن را به خاطر ازدواج ناديده بگيرد.
شهاب حسيني، الهام حميدي، هادي مرزبان، پانتهآ بهرام، فرزانه كابلي و علي احمديفر از جمله بازيگران اين فيلم هستند؛ فيلمي كه در جشنواره فجر جايزه بهترين موسيقي متن و بازيگر نقش مكمل زن را گرفت و در جشنواره فيلمهاي كودك و نوجوان همدان هم به عنوان بهترين فيلم شناخته شد.
همچنين اكران فيلم "توفيق اجباري" در گروه سينمايي "آفريق"، "از ديگر اكرانهاي ويژه اين ماه خواهد بود. اين فيلم قرار بود به عنوان اولين اكران عيد فطر روي پرده رود؛ با اين حال اكران آن به بعد از نمايش فيلم "دستهاي خالي" موكول شد. ناصر شعباني (مدير پخش موسسه نمايشگران) گفته است احتمالا اين فيلم اواخر آبان يا اوايل آذر روي پرده ميرود. "توفيق اجباري" داستان بازيگري به نام رضا گلزار را روايت ميكند كه از همسر خود جدا شده. رضا و همسرش به همديگر علاقه دارند، اما برخي ارتباطات رضا باعث نارضايتي همسرش شده است.
از ديگر فيلمهايي كه در نوبت اكران قرار دارند، ميتوان به "هدف اصلي" ساخته قدرتا... صلحميرزايي اشاره كرد.
هماكنون فيلمهاي "در شهر خبري نيست، هست" رضا خطيبي، "خدا نزديك است" علي وزيريان، "دستهاي خالي" ابوالقاسم طالبي و "پسران آجري" مجيد قاريزاده روي پرده سينماها هستند كه اكران آنها عمدتا با پايينترين متوسط فروش روزانه همراه بوده است. برخي پخشكنندگان فيلمهاي ايراني اعتقاد دارند كه فصل پاييز فصل خوبي براي اكران نيست و نميتوان در اين فصل انتظار فروش بالا را داشت؛ با اين حال به نظر ميرسد با روي پرده رفتن "اتوبوس شب"، "بچههاي ابدي" و "توفيق اجباري" رونقي نسبي به سينماها باز خواهد گشت.
جدیدترین فیلم کریستوفر نولان را دو سه هفته پیش دیدم و از دیدنش بسیار شگفت زده شدم. شاهکار بود. معرکه (و هر واژه ای که شور و شعف شما را از دیدن یک اثر طوفانی به اوج می رساند به انتهای این جمله اضافه کنید) ...
کیف کردم. یک فیلمنامه به تمام معنا کلاسیک و پرفراز و نشیب با یک غافلگیری کوبنده در انتها.
کاری به اینکه یک سوم پایانی فیلم کمی بر مبنای فانتزی و تخیل پیش می رود ندارم که حتی فانتزی اش هم در خدمت ساختار فیلم است، اما کریستوفر نولان پس از دو فیلم بسیار خوبش (یادگاری و بی خوابی) (بتمن را ندیدم) شاهکار خلق کرده است.
در رابطه با داستان فیلم تنها همین را می گویم که ماجرا اوایل قرن بیستم می گذرد و دو جوان جویای نام در عرصه شعبده بازی گرفتار یک کل کل به ظاهر ساده می شوند که این آغاز ماجرایی است؛ تا اینکه ...
فیلم 20 اکتبر سال 2006 در سینماهای آمریکا به روی پرده رفت و نزدیک به 54 میلیون دلار فروخت. هیو جکمن، کریستین بیل، مایکل کین، اسکارلت یوهانسون در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند که بازی جکمن و مایکل کین بی نظیر است.
فیلم کاندیدای اسکار بهترین فیلمبرداری (والی فیستر) و بهترین طراحی صحنه شد.
لذت دیدن این فیلم را از دست ندهید.
امروز(۷آبان) سالروز تولد ۲هنرمند سرشناس کشورمان است.فاطمه معتمد آریا بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون کشورمان و احسان خواجه امیری خواننده جوان و خوش صدای موسیقی ایران.این روز را به این دو عزیز تبریک می گوییم.
![]() |
|
رسول ترابی سینمای ما - وزارت ارشاد در رقابت با حوزه هنري بازي را به نفع خودش تمام کرد و با صدور مجوز کنسرت براي گروه دارکوب تنشي را که طي يکي دو ماه اخير در روابط با حوزه هنري بر سر صدور مجوز آثار موسيقي و کنسرت ها پيش آمده بود، به سود خود خاتمه داد. دو هفته پيش معاون نظارت و ارزشيابي دفتر موسيقي وزارت ارشاد زماني که خبر از لغو کنسرت گروه دارکوب به سرپرستي همايون نصيري و با حضور چهره هايي مثل محمدرضا گلزار و حامدبهداد در کنار حبيب مفتاح بوشهري، بابک بروجردي، اميد حاجيلي و دارا دارايي مي داد، در واقع تيرخلاص را به سمت مجوزهاي مستقل حوزه هنري شليک مي کرد. پيش از آن نيز محمدحسين احمدي مدير دفتر موسيقي ارشاد با صراحت از فعاليت هاي بدون هماهنگي حوزه هنري انتقاد کرده و موضوع را با مقامات بالاتر مطرح کرده بود. تنها يکي دو روز بعد از لغو کنسرت دارکوب که حوزه هنري سعي داشت دليل آن را گنجايش کم سالن در مقابل متقاضيان عنوان کند، وزارت ارشاد و واحد موسيقي آن به مديرکلي محمدحسين احمدي در گفت وگويي به صراحت اعلام کرد که تمامي برنامه ها، آلبوم ها و کنسرت ها و فعاليت هاي موسيقي بايد با مجوز رسمي آن وزارتخانه همراه باشد تا قابليت اجرا پيدا کنند و تمام برنامه هايي که از سوي مراکز فرهنگي و... مجوز پخش و اجرا مي گيرند غيرقانوني و غيرقابل اجرا هستند و لغو خواهند شد. اشاره مستقيم رئيس مرکز موسيقي به آلبوم هايي بود که در چند ماهه اخير خبر مجوز گرفتن شان از طرف حوزه هنري همه جا را پر کرده بود. آلبوم هايي که در چند ساله اخير موفق به گرفتن مجوز از وزارت ارشاد نشده بودند و صدور مجوز و پخش رسمي آنها در جامعه از طرف حوزه هنري، قدرت و جايگاه وزارت ارشاد را تحت الشعاع قرار مي داد. آلبوم هايي مثل آلبوم محسن چاوشي و محسن نامجو و همين کنسرت دارکوب که ارشاد فقط منتشر شدن اولي را توانست تحمل کند و در اقدامي ضربتي موقعيت خودش را با کنار زدن حوزه هنري و صدور مجوز براي کنسرت هايي که لغو کرده بود، مستحکم تر از گذشته کرد. محمدعلي دشتگلي مدير نظارت و ارزشيابي دفتر موسيقي وزارت ارشاد ديروز در گفت وگو با فارس از برگزاري کنسرت گروه دارکوب در دو روز آغازين آذرماه در تالار بزرگ وزارت کشور خبر داد؛ خبري که نشان از سرعت عمل وزارت ارشاد در به دست آوردن موقعيت هاي از دست رفته قبلي مي داد. به ويژه که در ادامه با هوشمندي به نقل از دشتگلي آمده بود که «برخلاف آنچه گفته شده، مشکل عدم اجراي کنسرت گروه دارکوب در تاريخ قبلي، صرفاً عدم گنجايش سالن نبوده، بلکه نداشتن مجوز از سوي دفتر موسيقي دليل اين امر بوده است.» دارکوبي ها از شنيدن اين خبر و برگزار شدن برنامه شان با تمام آهنگ هايي که براي کنسرت قبلي آماده کرده بودند و با حضور همه اعضا و از همه مهمتر با اين سرعت شوکه شده اند. همايون نصيري سرپرست دارکوب که ايده تشکيل آن را از سال 81 به همراه گلزار مطرح کرده بود و حتي براي آماده و مطرح کردن اين گروه اسم گروه خودش را از «همايون نصيري» به «دارکوب» تغيير داده بود، انتشار چنين خبري را به اين سرعت به سختي باور مي کند. او به اعتماد گفت؛ «قرار نبود به اين زودي اين خبر منتشر شود. مي خواستيم کنفرانسي مطبوعاتي بگذاريم و اين بار از طريق خبرگزاري ها و روزنامه هاي مطرح خبر را با مجوز وزارت ارشاد منتشر کنيم تا مشکلاتي مثل برنامه قبل به وجود نيايد.» صمد طالقاني هم که اين روزها پرکارترين کنسرت گذار داخلي با معرفي گروه هاي صاحب سبک و جديد است با لبخندي حرف هاي نصيري را تاييد مي کند؛ «البته هنوز مجوز را نگرفته ايم ولي قول هاي مساعد داده شده است. وقتي معاون دفتر موسيقي خبري را مخابره مي کند، لابد واقعيت دارد ديگر. اگر اين اتفاق نيفتد که ظاهراً قرار است بيفتد ما اولين گروهي خواهيم بود که اولين کنسرت مان را در بزرگ ترين سالن کنسرت ايران برگزار کرده ايم و اين موضوع به خودي خود شخصيتي به گروه و برنامه هايش مي دهد که بعد از اين اجراهاي کوچک تر را قبول نکنند.» بايد تا دو روز آغازين آذرماه صبر کرد و به تماشاي کنسرت دارکوبي ها در سالن 3500 نفري تالار بزرگ وزارت کشور نشست؛ کنسرتي که ارشادي ها را در مقابل حوزه هنري که با برگزاري اين کنسرت مي توانست خودش را به عنوان نهادي مستقل و تاثيرگذارتر از ارشاد مطرح کند، برنده بازي کرده است. | |
دیروز(ششم آبان)سالروز تولد حامد بهداد بازیگر جوان و آینده دار سینمای ایران بود.این روز به یادماندنی را به حامد عزیز تبریک می گوییم.
وقتي سريال اغما تموم شد به چند تا نتيجه ي جالب رسيدم :
اول اينكه دختر خانم ها مراقب باشن . چون وقتي با سنگ به جون اردك هاي توي پارك مي افتن ، الياس ( نه ببخشيد شيطان) گولشون مي زنه و مثل رز قدياني سيگاري مي زنن و مي تركونن و بعدش هم مي ميرن . (البته قبل از مصرف مخدر يه كارهاي ديگه اي هم ميكنن كه به دليل رعايت شئونات از ذكر آن معذوريم /مثل داستان پيرمردي كه نيت هاي بدي داشت و ... )
دوم اينكه اگر ديديد جواني ( آقاي موسوي ) بر درختي تكيه كرده ؛ بدان نه عاشق شده و نه گريه كرده. بلكه نامزدش ( پري ) تصادف كرده و لت و پار شده و ظاهرا نگران اون شده ...
سوم اينكه از قضا اگر روزي روزگاري به روستاي پير بابا سر زديد مراقب باشيد دروغ هاتون مثل الياس تابلو نباشه . كه مثلا ماشينمون پنچر شده و مي خوام بمونم و ... / چون ديگه پير بابا گول نمي خوره . (اگر زنده باشه ) . / همون يكباري كه الياس اومد توي دهاتشون برا هفت پشتش بسه ( پير بابا : مرده شور هرچي همولايتي رو ببرن )
چهارم اينكه بهتره به جاي دكتر بودن و اين همه دردسر گول خوردن داشتن شغل شرافتمند ديگري مثل شغل (آقا كارآمد ) داشتيد اونوقت ديگه مجبور نمي شديد رو در روي شيطان بنشينيد و با نيشخند هاي مسخره و تمسخر هاي بي جا با او حرف بزنيد. ( نگارنده : با اون بازي مسخره ي امين تارخ و حامد كميلي !!! )
و پنجم اينكه تو رو جون عزيزتون يه چيزي بديد ( دستي ) به اين سيروس مقدم تا ديگه فيلم نسازه ...
پس دستك 1 : با توجه به اينكه ديگه حال نوشتن نقد هاي عجق و وجق خودم رو هم ندارم از اين به بعد اين سياه مشق هاي من بيشتر شبيه يك گفتمان با شما است(اگه حوصله ي فك زدن داريد) . تو رو خدا شما هم راحت حرفتون رو بزنيد. قرار نيست كسي اينجا از نما ها و كادر هاي دوربين بگه ... اگه از فيلمي بدتون اومد راحت بكوبيدش (البته فحش ندهيد ) اگر هم خوشتون اومد تعريف كنيد اما قربون صدقه اش نرويد . ( احساسات خود را حتي المقدور كنترل بفرماييد )
پس دستك 2 : من ضايع تر از اين محمد نصرتي ، فوتباليست نديدم . توي تيم ملي هم كه بود به جاي دفاع به فكر ضربه كردن حريف بود ... البته نگارنده به دليل نداشتن عرق پرسپوليسي از اخراج اين اعجوبه خوشحال شدم اما اگه بخواد جلوي فرهاد مجيدي و برهاني رو با اين جفتك هايش بگيره اونوقت ... ( حالا نه كه برهاني خيلي گل مي زنه !!! )
این روزها به دکه های روزنامه فروشی سر زده اید ؟ حتما سر زده اید. شاید هر روز صبح . که تیترهای روزنامه ها و مجله ها را بخوانید و بعد کار روزانه را شروع کنید. روی جلد تک تک مجلات به طور یقین عکس بازیگران و سازندگان مجموعه های تلویزیونی ماه رمضان است . اینکه چقدر این رابطه ی عرضه و تقاضا به علل و عواملی نظیر نبود امکانات رفاهی دیگر ، مشغله ی روزانه ی مردم و خستگی هنگام صرف افطار و کاهش استقبال از سینما ؛ مربوط می شود . شاید از دلایل عمده ی تیتر ها و مجلات در این روزها باشد . به مجموعه های یک وجب خاک و میوه ممنوعه و شکرانه کاری ندارم. این یادداشت بر فیلم اغماء اشاره دارد. بخوانید تا ...
مگر نه اینکه اوایل قصه ، دکتر پژوهان همسر خود را از دست می دهد . و مگر نه اینکه منکر عدالت خدا می شود و کفر می گوید. و همان شب زیر باران سجاده پهن می کند و استغفار می کند. پس دخول شیطان به زندگی آدم توبه کننده چه معنایی می دهد ؟ مگر این قضیه ، چیزی غیر از منکر شدن رحمانیت و بخشنده بودن خدا را ثابت می کند؟
گیرم حال که الیاس وارد زندگی دکتری مومن و متعهد می شود ، می تواند او را گول بزند . مگر نه اینکه در تعریف شخصیت دکتر پژوهان او را از اولیاء خدا و انسانها ی خوب زمانه می دانند ، چه دلیلی وجود دارد که شیطان این همه اصرار بر حضورش داشته باشد. و یا اگر آمده و می خواهد گول بزند ، مگر غیر از این است که به دلیل ضعف شیطان ( واقعی) در برابر مومنین ، شیطان توان مقابله را ندارد ؟
آیا دکتر پژوهان همان قدر راحت گول می خورد که دختر سرکشی همچون رز قدیانی ؟ و یا خلاف کار و قاتلی همچون سیا ( افشین سنگ چاپ) ؟
در بعضی از جاهای فیلم شیطان آنقدر قدرتمند می شود که حتی آینده را پیش بینی می کند . به نحوی که می تواند در زندگی افراد تاثیر بگذارد. حتی پیش بینی هایش آنقدر دقیق است که ... . و بعضا ، گاهی اوقات بر آدمی سلطه پیدا می کند تا جایی که می تواند بر روی تصمیم گیری های انسانهای اطرافش تاثیر بگذارد . ( یاد آوری می کنم صحنه ای را که پری می خواست زنگ درب خانه ی پدر را بزند و با نفوذ الیاس از این کار دست کشید) . اما آنور قضیه. شیطان فیلم اغماء بعضی وقتها آنقدر نزول قدرت پیدا می کند که نمی تواند در آن ِ واحد در دو جا باشد و این عدم تنظیم بین افراد اغفال شده باعث می شود که وقتی در کنار رز قدیانی است از حضور غافلگیرانه ی دکتر درون خانه عاجز مانده و مجبور شود دخترک را ترک کند.
این همه تناقض ناشی از چیست ؟ غیر از عدم انسجام کافی در فیلمنامه و نبود منطق ؟ غیر از اینکه عوامل فیلم دوست داشتند کار فقط ساخته شود. معلوم است که نمی شود قدرت بالای شیطان را با چیزی به غیر از یک اشتباه لپی ، بپوشانیم. چون اگر غیر از اینها باشد یا دکتر قصه ی ما پشیمان نمی شود و این خیلی بد و نا به هنجار است ؛ یا تا قیام قیامت الیاس قصه مشغول گول زدن با تلفن بدون گوشی است یا خیلی راحت تغییر چهره می دهد و لحن صدایش عوض می شود. ( بازی مصنوعی حامد کمیلی و غلو اجرا در تمامی صحنه ها بر ضعف این کار اضافه کرده است ) قصه های دینی و الهی معرکه ای برای آزمودن خطاهای یک سری افراد غافل نیست که بخواهند با سر هم کردن و تکرار سریالها و موفقیت های گذشته در این کورس ماندن در مسابقه ی سریال سازی بمانند و انگشت روی قصه هایی بگذارند که حداقلش تحقیق های چندین و چند ساله با یک نیت پاک است.
طبیعی است که ماندن روی عکس جلد ها و مصاحبه های جور و واجور در مجلات مختلف ؛ بسیار جذاب تر از انجام یک تعهد و وظیفه ی الهی است. ای کاش می فهمیدن که وقتی قرار است حرف از معجزات و تفاوت خیر و شر را نشان بدهند بدانند که نمی شود با تخیلات و خرق عادت های بی منطق مردم را گول زد . اینجا نه هالیوود است که بشود با تکنولوژی های برتر حرف از انسان ماورایی زد و نه بازی با مفاهیم دینی اینقدر ساده و دم دستی است که بشود چیزی نوشت و چیزی ساخت تا در این رقابت ماندن نه ماندگار شدن دست و پا زد.
حالا تازه می فهمم چرا دم دکه ی روزنامه فروشی ها دقایقی را صرف خواند تیتر های روزنامه ها و مجلات می کنم. سریال سازی در ماه رمضان ؛ انگار شده همین ها ...
راستی خیلی هوای دیدن فیلمی همچون صاحبدلان به سرم زده . جای محمد حسین لطیفی خیلی امسال خالی بود...
در فاصله چهار ماه مانده به برگزاری هشتادمین دوره مراسم اعطا جوایز اسکار و در حالی که برخی فیلمهای مطرح هنوز به نمایش درنیامدهاند، کارشناسان و منتقدان سینما از هماکنون نامزدها و برندگان احتمالی اسکار 2008 را پیشبینی میکنند.
بی بی سی اعلام کرد امسال حضور برخی چهرههای سینمایی در بیش از یک فیلم ناظران را در ارزیابی عملکرد آنها به دردسر انداخته است.
مثلا خیلیها نمیدانند بازی کیت بلانشت استرالیایی به نقش ملکه الیزابت در "عصر طلایی" شکار کاپور بهتر و ارزشمندتر است یا بازی او به نقش باب دیلان در "من اینجا نیستم". ضمن اینکه نقشآفرینی نهچندان درخشان اخیر برای بلانشت جایزه بهترین بازیگر جشنواره ونیز را به ارمغان آورد.
براد پیت در "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو"
همین مورد جنجالی درباره براد پیت هم مصداق دارد. بازیگری که امسال در عین شگفتی برای بازی به نقش جسی جیمز در "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو" جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره ونیز را گرفت. در حالی که بسیاری معتقد بودند این حق کیسی افلک بود که برای ایفای نقش رابرت فورد در همین فیلم در مقابل براد پیت باید جایزه میگرفت.
آیا این احتمال وجود دارد که در اسکار 2008 هم پیت و هم افلک برای بازی در "ترور جسی جیمز ..." در بخش بهترین بازیگر مرد نامزد دریافت جایزه شوند؟ شاید هم افلک در بخش بازیگر مکمل نامزد شود. حتی یک احتمال قوی دیگر هم وجود دارد؛ اینکه کیسی برای بازی در نخستین تجربه کارگردانی برادر بزرگترش بن با نام "رفته، عزیزم، رفته" نامزد شود که اگر چنین باشد، پیت و افلک باید برای کسب یک مجسمه اسکار با هم رقابت کنند.
اما بشنوید از جرج کلونی که پارسال برای بازی در "سیریانا" اسکار بهترین بازیگر مکمل را گرفت و امسال با "مایکل کلیتن" یک نقشآفرینی خیرهکننده از خود به یادگار گذاشته است. تامی لی جونز هم برای ایفای نقش پدری سوگوار در "در دره الله" پل هگیس یکی از رقبای سرسخت اسکار جلوه کرده است.
بازیگر کهنهکار هالیوود که دو سال پیش با "سه تشییع جنازه ملکیداس استرادا" جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را گرفت و نامزد نخل طلا هم شد، امسال در "پیرمردها کشوری ندارند" برادران کوئن خوش درخشیده و احتمال دارد برای بازی در نقش کلانتر این فیلم تریلر نامزد اسکار بازیگر مکمل شود.
در میان بازیگران زن بخت جولی کریستی کهنهکار برای نامزدی در اسکار 2008 بالاست. آن هم برای بازی در نقش زنی مبتلا به آلزایمر در "دور از او". همینطور ماریون کوتیلارد فرانسوی برای ایفای نقش ادیت پیاف "زندگی به رنگ صورتی" و مریل استریپ که میتواند با نقش خود در "شیرها برای برهها" برای پانزدهمین بار نامزد اسکار شود.
رابرت ردفورد برای تریلر سیاسی "شیرها برای برهها" میتواند در بخش اسکار بهترین فیلم امیدوار باشد و "درون طبیعت وحشی" شان پن از دیگر امیدداران این بخش است. این فیلم که اقتباسی از یک رویداد واقعی است، میتواند نخستین نامزدی اسکار را برای بازیگر برنده اسکار در بخش بهترین کارگردان به همراه داشته باشد.
تام کروز و مریل استریپ در "شیرها برای برهها"
هال هالبروک کهنهکار هم میتواند مطمئن باشد که بازیاش در "درون طبیعت وحشی" یک نامزدی اسکار برای او به ارمغان میآرود. از دیگر بازیگران بریتانیایی امیدوار به اسکار در کنار جولی کریستی میتوان به جیمز مکآوی برای "تاوان"، تام ویلکینسن برای "مایکل کلیتن" و ساشا بارون کوهن برای "سوئینی تاد" اشاره کرد.
موزیکال "اسپری مو" به راحتی سه نامزدی اسکار برای بازیگرانش هدیه میآورد: میشل فایفر، جان تراولتا و کریستوفر واکن. در سالی که به نظر میرسد رقابت برای قرار گرفتن در فهرست نهایی پنج بازیگر مرد برتر اسکار سختتر از همیشه است، دنزل واشینگتن و راسل کرو هم برای بازی در "گنگستر آمریکایی" ریدلی اسکات بختی بالا برای نامزدی دارند.
اما منطق حکم میکند که نباید از نام سه بازیگر همیشه مطرح شامل تام هنکس، جولیا رابرتز و فیلیپ سیمور هافمن به راحتی گذشت؛ آن هم برای بازی در فیلم "جنگ چارلی ویلسن". همه این پیشبینیها در حالی است که هنوز چند فیلم مهم و پرامید از جمله "قطبنمای طلایی" بر اساس رمان جنجال فیلیپ پولمن به نمایش درنیامدهاند و فرصت برای رقابت همچنان باقی است.
![]() |
|
اين مرد درباره شيطان با کسي حرف نمي زند. 8 روز زمان مي برد که در ميان کار شبانه روزي گروه، فرصت گفت وگو پيدا کنيم و 8 ساعت هم در روز قرارمان زمان مي برد تا او ديالوگش را که همان روز به دستش رسيده حفظ کند، بي آنکه حس اش به هم بريزد، سکانس اش را به آخر برساند، سريال اغما را با بچه هاي گروه ببيند . ساعت 10 شب است که در خانه باغ از بازي هايش مي گويد که کار دل بوده است نه غم نان. از سيروس مقدم که سابقه ستايش او را پيش از اين هم داشته است و از امين تارخ که به گفته او بي واسطه و بي منت مهر مي ورزد و مي آموزد و در کنار همه اينها از شيطان، که حالا در تنهايي هم دست از سرش برنمي دارد. اين مرد مي گويد که نقش هايش را زندگي مي کند. پس نام حامد کميلي تا اطلاع ثانوي «الياس» است. مصاحبه اعتماد با حامد کميلي را بخوانيد: دليل فرارتان از مصاحبه چه بود؟ نمي خواستيد از حامد کميلي حرف بزنيد يا الياس؟ | |
در ابتداي اين ميزگرد كه تا ساعت 1 بامداد ادامه داشت، فريدون جيراني ضمن تعريف برخي خاطراتش از دوران تماشاي فيلمهاي اوليه مسعود كيميايي گفت: تا وقتي كه كيميايي فيلم قيصر را بسازد، فيلمفارسي; فضاي سينمايي آن زمان را احاطه كرده بود و هيچ منتقدي به طور جدي در مورد سينماي ايران نمينوشت ولي از زماني كه «قيصر» ساخته شد نقد درمورد فيلم ايراني معنا پيدا كرد و غرور ايراني ما زنده شد. وي در ادامه گفت: در زمان فيلمسازي اين كارگردان، مملكت ما غربزده بود و او با فيلمهاي سينمايياش در عرصه سينما جريان ساز شد.
جواد طوسي نيز با اشاره به جايگاه سينماي معاصر كيميايي گفت: وقتي «قيصر» را در سينما هما ديدم، آن ضد قهرمان آنچنان اثري بر من گذاشت كه تا حشمتيه كه در آن زمان خانه من بود، پياده رفتم و در تمام مدت در دنياي ديگري سير ميكردم. از همان موقع علاقه به سينماي ايشان دست از سر من برنداشت. وي در ادامه گفت: اگر قبول كنيم به سينماي آقاي كيميايي جفا شده است; تلويزيون اين امكان را به وجود آورد كه ايشان حضور پيدا كنند و در مورد سينمايشان سخن بگوييم.طوسي، «قيصر»، «گوزنها» و «سفر سنگ» را سه اثر موفق و قابل استناد در كارنامه كيميايي خواند و گفت: برخلاف ديدگاه آن كساني كه ميگويند سينماي آقاي كيميايي نتوانسته جريانساز باشد به نظر من اين مسئله به خود فيملساز برنميگردد بلكه ايشان با توجه به شرايط زيستمحيطي توانسته استقرار بورزد و يك نگاه درست به اطراف داشته باشد. جيراني از كيميايي درباره لقبي كه به او به عنوان سينماگر مولف داده ميشود و اينكه مولف بودن اتفاقي است يا فطري، پرسيد و كيميايي پاسخ داد: هر دو با هم حركت را كامل ميكنند. نميشود در سالهاي 40 و 30 زندگي كني و اين فضا در آثارت پيدا نباشد.
يك سري چيزها در تو نشست ميكند اما در دهه 70 و 60 به شكل ديگري خود را نشان ميدهد. وي در ادامه گفت: يك فيلمساز اگر 50 فيلم بسازد در تمام آثارش كاملا مشهود است كه يك تفكر را دنبال ميكند. يك سينماگر مولف جاي دوربينش نسبت به زندگي و جاي زندگياش عوض نميشود. جيراني در ادامه درباره غمخوار بودن كيميايي نسبت به فرودستان پرسيد و اينكه چه قدر اين نگاه به زندگي شخصي يا مطالعه وي برميگردد، كيميايي در پاسخ به اين سئوال ضمن طرح اين موضوع كه فاصله بالا و پايين شهر زياد نيست، گفت: فاصله بالا و پايين شهر آنقدر نيست كه از هم خبردار نشوند ولي من انتخاب كردهام كه در آن فضا فيلم بسازم و آن جنوب شهر كه مدنظر شماست در اوايل فيلمسازي من; نبض تپنده تهران بود و آنها كساني نبودند كه چيزي را كه در خودشان وجود داشت، عاريه آورده باشند. من انتخاب كردهام كه در اين محيط فيلمسازي كنم و هنوز هم اينگونه هستم. طوسي در ادامه فيلمسازي كيميايي در مناطق فرودست را پوسته كاري وي خواند و گفت: اين نگاهي كه در آثار كيميايي ديده ميشود متعلق به حالا نيست و از «قيصر» تاكنون ادامه داشته است. طوسي گفت كه آقاي كيميايي بدون هيچ ادا و اصولي حرف خودش را ميزند و در گفتنش نيز صداقت دارد. او حضور كيميايي در تلويزيون را پس از سالها صداقت وي قلمداد كرد و ادامه داد: با آمدنش به تلويزيون حد واسط بين خود و جامعهاش را با صداقت نشان ميدهد. جيراني هم ضمن اشاره به زمان ساخت قيصر و غربزدگي جامعه آن زمان از كيميايي خواست تا از دغدغهفيلمهايش (ارزشها و تهران اصيل) صحبت كند.كيميايي در پاسخ به اين سئوال به جفاهايي كه در دوران فيلمسازياش اتفاق افتاد; اشاره كرد و گفت: آخردر فاصله سال 55 تاسال 60، خط قرمز را ساختم كه امكان پخش پيدا نكرد و پس از آ ن در فاصله سال 60 تاسال 63 تيغ و ابريشم را ساختم كه پخش مناسبي نداشت و38دقيقه از فيلم درآورده شد و (ج) گرفت . من هم تا 4 و 5 سال فيلم نساختم و بعد «سرب» را ساختم و با شرايطبدي كه براي من و فيلمسازاي ام مهيا بود با نابازيگران، فيلمهاي «گروهبان»، «دندان مار» و «ضيافت» را ساختم. خلاصه بايد بگويم در حق فيلمهاي من بد شد و به جز «ضيافت» هيچكدام از فيلمهاي من آنگونه كه شايسته بود ديده نشد و همين شرايط بد و تعويق ميان كارها از نظر من براي فيلمساز سم است. طوسي هم با اشاره به عقيده برخي از منتقدان كه معتقد هستند كيميايي; قرباني سينماي مولف است، گفت: گستره تسري آقاي كيميايي دووجهي و بيشتر از ناحيه مولف است. ايشان خودش را محدود به يك شرايط نميداند و از طريق اثر و ميزانسن خود را از طريق مولفههاي سينمايي بيان ميكند كه درنهايت از نظر من تشخيص در كارهاي ايشان به وجود ميآيد. وي ادامه داد: بخش قابل توجهي از كارهاي ايشان ديسيپلين دارد.
و اما اين ميزگرد حاشيههايي هم داشت: مسعود كيميايي توقع داشت «قيصر» از تلويزيون پخش شود. وقتی اعلام شد که قرار است بخش هایی از فیلمهایش پخش شود، وسط حرف جیرانی پرید و گفت: قیصر هم هست؟!هنگام پخش كليپ «اعتراض» مسعود كيميايي ديالوگهاي سكانس زندان را زمزمه ميكرد: به سلامتی سه تن.... مسعود كيميايي به عنوان مهمان ويژه «دو قدم مانده به صبح» از جيراني و طوسي بسيار كمتر حرف زد يا شايد مجال حرفزدن پيدا نكرد. محمد صالحعلا خاطرهاي از كيميايي يادش نميآمد ولي جيراني اصرار داشت كه خاطره او را بشنود. كيميايي تمام مدت در پاسخ به سئوالها دوست داشت از دوران محروميت و اكراننشدن فيلمهايش سخن بگويد كه البته براي فيلمسازي كه جامعه و مسئولان هنري او را به نوعي به حاشيه راندهاند، طبيعي به نظر ميرسد.
سينماي ما - شايد براي اولين بار باشد كه دو سينماگر ايراني همزمان عضو هيات داوران يك جشنواره بينالمللي شدهاند. در جشنواره آنتاليا كه از روز جمعه در جنوب تركيه آغاز شده، جعفر پناهي رييس هيات داوران است و شهره آغداشلو هم يكي از اعضاي آن. در اين هيات داوري هفت نفره، جان لنديس (كارگردان معروف آمريكايي و سازنده ويدئوكليپ مشهور «تريلر» مايكل جكسن و فيلمهاي «برادران بلوز»، «مرد گرگنماي آمريكايي در لندن» و ...) هم حضور دارد. ديدار شهره آغداشلو، بازيگر توانا و دوستداشتني كه نزديك به سي سال است خارج از كشور زندگي ميكند، فرصت مغتنمي بود براي گپ و گفتي با او و آگاه شدن بيواسطه از فعاليتهايش. او كه پس از چند كار بيسروصدا طي بيست سال اول مهاجرت، با كانديدا شدن براي دريافت اسكار بهترين بازيگر زن مكمل به خاطر بازي در فيلم «خانهاي از شن و مه» به شهرت و اعتبار جهاني رسيد، در آنتاليا هم مدام به عنوان «بازيگر ايراني نامزد اسكار» معرفي ميشود. آغداشلو پس از بازي در فيلم «تولد مسيح» و سري پنجم سريال پرطرفدار «24»، بازي در فيلم چهار قسمتي «بينالنهرين» را براي شبكه بيبيسي به پايان رسانده كه درباره حوادث سالهاي اخير عراق است. او در اين فيلم كه در تونس فلمبرداري شده، نقش همسر صدام را بازي ميكند. همكار سايت سينماي ما در فرصتي كه در آنتاليا به دست آمد، گفتوگوي كوتاهي بين جعفر پناهي و و شهره آغداشلو به راه انداخته كه بيش از هر چيز بهانهايست براي شنيدن بيواسطه حرفهاي بازيگر ارزنده سينماي ايران (بازيگر فيلمهاي «سوتهدلان»، «گزارش» و «شطرنج باد») كه اعتبار و افتخارهاي جهانياش را جايي دور از ايران و ديرتر از آنچه سزاوارش بود، به دست آورد. آغداشلو همچنان خودش را بازيگر سينماي ايران ميداند و اعتبار جهانياش را هم متعلق به اين سينما. آنچه ميخوانيد، حرفهايي است از سر دلتنگي، و نه يك گفتوگوي سينماييِ صِرف.
***
جعفر پناهي: خيلي نزديك ايران هستيم. چرا بعد از آنتاليا به ايران نميآييد؟
شهره آغداشلو: دلم پر ميزند براي ايران. آرزويم است. ولي... نميدانم. خَب، نشده تا حالا، و اميدوارم بشود.
پناهي: پارسال همسرتان (هوشنگ توزيع) پس از سالها به ايران سفر كرد و شد. مطمئن باشيد كه استقبال خوبي از شما خواهد شد. اطمينان دارم كه نگاه رسمي هم به شما، نگاهي توام با احترام است؛ چون شما در اين بيست سي سال اخير، همواره شان و وقار هميشگيتان را حفظ كردهايد. فكر نمي كنم حتي با ديدگاه سياسي هم نگاه منفي نسبت به شما و كارتان وجود داشته باشد.
آغداشلو: بابت احترام و وقاري كه گفتيد ممنونم. نميدانم... با اينكه آمدن به ايران آرزوي يزرگم است، اما هنوز مطمئن نيستم. اميدوارم بتوانم زودتر تصميم درستي در اين باره بگيرم.
پناهي: به ايران كه بياييد، اولِ اول كجا ميرويد؟
آغداشلو: بازار تهران! عاشق اين بازارم. از بچگي كه با مادرم به بازار ميرفتم، آنجا را دوست داشتم. دلم براي شلوغي بازار، غرفهها و مغازههايش، فروشندههايش و بخصوص آن ستونهاي نور كه از سقف پايين ميتابيد و تويشان پر از غبار بود تنگ شده. آره، اولين جا بازار تهران...
پناهي: ... و اولين كسي كه به ديدنش ميرويد؟
آغداشلو: از بستگان درجه يكم كه كسي ايران نيست. بنابراين به ديدار دوستانم ميروم. اول هم ميروم ديدن خانواده پناهي!
پناهي: شبي كه صبحش مراسم اسكار برگزار ميشد و شما براي «خانهاي از شن و مه» كانديداي دريافت اسكار بوديد، با عدهاي از دوستان در خانه ما جمع بوديم و تا صبح بيدار مانديم تا مراسم را تماشا كنيم؛ به عشق شما... با شمارهاي كه ازتان داشتيم تماس گرفتيم و هر كدام به لهجهاي برايتان پيغام گذاشتيم.
آغداشلو: آن روزها آنقدر تماس گرفته ميشد كه نوار پيامگيرم زود پر ميشد. متاسفانه پيغام شماها هم به همين دليل ضبط نشده بود.
پناهي: همه دوستان سينمايي كنجكاو نتيجه مراسم اسكار هستند، ولي در شرايط عادي فقط عدهاي حاضرند آن موقع شب (در واقع كله سحر) بيدار بنشينند كه مراسم را زنده تماشا كنند.آن شب همه علاقمندان بيدار ماندند به اميد ديدن برندهشدن شما. همه از اينكه برنده نشديد غمگين شدند، اما البته به خاطر حضور و اعلام وجودتان در اين رقابت خوشحال بودند.
آغداشلو: لطف كرده بودند و ما را رديف اول هم نشاندند، ولي متاسفانه بعضي از ستارههاي به اصطلاح رقيب، برخورد درستي با من نداشتند. همهاش را در كتابم نوشتهام.
پناهي: كتاب خاطرات نوشتهايد؟
آغداشلو: دارم مينويسم. هنوز تمام نشده. شايد تا يك سال ديگر منتشر شود.
پناهي: من جوانهايي را ميشناسم كه چون رنه زلوگر به تعبيري اسكار را از چنگ شما درآورد، از آن به بعد ديگر نظر خوبي نسبت به او ندارند!... حالا واقعاً آن شب چه احساسي داشتيد؟
آغداشلو: يك احساس عجيب و باورنكردني. انگار دلم آمده بود توي حلقم و در تمام طول مراسم، حس ميكردم در جاده قم هستم...
پناهي: جاده قم؟! چهطور در آن حال و توي كداك تياتر ياد اين جاده افتاديد؟
آغداشلو: نميدانم ربطش چيست، ولي تمام مدت روزي را به ياد ميآوردم كه پدربزرگم – كه خيلي دوستش داشتم – مرده بود و داشتيم او را براي دفن به قم ميبرديم و من چه حالي داشتم. هر چه فكر ميكنم نميتوانم ربط اين دو واقعه را پيدا كنم و توضيحش بدهم...اما حتي لحظهاي تصوير آن جاده و آن روز خاص از ذهنم بيرون نميرفت.
پناهي: بعد از سريال «24» به فيلم «بينالنهرين» رفتيد و نقش همسر صدام را بازي كرديد. اين فيلم و نقش چهجور تجربهاي بود؟
آغداشلو: توي يك صحنه، وقتي براي آخرين بار از كاخ بيرون ميآمدم، كارگردان كات داد و پرسيد: چرا پشت سرت در را نبستي؟ چرا نگاهي به پشت سرت نينداختي؟ گفتم آن موقع ياد تجربه خودم افتادم، وقتي كه وطنم را ترك ميكردم. ميترسيدم اگر پشت سرم را نگاه كنم، تاب رفتن نداشته باشم. اين لحظه را براساس تجربه شخصي خودم آن جوري بازي كردم. وقتي آن تجربه و احساس را براي كارگردان شرح دادم، خيلي تحت تاثير قرار گرفت و به اين نتيجه رسيد كه صحنه را طبق حس و تجربه خودم بازي كنم... خيلي اتفاق خوبي بود و خيلي هم براي كار انرژي گذاشتم. الان هم مشغول كارهاي فنياش هستند و نميدانم چه زماني پخش ميشود.
![]() |
|
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن برود. سريال «ساعت شني» در زمرهي پر بازيگرترين مجموعههاي سالهاي اخير تلويزيون قرار ميگيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند. بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفينيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداختهاند. تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي ميشوند و قرار است از اينشبها به روي آنتن شبكه اول برود. سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجارهاي» را در تلويزيون مطرح ميكند و كارگردان اين سريال اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نميشود. «ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود. او تصميم ميگيرد يك رحم واسط (اجارهاي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچهدار شود. به گفتهي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح ميشود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد. در داستان «ساعت شني» آمده است: بعد از اين كه زني تقبل ميكند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه ميشود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر ميشود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي ميشود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منشهاي متفاوت فكري گذر ميكند. اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد. تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفتو گويي اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال همچنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر ميگذارد و حتي گفته ميشد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم. عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني عبارتند از: نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفينيا نويسنده:احمد رفيعزاده جلوههاي ويژه رايانهاي: هديش بيگدلي شاملو جلوههاي ويژه ميداني: داوود رسوليان جلوههاي ويژه رنگي: ميثم كمالي اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت منشيصحنه: شيدا باسلهچي/برنامهريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكري | |