تبليغاتX
ستاد مجازی مهدی کروبی
campaign88.ir
دنیای تصویر
                        الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار - مجنون لیلی

محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست - مجنون لیلی محمدرضا گلزار - مجنون لیلی

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

باران کوثری و حامد بهداد - دایره زنگی
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

                         الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار - مجنون لیلی
+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

 

آخرین ساخته قاسم جعفری چنگی به دل نمی زند و بزرگترین دلیل این اتفاق هم مسلما خود اوست. مطمئنا اگر چنین سوژه ای دست یک کارگردان برجسته می افتاد می توانست با یک پرداخت قوی و مناسب فیلم را از ورطه انحطاط و سقوط نجات دهد و کاری در خور و شان کلمه « عشق » بسازد.
داستان "مجنون لیلی" درباره عشق و مشخصا روز ولنتاین است. ماجراهایی عاشقانه که در این روز برای عشاق مختلف روی می دهد. بهانه این عاشقانه نیز جعبه ای قدیمی و با ارزش است که دست به دست می چرخد و دوباره به دست صاحب اصلی آن می رسد. این خط داستانی که حضور هر یک از بازیگران مطرح سینما را در حدود 10-15 دقیقه خلاصه می کند جذاب به نظر می رسد و اگر شما در ترکیب بازیگران هم حامد بهداد بااستعداد رو داشته باشید و هم ابوالفضل پورعرب باتجربه و هم گلزار و گودرزی محبوب و پول ساز را دیگر خیال ها از بابت بازی ها راحت می شود. اما مجنون لیلی در سطح باقی می ماند و نه روشنفکرانه و نه عاشقانه به نظر نمی رسد. امتیازهای مثبتش در مقابل معیارهای منفی رنگ می بازد و نتیجه کار چیزی در حد فیلم هندی های سه دهه قبل می شود. (بالیوودی ها امروز دیگر قابل احترام هستند) پرداخت های ضعیف و شخصیت پردازی ناقص "مجنون لیلی" تنها قسمتی از ناکامی های فیلم را تشکیل می دهد. ساختار در هم ریخته و این که حتی کارگردان نمی داند به پیامی که قرار است به مخاطب بدهد ایمان دارد یا نه از دیگر ضعف ها محسوب می شود. نکته ای دیگری که می شود مطرح کرد این است که تماشاچی "مجنون لیلی" سرگردان از اینکه چرا شخصیت های فيلم برای عشقی که اصلا سابقه و شناختی برای بيننده ندارد به آب و آتش می زنند. تماشاگر سرگردان است و از اینکه چرا موضوع عشق چنین بد مطرح شده است در حیرت می ماند. قضیه عشق دو شخصیت ابتدایی داستان (گلزار و شاکردوست) به قدری آبکی و بدون احساس است که حتی موسیقی زیبا و ترانه های شنیدنی هم قادر به ایجاد حس همذات پنداری در مخاطب نمی شوند. در ضمن فيلم به شدت کسالت بار است و به جز اندکی خالی از حس تعلیق و جذابیت است. از سوی دیگر فیلم قصد داشت به نوعی به یک کار اجتماعی هم نزدیک شود و حتی به لایه های عشق در تمام سطوح جامعه بپردازد ولی این قدرت را نداشت که تماشاچی را با خود همراه کند و مجبور به شکست می شود. "مجنون لیلی" شاید اگر در قسمت بازیها هم ضعف می داشت می شد آنرا یکی از بدترین کارها در زمینه ملودرام دانست اما خب بازیها در حد این فيلم خوب از آب درآمده است. حامد بهداد ستاره بی چون و چرای فيلم و نقطه قوت آن است. محمدرضا گلزار هنوز در کلیشه شخصیت یوسف «آتش بس» دست و پا می زند و فراتر از آن نیست. (هرچند انصافا بد هم بازی نمی کند) و بازی حمید گودرزی و نیما شاهرخ شاهی هم در همان دقایق اندک قابل قبول است. اما بی شک مقصر اصلی شخص قاسم جعفری است. زیرا زاویه و دید او به عشق تا این حد نازل به تصویر کشیده شده است. مطمئنا اگر چنین سوژه ای دست یک کارگردان برجسته می افتاد می توانست با یک پرداخت قوی و مناسب فیلم را از ورطه انحطاط و سقوط نجات دهد و کاری در خور و شان کلمه عشق بسازد. نمونه این کارگردان ها هم کم نیستند و نمونه خیلی بارز و مشخص آن هم حسن فتحی است که حضور عشق در تمامی سریال هایش به شدت گرمابخش است و مخاطب کاملا آنرا حس می کند. (اگر کسی به این موضوع شک دارد یک بار دیگر "مدار صفر درجه" را به تماشا بنشیند) یا نمونه سینمایی تر آن داریوش مهرجویی با کارهایی چون "هامون" و "لیلا" که عشق را در دل مخاطب احیا می کند. به هرحال فروش "مجنون لیلی" را باید چیزی ورای موضوع مورد بحثش جستجو کرد. باید آنرا در دل نام های روی پرده که مشخصا محمدرضا گلزار در آن جای دارد دید. فیلم به غیر از دو سه سکانس قابل توجه چیزی دیگری ندارد و دیدنش چیزی نه به کسانی که حرفه ای فیلم را دنبال می کنند و نه به کسانی که طرفدار بازیگر خاصی هستند و نه حتی افرادی که برای سرگرمی فیلم می بینند، اضافه نمی کند و تنها نکته ای که هم که می شود که درباره قاسم جعفری و سابقه خوب تلویزیونی اش اشاره کرد این است که:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
که این ره که می روی به ترکستان است.

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

نوروز 1387 را مي توان يكي از متفاوت ترين نوروزها در عرصه سريال سازي سازي سيماي جمهوري اسلامي ايران قلمداد كرد. متفاوت از آن جهت كه به دليل پايان ماه هاي عزاداري محرم و صفر، تمامي شبكه ها توليد و پخش سريال هاي طنز را در دستور كار خويش قرار داده و سعي داشتند نوروزي شاد را براي خانواده هاي ايراني فراهم سازند. رقابتي كه از ماه ها پيش مابين شبكه هاي چهارگانه سيما ايجاد گشته بود،عاقبت با برتري مطلق شبكه ي سوم سيما به پايان رسيد و شبكه هاي يك و دو كه در ايام ماه مبارك رمضان با به روي آنتن بردن سريال هاي اغماء و ميوه ممنوعه، در صدر پربيننده ترين شبكه ها قرار داشتند،نتوانستند آنچنان كه انتظار مي رفت رضايت مخاطبان خويش را فراهم سازند.
شبكه يك سيما يك بار ديگر به كارگرداني اعتماد كرد كه پيش از اين بارها و بارها امتحانش را در عرصه سريال هاي تلويزيوني پس داده و با آن كه هيچ گاه كارش مورد تحسين مخاطبان خاص تلويزيون قرار نگرفته اما هر بار توانسته به نوعي مقبوليت عمومي را كسب كرده و در زمينه جذب مخاطب،نسبتاً موفق عمل كند. سيروس مقدم كارگرداني است كه در طول اين سال ها نشان داده تعلق خاطري به ژانر خاصي نداشته و در هر زمينه اي كه پيش آيد شانس خويش را مورد آزمايش قرار مي دهد. غافل از اينكه قدم نهادن در عرصه طنز بسيار دشوارتر از گونه هاي ديگر به حساب مي آيد و تنها با اتكاء بر تجربيات پيشين نمي توان از آن سربلند و پيروز بيرون آمد. اين چنين است كه "پيامك از ديار باقي" با آن كه مجموعه اي از بهترين بازيگران عرصه طنز سينما و تلويزيون ايران (از محمدرضا شريفي نيا گرفته تا رضا شفيعي جم،حميد لولائي و ...) را در اختيار داشت هيچ گاه نتوانست در جلب رضايت بينندگان شبكه يك سيما توفيقي كسب كند و مي توان نامش را در ميان مهجورترين سريال هاي اين سال ها قرار داد.
شايد بزرگتري مشكل "پيامك از ديار باقي" را بتوان در فيلمنامه كم كشش و بدون مايه هاي طنز محسن طنابنده جستجو كرد. وقتي فيلمنامه اي كه در اصل به منظور ساخته يك تله فيلم 90 دقيقه اي به نگارش در آمده، براي ساخت يك سريال 13 قسمتي گسترش مي يابد طبيعي است كه به لحاظ دراماتيك از ظرفيت چنداني براي همراه ساختن تماشاگر برخوردار نيست.اين دقيقاً همان مشكلي است كه سريال "نشاني" به كارگرداني رامبد جوان نيز با آن رو به رو بود. اين سريال نيز همچون "پيامك از ديار باقي" با سود جستن از بازيگران باسابقه و شناخته شده اي نظير سعيد پورصميمي،پرويز پورحسيني،پروانه معصومي و ... و نيز استفاده از جذابيت لوكيشن هاي آن سوي مرزها، مخاطب خويش را جستجو مي كرد كه به لحاظ آنكه از قصه اي كم اوج و فرود،كليشه اي و نه چندان جذاب بهره مي برد توجه چنداني را به سوي خويش جلب نكرد. شايد تنها نكته اي كه از "نشاني" در خاطر مي ماند نقش آفريني "آتنه فقيه نصيري" در قالب دختري از فرنگ آمده است كه سعي مي كرد با آن گويش خاص و بامزه اش،يك تنه بار طنز سريال را به دوش بكشد ،.بازيگري كه در آستانه پنجمين دهه زندگي اش، همچنان در قالب نقش دختركان جوان ظاهر مي گردد.
و اما قرارگاه مسكوني... سريالي كه از محصولات سال گذشته شبكه اول سيما به حساب مي آمد در اختيار شبكه تهران قرار گرفت تا در يكي از نامناسب ترين اوقات تعطيلات نوروزي به روي آنتن رود. پادگان ها و سربازخانه ها از آن محيط هاي بكر و دست نخورده اي هستند كه تاكنون آنچنان كه بايد در سينما و تلويزيون ايران مورد استفاده و بهره برداري قرار نگرفتند و غالباً از شخصيت يك سرباز براي تعريف قصه اي بيرون از محيط بسته پادگان سود جسته شده است. در حالي كه مي توان صدها قصه متفاوت از دل اين محيط خاص بيرون كشيد كه جذابيت بصري فوق العاده اي داشته باشند و كوچكترين تشابهي نيز با يكديگر نداشته باشند.
قرارگاه مسكوني قصه تلاش بي حد و حصر چند سرباز براي دريافت مرخصي و در نهايت فرار از قرارگاه در تعطيلات نوروزي مي باشد. جواد رضويان با سود جستن از فيلمنامه عليرضا مسعودي و در اختيار گرفتن جمعي از بازيگران طنز سال هاي دور و نزديك تلويزيون،سعي داشت با استفاده از فرمول هاي امتحان پس داده به نوعي در نشاندن لبخند بر لبان تماشاگر به موفقيت دست يابد كه در نهايت آنچنان كه بايد به موفقيت دست نيافت.نمي توان ضعف هاي مفرط سريال در انتخاب و چينش بازيگران و طراحي صحنه و فضاسازي ضعيف آن كه باعث گشته بود لوكيشن هاي آن،كوچكترين شباهتي به يك سربازخانه نداشته باشند را ناديده گرفت. در عين حال برخي شوخي هاي سطحي و كم مايه سريال كه به لودگي پهلو مي زد از اعتبار قرارگاه مسكوني به شدت مي كاست و آن را در حد كمدي هاي سبك تنزل مي بخشيد.
با اين اوصاف نوروز 87 آن چنان كه در ابتدا پيش بيني مي گشت،شادِ شادِ شاد از آب در نيامد. بطوريكه اگر مهران مديري و مرد هزار چهره اش نبود شايد يكي از كم فروغ ترين نوروز هاي چند ساله اخير در زمينه سريال هاي تلويزيوني رقم مي خورد. در يادداشت بعد،نگاهي خواهيم انداخت به سريال مرد هزار چهره،آخرين ساخته ي مردي كه اين روزها بازگشت شكوهمند وي را (چه در عرصه سينما و چه در تلويزيون) به نظاره نشسته ايم.

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

باران كوثري در نمايي از فيلم

باران كوثري در نمايي از فيلم "دايره زنگي" ساخته پريسا بخت آور

“دایره زنگی” که در زمره فیلم‏های اجتماعی - طنز قرار می‏گیرد پیرامون مسائل و مشکلات چندین خانواده که در یک آپارتمان در شمال شهر زندگی می‏کنند شکل می‏گیرد. عمده این مشکلات، پیرامون برخوردهای مختلف خانواده‏های ساکن در آپارتمان بر سر وسیله‏ای سرگرم کننده یا شاید مخرب به نام « ماهواره » صورت می‏پذیرد. نام این فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شده و با مضمون فیلم تطابق کامل دارد و در لحظه‏ای که تماشاگر رابطه میان نام و مضمون فیلم را درک می‏کند، در همان دقایق ابتدایی فیلم اعتمادی نسبی در وی پدید می‏آورد.
از نقاط قوت این فیلم می‏توان به بهره‏گیری از بازیگران حرفه‏ای سینمای ایران از جمله باران کوثری، امین حیایی، محمدرضا شریفی‏نیا و در پایان مهران مدیری اشاره کرد که با ایفای نقش در "دایره زنگی" قدرت و استعداد ذاتی خود در بازیگری را به رخ همگان کشیدند. سبک بازی مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در این فیلم به عنوان دو همسایه که ارتباط خانوادگی نزدیکی با یکدیگر دارند در بخش‏های مختلف برای تماشاگر لذت بخش است که از جمله آنها می‏توان به همراهی این دو بازیگر در هنگام پخش فیلم کوتاهی که خسرو (نیما شاهرخ‏شاهی) ساخته بود اشاره کرد. اینجاست که باید به نویسنده و کارگردان این فیلم تبریک گفت که این چنین سلیقه تماشاگران خود را می‏شناسند که به خلق چنین قسمت‏هایی در این فیلم پرداخته اند. "دایره زنگی" فیلمی نیست که با لودگی و با توسل به هر عاملی، زمینه خنده تماشاگر را فراهم کند. بلکه با طنزی نو که در گذشته سینمای ایران کمتر به چشم می‏خورد و با استفاده از روابط اجتماعی و گروه گرایانه افراد ساکن در یک آپارتمان به خلق صحنه‏های خنده‏داری می‏پردازد که مطابق میل تماشاگران است. باران کوثری (شیرین) در این فیلم باز هم نشان داد که پتانسیل تبدیل شدن به یک سوپر استار در سینمای ایران را دارد و می‏تواند به خوبی به عنوان یک بازیگر اصلی یا مکمل ایفای نقش کند. از نکته‏های تحسین برانگیز "دایره زنگی" تحلیل استفاده از ماهواره در خانواده‏های مختلف است و دلایل هر خانواده را برای پذیرش یا عدم پذیرش آن مطرح می‏کند. همین عامل است که بعد اجتماعی این فیلم سینمایی را جان می‏بخشد و تعامل میان بازیگران حول محور استفاده از ماهواره و نصب دایره زنگی (دیش) را مهیج می‏سازد. در قسمت‏هایی از فیلم، ماهواره در خانواده مهران مدیری به عنوان یک ارزش محسوب می‏شود و عاملی است که سبب می شود پدر مهران مدیری (سرهنگ) در خانه بماند و به تماشای شبکه‏های سیاسی ماهواره بپردازد. اما در طرفی دیگر امین حیایی و همسرش چهره‏ای منفور را از ماهواره در ذهن فرزند خود می‏پرورانند که در ادامه حول داستان‏هایی که شکل می گیرد همسر امین حیایی مجبور می شود تا یک دستگاه رسیور را برای مراسم پاتختی به عنوان کادو به عروس هدیه کند. این چنین است که در نظر فرزند خانواده یک پارادوکس شکل می‏گیرد و با بیان یکسری مسائل توسط آن دختربچه صحنه‏های طنز جذابی خلق می گردد. چنین پارادوکس‏هایی نیز در دیگر قسمت‏های فیلم از جمله نگاهی سطحی به مسئله زن‏های خراب باز هم تکرار می‏شود تا علاوه بر خنده حاصل از تناقض‏های میان تفکر کودکان و بزرگسالان، به معضل‏های اجتماعی فراوان در جامعه نیز پرداخته شود.
نقش سرهنگ نماد انسان‏هایی است که امروزه در اطراف ما زیاد به چشم می‏خورند. کسانی که برای قضاوت در رابطه با مسائل روز از تجارب و خاطرات نخ‏نمای خود کمک می‏گیرند و به هیچ وجه نمی‏خواهند شرایط حال را بپذیرند و به خود اجازه می‏دهند که مسائل سیاسی در ایران و کشورهای همسایه را بی هیچ دانشی تحلیل کنند و درصدد ایجاد جنبش‏های مخرب برآیند. (که نمونه‏هایی از آن را می‏توانیم در آن ساختمان نیمه کاره و حضور سرهنگ در میان آن افراد ببینیم که چگونه برای سیاست خط و نشان می‏کشیدند!) ترسیم چنین پدری که فرزندی همچون مهران مدیری دارد می تواند تفاوت میان نسل‏های مختلف را به خوبی نمایان کند.
در ابتدای فیلم نمایش قسمتی خاص از فیلم "پدرخوانده" در تلویزیون خانه عبدالله زاده بسیار هوشمندانه رقم خورده است. در آن صحنه از فیلم "پدرخوانده"، Sonny پسر Godfather به خانه خواهر خود می رود و هنگامی که مشاهده می کند که او از شوهر خود کتک خورده است بسیار عصبانی می شود. در پایان فیلم نیز همین خانواده عبدالله زاده است که نگران از رفتار و کنش های لیلا (ملیکا شریفی‏نیا) عکس العمل نشان می دهد و پدر خانواده برای یافتن و تنبیه دختر خود پا به محل تفریح وی (کوه) می‏گذارد. با مقایسه این دو روایت در کنار یکدیگر محوریت دختر خانواده در هر دو داستان را در می‏یابیم که بسیار نکته بیننانه در فضای فیلم گنجانده شده است.
سفر آنتالیا که بحث آن در طول فیلم، بوسیله مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا بارها و بارها مطرح می‏گردد یکی دیگر از مشکلات اجتماعی جامعه ما را مطرح می‏کند. خانم پریسا بخت‏آور در مقام کارگردان "دایره زنگی" این معضل را به خوبی نمایش می‏دهد و دروغ سفر آنتالیا که در ادامه تبدیل به یک سفر داخلی می‏گردد را در قالب طنزی دردآور مطرح می کند. مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در طول فیلم به گونه ای از سفر آنتالیای خود صحبت می کنند که انگار، خودشان نیز باورشان شده است که یک سفر خارج از کشور در پیش دارند و این در حالی صورت می‏گیرد که در جامعه ما نیز چنین چیزهایی رواج پیدا کرده است. "دایره زنگی" در تمامی صحنه‏های فیلم ریتم و آهنگ طنز و زمینه اجتماعی خود را حفظ می‏کند و در هیچ مقطعی تبدیل به یک نمایش کسل کننده برای تماشاگر نمی‏شود. البته نگارنده، انکار نمی‏کند که در مقاطعی از "دایره زنگی" نقصان‏هایی نیز وجود دارد اما در یک دید کلی نسبت به این فیلم می‏توان انسجام کار نویسندگی و کارگردانی را در کنار یکدیگر دریافت.
در پایان به نظر می‏رسد که خانم پریسا بخت‏آور در اولین تجربه کارگردانی سینمایی‏اش توانسته است نظر بسیاری از تماشاگران را به کار خود جلب کند و نوید فیلم‏هایی غنی‏تر را در آینده سینمای ایران دهد.

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

 

رضا رشيدپور

:: رضا رشيدپور ::

مجموعه برنامه "مثلث شیشه‌ای" با اجرای رضا رشیدپور از 15 اردیبهشت با حضور میهمانان ویژه از جمله مهران مدیری از شبکه تهران روی آنتن می‌رود.

رشیدپور در این باره گفت: "این برنامه در 90 قسمت 75 دقیقه‌ای به صورت زنده از نیمه اردیبهشت روی آنتن می‌رود که ترکیبی از برنامه‌های "شب شیشه‌ای" و "مثلث" است. لحن برنامه شفاف و صریح است و هدف ما از تهیه آن ایجاد فضای امیدبخشی و تقویت جامعه هنری است."
تهیه‌کننده این برنامه ادامه داد: "برنامه "مثلث شیشه‌ای" منحصراً به چهره‌های سینمایی نمی‌پردازد، بلکه سعی می‌کنیم از عوامل پشت صحنه همچون فیلمبرداران، فیلمنامه‌نویسان و ... هم دعوت به عمل آوریم و مباحث فرهنگی را مطرح کنیم. علاوه بر آن از نخبگان علمی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف هم برای حضور در برنامه دعوت می‌شود."

مهران مدیری، نیکی کریمی، محمدرضا شریفی‌نیا، حسام نواب‌صفوی و علیرضا زرین‌دست از میهمانان "مثلث شیشه‌ای" هستند که رشیدپور درباره اهداف آن گفت: "در حال حاضر باید جامعه هنری را تقویت و حمایت کرد و با توجه به اینکه امسال به عنوان سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده، می‌خواهیم برنامه فضایی نو داشته باشد."

کارگردانی هنری برنامه تلویزیونی "مثلث شیشه‌ای" را خود رشیدپور به عهده دارد، مانی آرام تیتراژ اول برنامه را می‌خواند و تیتراژ پایانی هم با صدای امیر تاجیک روی آنتن می‌رود که کاری متفاوت است. ترانه‌های تیتراژ را هم رشیدپور سروده است.

مجری "مثلث شیشه‌ای" در پایان درباره اینکه آیا این برنامه به سرنوشت برخی برنامه‌های اینچنینی تبدیل می‌شود یا نه گفت: "من از مدیران سازمان صدا و سیما برای ایجاد فضای چندصدایی در رسانه قدردانی می‌کنم و این برنامه با حمایت رئیس سازمان صدا و سیما و مدیر شبکه تهران روی آنتن می‌رود."

برنامه گفتگومحور "مثلث شیشه‌ای" که از 15 اردیبهشت به تهیه‌کنندگی رشیدپور و محمد قنبری روی آنتن شبکه تهران می‌رود، سومین برنامه رشیدپور پس از "شب شیشه‌ای" و "عبور شیشه‌ای" در فضایی مشابه است.

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

دوستان سلام

بدون هیچ مقدمه ای می رم سراصل مطلب. ازامروز اسم وبلاگ به نشانه اعتراض به لغو امتیاز نشریاتی مانند دنیای تصویر و هفت که سالها با آنها زندگی کرده ایم ، به دنياي تصوير تغيير پيدا ميكند. به اميد روزي كه نشريات درايران بدون كوچكترين محدوديتي به درج واقعيت ها بپردازند.

+ نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

سنت دنباله‌سازي در هاليوود، در شرايطي همچنان ادامه مي‌يابد كه سال گذشته عملاً اين دنباله‌ها بودند كه مهم‌ترين توفيق‌هاي گيشه هاليوود را رقم زدند.

دنباله‌ها به پشتوانه فيلم‌هاي محبوب و موفق ساخته مي‌شوند و درواقع نوعي طمينان‌خاطر، به لحاظ تكرار موفقيت قسمت‌هاي قبلي، وجود دارد. همين مسئله و علاقه مخاطب به ديدن‌ اين فيلم‌ها، باعث شده تا هاليوود جدي‌تر از گذشته به سراغ‌دنباله‌سازي برود.

هر چند ممكن است گاهي اوقات اين امر به فاجعه‌اي چون دنباله تازه سري فيلم‌هاي «بيگانه‌ها» بينجامد، ولي در يكي دو سال اخير دست‌كم به لحاظ تجاري، شاهد توفيق دنباله‌ها بوده‌ايم.

اين‌گونه است كه به‌زودي آخرين كتاب «هري‌پاتر» فيلم مي‌شود. «هري‌پاتر و قديسان مرگبار» هفتمين و آخرين جلد از كتاب جي.كي رولينگ، دستمايه 2 فيلم سينمايي خواهد بود، تا هاليوود آخرين بهره‌برداري‌هايش از پديده‌ هري‌پاتر را ببرد.

اين در حالي است كه در حال حاضر «هري‌پاتر و شاهزاده دورگه» براساس ششمين كتاب رولينگ جلوي دوربين رفته است.

كمپاني برادران وارنر سرمايه‌گذاري براي هر‌ي‌پاتر را يك تجارت موفق و همراه با ضمانت كامل ارزيابي مي‌كند و جالب اينكه اين فيلم‌‌ها توسط گروه ثابتي ساخته مي‌شوند. ديويد ييتس كارگردان «هري‌پاتر و شاهزاده دورگه»، قرار است 2 قسمت آخر فيلم را هم بسازد و مثل قسمت‌هاي قبلي دانيل رادكليف در آن حضور  خواهد داشت.

اگر فيلم‌هاي هري‌پاتر، به سرعت جلوي دوربين مي‌روند، درعوض خيلي‌ها منتظر دنباله‌اي هستند كه از  ساخت آخرين قسمتش زمان زيادي مي‌گذرد.

در بهار 2008، چهارمين قسمت «ايندياناجونز» اكران خواهد شد. جرج لوكاس و اسپيلبرگ در دهه  80، فيلم‌هاي موفق «اينديانا جونز» را ساختند و حالا پس از 2دهه قرار است بار ديگر قهرمان بزن بهادر، پرده نقره‌اي را فتح كند. با اين تفاوت كه هريسون فورد بازيگر نقش اينديانا جونز حالا  65 سال  دارد؛ ولي گويا سن و سال بالاي فورد هم مانع از آن نشده كه فيلم پر از صحنه‌هاي اكشن نباشد.

اين بار هم مثل قسمت‌هاي قبلي، اسپيلبرگ روي صندلي كارگرداني نشسته و رفيق قديمي‌اش لوكاس در مقام تهيه‌كننده ظاهر شده است.

جالب اينكه در پي توفيق قسمت اول «اينديانا جونز»، اسپيلبرگ و لوكاس خيلي سريع 2 قسمت ديگر را جلوي دوربين بردند ولي ميان قسمت سوم و چهارم 2دهه فاصله افتاده است.

شايد همين نكته باعث شده تا عده‌اي نسبت به توفيق تجاري «اينديانا جونز 4» با ديده شك و ترديد نگاه كنند. هر چند برخي هم معتقدند كه فيلم اين‌بار مي‌تواند توفيقي عظيم‌تر  را تجربه كند چون هم نوجوانان امروز به تماشايش خواهند نشست و هم كساني كه در دهه 80، نوجوان بودند. منتقدان، سري فيلم‌هاي «اينديانا جونز» را جزو بهترين نمونه‌هاي سينماي سرگرم كننده ارزيابي كرده‌اند. هنوز هيچ نكته‌اي از جزئيات داستان فيلم تازه اسپيلبرگ به بيرون بروز نيافته تا كنجكاوي‌ها همچنان تا اواخر بهار  ادامه يابد.

اسپيلبرگ كه به عنوان يكي از موفق‌ترين كارگردانان سينما در   3 دهه اخير شناخته شده، اميد زيادي به توفيق قسمت چهارم «اينديانا جونز» دارد.

اين البته آرزوي تمام كساني است كه تماشاي 3 قسمت اول، از بهترين خاطرات دوران كودكي و نوجواني‌‌شان به‌شمار مي‌آيد.

سنت دنباله‌سازي هاليوود، اين بار بهانه‌هايي نوستالژيك نيز يافته است.

+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

           صابر ابر و باران کوثری - دایره زنگی

- آب دستتان است روی هوا ول کنید بروید دایره زنگی را ببینید. اولین ساخته پریسا بخت‌آور از آن فیلم‌هایی است که اصلن انتظارش را ندارید. یعنی توقع ندارید سینمای ایران بتواند شما را غافلگیر کند.
- پوستر عامه پسند دایره زنگی که روی سردر سینماها خودنمایی می‌کند نباید شما را گول بزند. آخر فکر می‌کنید با یک فیلم درجه جیم طرف هستید ولی نه اشتباه نکنید دایره زنگی چند سروگردن از سینمای ایران بالاتر است. ریتم تند فیلم که توسط کات‌ و برش‌های سریع هایده صفی‌یاری در مقام تدوین‌گر حضور داشته باعث می‌شود دلتان برای سکانس‌هایی که همین چند لحظه قبل از جلوی چشمتان عبور کرده تنگ شود.
- از همان تیتراژ اول فیلم متوجه خواهید شد چه می‌گویم. کاش شما هم الان دایره زنگی را دیده بودید. چون اگر کلیدهای فیلم لو برود حس بار اول دیدن دایره زنگی از بین خواهد رفت. آخر لاکردار بدجوری به تماشاگرش رودست می‌زند.
- اگر غافلگیری را از سینما بگیرید هنر هفتم نابود است. برای همین سینما به عنوان پناهگاهی برای کسانی است که می‌خواهند از زندگی روتین بدون هیجان فاصله بگیرند. سینما به همراه فوتبال آخرین امید نسل ما است. نسلی روبه انقراض از کرگدن‌ها و هیولاها. کسانی که نمی‌توانید لنگه‌شان را همه جا پیدا کنید. آنهایی که نمی‌خواهند شبیهه بقیه باشند. برای همین هر کسی توان درکشان را ندارند.
- "دایره زنگی" طناز است اما طنزی ویران‌كننده دارد. دیگر همه چيز در حد لبخند و قهقه باقی نمی‌ماند. قصه‌ای سراسر خنده که یک جاهایی از ترس به خودتان خواهید لرزید. آنجایی که رامین نه محمد از بالای آن خانه شیرین را می‌بیند که با آن پسره مو بلنده سوار ماشین شد و رفت. بعد بدو بدو می‌آید پایین و آن نمایی که پریسا بخت‌آور به ما و او نشان می‌دهد خیلی خیلی ویران‌کننده است.
- هر چقدر اول فیلم خندیده‌اید آن آخرها بدجوری از دماغتان در می‌آورد. آنقدر که شیرین هم حاضر نمی‌شود محمد را فراموش کند. حتی وقتی توی ماشین آن پسر مو بلنده نشسته دارد دیالوگ می‌گوید یک جایی حواسش پرت می‌شود. نفسش بالا نمی‌آید. نمی‌تواند صافی و پاکی محمد را فراموش کند. همانجایی که می‌گوید رامین یعنی مثل کف دست. ولی چه فایده شیرین یک جایی در حقش نامردی کرد که هیچ جوره نمی‌تواند روحش را از شر آن خلاص کند.
- پریسا بخت‌آور آنقدر جسور است که در لابلای خنده و رنگ‌های شاد، تناقض‌ها و بحران‌های اجتماعی جامعه‌ی کنونی را نشانمان ‌دهد. جامعه‌ای مستاصل و به بن بست خورده که به جای درمان دست به دامن رفتارهای خشن شده است. "دايره زنگی" فيلمی است گرم و هشداردهنده ...

منبع: وب لاگ "گردباد"

+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

فیلم سینمایی "اغتشاش آرام" به کارگردانی آنتونلو گریمالدی در 18 مورد نامزد دریافت جوایز پنجاه و دومین دوره جوایز دیوید دی دوناتلو شد که معادل ایتالیایی اسکار است.

اسکرین دیلی اعلام کرد این فیلم با بازی نانی مورتی فیلمساز جنجالی و مدیر هنری جشنواره فیلم تورین اولین بار در دنیا فوریه گذشته در جشنواره فیلم برلین نمایش داده شد و رومن پولانسکی فیلمساز معروف زاده لهستان نیز در آن نقشی کوتاه دارد.



نانی مورتی در صحنه‌ای از فیلم "اغتشاش آرام"

"اغتشاش آرام" بر مبنای رمانی پرفروش نوشته ساندرو ورونسی ساخته شده که سال 2005 منتشر شد و مورتی نقش پی‌یترو پالادینی یک مدیر اجرایی تلویزیون را بازی می‌کند که یک روز وقتی همراه برادرش مارلو به کنار ساحل رفته زنی را که در حال غرق شدن است نجات می دهد، اما زن به هویت ناجی خود پی نمی‌برد.

وقتی پی‌یترو به خانه بازمی‌گردد متوجه می‌شود حادثه‌ای مرگبار برای همسرش روی داده و این مسئله به شدت او را غصه‌دار می‌کند. از قضا زنی که او نجات داده به زندگی پی‌یترو بازمی‌گردد و از اینجا حوادثی دیگر رقم می‌خورد. این فیلم در شش هفته نخست نمایش در ایتالیا 8/8 میلیون دلار فروخت و ماه آینده در بخش مسابقه داستانی جشنواره ترایبکا به نمایش درمی‌آید.

"روزها و ابرها" به کارگردانی سیلویو سولدینی ایتالیایی که داستان آن در جنوا روی می‌دهد و اولین بار در دنیا در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد و تریلر "دختر دریاچه" اولین فیلم آندره‌آ مولایلی که در جشنواره ونیز افتتاح شد، هر یک در 15 مورد نامزد دریافت جوایز دیوید دی دوناتلو هستند.

درام "فاصله مناسب" ساخته کارلو ماتساکوراتی درباره فضای نژادپرستانه حاکم بر یک شهر کوچک ایتالیا نیز در هشت مورد از جمله بهترین فیلم، کارگردان و بازیگر زن برای دریافت جایزه رقابت می‌کند. برندگان پنجاه و دومین دوره جوایز دیوید دی دوناتلو 18 آوریل در مراسمی که زنده از شبکه RAI روی آنتن می‌رود، مشخص می‌شوند.

کارلو وردونه، لوئیجی مانی و گابریل موچینو از چهره‌هایی هستند که در مراسم امسال با دریافت جوایز ویژه مورد تقدیر قرار می‌گیرند. نامزدهای بخش‌های اصلی این دوره جوایز عبارتند از:

بهترین فیلم: "اغتشاش آرام"، آنتونلو گریمالدی / "روزها و ابرها"، سیلویو سولدینی / "فاصله مناسب"، کارلو ماتساکوراتی / "دختر دریاچه"، آندره‌آ مولایولی / "باد می‌چرخد"، جرج رایتز

بهترین کارگردان: کریستینا کومنچینی، "سیاه و سفید" / آنتونلو گریمالدی، "اغتشاش آرام" / کارلو ماتساکوراتی، "فاصله مناسب" / آندره‌آ مولایولی، "دختر دریاچه" / سیلویو سولدینی، "روزها و ابرها"

بهترین بازیگر زن: آنا بونایوتو، "دختر دریاچه" / مارگارت بای، "روزها و ابرها" / آنتونیا لیسکووا، "سرپناه" / والنتینا لودووینی، "فاصله مناسب" / والریا سولارینو، Signorinaeffe

بهترین بازیگر مرد: آنتونیو آلبانیان، "روزها و ابرها" / لاندو بوتسانکا، "والی‌ها" / نانی مورتی، "اغتشاش آرام" / کیم روسی استیوارت، Piano Solo / تونی سرویلو، "دختر دریاچه"

بهترین بازیگر زن نقش مکمل: پائولو کورتلی، Piano Solo / کارولینا کرسنتینی، "بیا از عشق حرف بزنیم" / ایزابلا فراری، "اغتشاش آرام" / والریا گولینو، "اغتشاش آرام" / سابرینا ایمپاچیاتوره، Signorinaeffe / سانرایز رورواچر، "روزها و ابرها"

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: جوزف باتیستن، "روزها و ابرها" / الساندرو گاسمن، "اغتشاش آرام" / فابریزیو جیفونی، "دختر دریاچه" / احمد هفینه، "فاصله مناسب" / اومبرتو اورسینی، Mattino ha loro in bocca, Il

بهترین فیلمنامه: نانی مورتی، لورا پولوچی و فرانچسکو اسمال، "اغتشاش آرام" / دوریانا لئوندوف، فرانچسکو اسمال، فدریکا پونترمولی و سیلویو سولدینی، "روزها و ابرها" / ساندرا پتراگلیا، "دختر دریاچه" / جرجیو رایتس و فردو والا، "باد می‌چرخد"

+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

فیلم سینمایی "آتشکار" به کارگردانی محسن امیریوسفی با گرفتن پروانه نمایش در آینده نزدیک روی پرده سینماها می‌رود.

دومین فیلم بلند امیریوسفی در آخرین روزهای سال 86 از شورای نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد پروانه نمایش عمومی گرفت و کارگردان فیلم مشغول مذاکره با پخش‌کننده برای اکران آن در اولین فرصت در سال جدید است. پیش‌بینی می‌شود "آتشکار" با توجه به مضمون آن یکی از فیلم‌های پرفروش سال 87 باشد.

"آتشکار" دومین ساخته امیریوسفی پس از "خواب تلخ" از فیلم‌های متفاوت سینمای ایران محسوب می‌شود. "خواب تلخ" که برنده آخرین جایزه سینمای ایران از جشنواره کن است، سال 2004 جایزه ویژه دوربین طلایی را از بخش اصلی و جایزه نگاه جوان را از بخش دوهفته کارگردانان به دست آورد.

"آتشکار" مسئله‌ای اجتماعی را با درونمایه طنز روایت می‌کند و داستان یک کارگر آتشکار است که بر سر تصمیمی با روح پدرش درگیر می‌شود. در این فیلم حمید فرخ‌نژاد با چهره‌ای متفاوت ظاهر شده و سایر بازیگران آن غیرحرفه‌ای هستند.

+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

در کارنامه قاسم جعفری که فیلم سینمایی "مجنون لیلی" را بر اکران دارد، می‌توان توجه ویژه به جوانان و مسائل آنان و انتخاب بازیگران چهره با نگاه گیشه‌پسند را به عنوان مولفه مشترک در نظر گرفت که به نوعی ادامه‌دهنده راه مجموعه‌های تلویزیونی او هستند.

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلبانی پس از اطلاع از احتمال پخش فیلم کارتونی ضد ایرانی در آکادمی فیلم marubi در تیرانا با ارسال یادداشت اعتراض به مدیریت این موسسه رسما از مسئولان آن خواست تا از پخش فیلم مزبور که کاملا ضد فرهنگی و ضد ایرانی است خودداری شود.

در همین راستا اقبالی سفیر جمهوری اسلامی ایران در دیدار با کوئیتیم چاشکو مدیر آکادمی فیلم marubi ضمن مغرضانه خواندن اهداف تهیه کنندگان فیلم مذکور، فیلم کارتونی "پرسپولیس" را یک فیلم  ضد فرهنگی و ضد ایرانی خواند.

در این دیدار سفیر جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر رعایت احترام به همه فرهنگها و تمدنها بویژه در سال گفتگوی فرهنگها، خواستار عدم پخش فیلم مذکور در تیرانا شده و آن را مغایر با روابط دیرینه دوستی و فرهنگی میان دو ملت و دو کشور دانست .

اقبالی در ادامه به رویکرد منطقی و واقعگرایانه برگزار کنندگان هفته فیلم فرانکوفن در تیرانا و نیز پرهیز از هر گونه فعالیت تبلیغاتی سو علیه ملت فرهنگی و تمدن ساز ایران تاکید کرد.

قرار است فیلم کارتونی پرسپولیس در آکادمی فیلم و رسانه ای ماروبی در سینمای به نام جیم و جام بلوشی در چارچوب برنامه بهار فرانسوی زبان به نمایش در آید.

داستان این فیلم از کتاب زندگینامه مریم ساتراپی که دارای تابعیت ایرانی فرانسوی است گرفته شده است. این فیلم کارتونی یک ساعت و سی و پنج دقیقه ای بیشتر به تحولات کشورمان در سالهای دوران پیروزی انقلاب اسلامی و داستانهای غیر واقعی و کاذب مریم ساتراپی می پردازد.

+ نوشته شده در شانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |

فیلم تلویزیونی "آپارتمان" به نویسندگی و کارگردانی علی موذنی فردا 16 فروردین ساعت 16 از شبکه اول سیما روی آنتن می‌رود.

در این فیلم بهزاد خداویسی و غزل صارمی نقش‌های اصلی را بازی می‌کنند و شمسی فضل‌اللهی، اتابک نادری، پوراندخت مهیمن، سعید نوراللهی و ... دیگر بازیگران و سیدسعید سیدزاده تهیه‌کننده آن هستند.

"آپارتمان" داستان زوجی جوان را روایت می کند که در آرزوی داشتن منزل شخصی خود را به آب و آتش می‌زنند، چون قرار است آپارتمانی اکازیون نصیب‌شان شود. حسین مهدوی صداگذار، همایون‌رضا عطاردی آهنگساز و وحید کاشی برنامه‌ریز فیلم بوده‌اند.

+ نوشته شده در پانزدهم فروردین 1387ساعت توسط Arsaalan |