
وای ! حــــســــیــــنم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
کوی عشق است این بیابان ، خواهرا غوغا مکن
بر رخت سیلی مزن ، شیون در این سودا مکن
عهد من پایان پذیرد ، زین سپس رهبر تویی
ای شریک عهد من ، از دشمنان پروا مکن
تشنه لب در این بیابان ، عهد کردم جان دهم
مو مکن بر روی نعشم ، گیسوانت وا مکن
کوفیان با قصد غارت در ستم طوفان کنند
رو متابی از شکیبا ، وحشت از یغما مکن
میزنن آتش بسوزد خیمه و خرگاه من
اندر آن آتش به دل ، خود آتشی برپا مکن
مشگلت از هر چه باشد ، رو به سجادم بگو
گفتگو و کشمکش ، با هر کس رسوا مکن
جمع کن اهل حرم را پاسبانی کن به شب
ترک با خار مغیلان ، بلبل شیدا مکن
دل بدست آر از یتیمان ، مهر کن بر کودکان
از حمایت بر حرم ، دوری در این صحرا مکن
با همه نظم سخن ، دیوانه شد دیوانه تر
کیست بر دیوانه گوید ، در جنون غوغا مکن