
تيتر:خانم آقاي هاشمي مي گفت اين فيلم را پخش نكنيد
گلاويژنادري/ وحيد سعيدي
بيشك متفاوتترين فيلم تبليغاتي چند دوره اخير انتخابات رياست جمهوري متعلق به كمال تبريزي است. اكبرهاشمي رفسنجاني در اين فيلم از داخل منزلش در حال انجام امور روزانه با لحني متفاوت درباره دلمشغوليهايش با مردم سخن گفت. اما همين فيلم به ظاهر ساده آنچنان سروصدايي به پا كرد كه تا چند روز فيلم و سازندهاش نقل محافل مردمي و سوژه سايتهاي ايراني و خارجي بود و آنطور كه كارگردانش ميگويد تاثير زيادي روي آراي مردم گذاشت. با نزديك شدن به انتخابات و بالا رفتن تب ساخت فيلمهاي تبليغاتي به سراغ كمال تبريزي رفتيم. در حالي او حاضر به انجام اين گفتوگو شد كه اين روزها سخت درگير ساخت پروژه تاريخي روزهاي كهن است. اين گفتوگو در حد فاصل گرفتن سكانسهاي اين سريال انجام شد.
* چه زماني ساخت فيلم تبليغاتي آقايهاشمي به شما پيشنهاد شد؟
درست يادم نيست. اما فكر ميكنم نزديك به دو ماه قبل از انتخابات در جريان ساخت آن قرار گرفتم.
علت اينكه ساخت فيلم اين را به شما پيشنهاد دادند ميدانيد؟
نه. قبل از اين جريان اصلا با آقايهاشمي از نزديك آشنايي نداشتم و واقعا علت آن را نميدانم.
از آقايهاشمي هم نپرسيديد؟
نه. اما شايد فكر كردند چون «مارمولك» را ساختهام ميتوانم اين فيلم را بسازم. (خنده)
چه كسي با شما اولين بار تماس گرفتند براي ساخت فيلم؟
آقاي محمدي به عنوان تهيهكننده با من تماس گرفت و گفت چنين پيشنهادي شده اگر تمايل داري اين كار را با هم انجام دهيم.
بعد كار وارد چه پروسهاي شد؟
يك سري جلسه با آقاي محمدي داشتيم و به يك كليتي رسيديم و چند جلسه با آقايان عطريانفر، مهدي هاشمي پسر آقايهاشمي و محمدعلي نجفي برگزار كرديم. راجع به اينكه بايد ساختمان اين فيلم چگونه و چطور باشد.
شما در جريان فيلم آقاي صدرعاملي كه براي آقايهاشمي ساختند و همچنين كليپها و. . . بوديد؟
نه، بحث اصلي ما روي اين فيلم بود، تيزر و فيلم آقاي صدرعاملي در تيم ما مطرح نبود و در مجموع تيم جداگانهاي داشتند كه مستقيما خودشان جلسات مستقلي را برگزار ميكردند. اما در اين جلسات من و آقاي محمدي بوديم كه بحثهاي اصلي را ميكرديم كه ساختار فيلم چگونه باشد.
وقتي طرح فيلم شكل گرفت كسي با آن مخالفت نكرد؟
خانم آقايهاشمي خيلي مخالفت ميكرد و ميگفت كه فيلم را اينطوري نسازيد چون آقايهاشمي كوچك ميشود.
اين جلسات كه تمام شد با آقايهاشمي ملاقات كرديد؟
از موقعي كه ميخواستيم پروژه را شروع كنيم تقريبا ميتوانم بگويم كه ايشان در كاري كه ما ميكرديم دخالتي نكردند. تنها درباره متن فيلم نظر ميدادند. ايشان كاملا تسليم بودند، يعني ميگفتند هر كاري كه شما دوست داريد، انجام دهيد. فقط در باره متني كه قرار بود خودشان بخوانند طبيعتا اصلاحاتي انجام دادند.
خودتان متن را نوشتيد يا اينكه از نويسندگان ديگري هم دعوت كرديد؟
طراحي و پيشنهاد متن از طرف آقايهاشمي بود و بعد خودمان آن را نوشتيم. فكر ميكنم كه آقاي اردشير رستمي {بازيگر نقش شهريار} هم به ما كمك كرد.
خانم آقايهاشمي از چه زماني با كاري كه شما انجام ميداديد، مخالفت كردند؟
ايشان نميدانستند، ما چه كار ميكنيم. بعد كه فيلم را ديدند، حالشان بد شد. ميگفتند اين چيست شما ساختيد؟ آقايهاشمي را خيلي معمولي كرديد.
دقيقا روي نقطهاي انگشت گذاشتند كه هدف شما بود؟
دقيقا، البته همسر ايشان راست ميگفتند ما اصلا قصدمان اين بود كه اين كار را بكنيم، چون ميخواستيم بگوييم اين آدمي است كه ميتواند عضوي از آحاد مردم جامعه شود.
آقايهاشمي چه نظري داشتند؟
خودش را سپرده بود به تيمي كه اين كار را انجام ميداد و اين مثبتترين ويژگي ايشان است.
تمامي فيلمهاي تبليغاتي سال 84 تقريبا فضاي يكساني داشتند و روي تهييج كردن مردم تاكيد ميكردند اما فيلم تبليغاتي آقايهاشمي فضاي متفاوتي داشت چطور به اين طرح و الگو رسيديد؟
كاملا سينمايي با اين فيلم برخورد كرديم. يعني از ابتدا به دنبال اين بوديم كه به سراغ كدام يكي از ويژگيهاي ايشان برويم. مثلا به اين فكر كرديم كه بايد چه موضوعي را درباره آقايهاشمي مطرح كنيم و از چه جنسي بايد باشد كه بتواند مردم را تحت تاثير قرار دهد. اصلا به اين فكر نميكرديم كه يك فيلم تبليغاتي بسازيم.
در واقع از همان ابتدا ساخت يك فيلم تبليغاتي مهيج و احساسي را از ذهنتان خارج كرده بوديد.
بله، چون اصلا بلد نيستم اينطور فيلم بسازم. بيشتر در اين فكر بوديم، كاري كنيم كه بيننده نسبت به اين شخصيت حس دوبارهاي پيدا كرده و به آن نزديك شود. درست مثل كاري كه شما در فيلم داستاني معمولي انجام ميدهيد تا اين ارتباط برقرار شود. در بعضي از لحظات امكان اينكه تصوير اين حس را به وجود آورد، نبود و نريشن اين كار را انجام داد. در اينجاست كه نريشن خيلي تعيينكننده ميشود.
براي اولين بار بود كه شما شخصيتي مثل هاشمي را به اين شكل ميديديد كه با بياني خاص از خودش ميگويد.
ايشان فرم خاصي صحبت ميكردند و ما بهشان توضيح داديم كه اين شكل بايد كاملا دروني باشد و نبايد مثل سخنراني پشت تريبون نماز جمعه جملات را ادا كند. ايشان هم واقعا خوب از عهده اين كار برآمدند. يك بار برايشان توضيح ميداديم كه اين متن را بايد اينطور بگوييد و ايشان در همان بار اول به خوبي جملات را بيان ميكردند.
تماشاي اين فيلم آدم را به ياد كتاب خاطراتهاشمي رفسنجاني مياندازد اين كتاب تا چه اندازه در ساخت فيلم تبليغاتي ايشان و ساختاري كه براي آن در نظر گرفته بوديد موثر بود؟
شايد چون فيلم كمي در آن حال و هوا بود، به ياد آن كتاب ميافتيد. از سوي ديگر متن و فيلمنامه را هم سعي كرده بوديم با نظرات آقايهاشمي تنظيم كنيم. طبيعتا اين متن هم به آن كتاب شباهتهايي داشت. در ذهن ما اين بود كه كاري بكنيم بيننده با آقايهاشمي ارتباطي مبتني باصداقت برقرار كند. به اعتقاد من اين بهترين شكل برقراري بود. ما ميدانستيم كاري كه انجام ميدهيم، يك كار تبليغاتي است و كسي كه اين فيلم را ميبيند بايد نزديكي با آن شخصيت را احساس كند. اما مثل ديگر فيلمهاي تبليغاتي انتخاباتي كه معمولا سعي ميكنند شور و هيجان ايجاد كنند و بعد حالت اسطورهاي و حماسي به آن نامزد بدهند، عمل نكرديم.
چرا با توجه به اينكه مردم ايران مردمي احساسي هستند به سمت اين نوع ساختار نرفتيد؟
به اين علت كه فكر ميكنم تمامي اينها تاثير عكس ميگذارد. هنوز هم فكر ميكنم اگر كسي بخواهد براي آقايان موسوي يا كروبي فيلم بسازد بايد از اين زاويه وارد شود. يعني بايد اين آدمها را هرچه بيشتر به تماشاگر نزديك كند و حس عاطفي ميان آنها بوجود بياورد. به اين دليل كه ما با قلبمان راي ميدهيم نه با عقلمان. هميشه معتقدم ايرانيها به جاي اينكه با عقلشان راي بدهند با قلبشان اين كار را ميكنند . پس نتيجه ميگيريم كه بهترين فيلم تبليغاتي براي كانديداي ايراني در جمهوري اسلامي ايران اين است كه حس شعاري و حماسي نداشته باشد. به عبارت ديگر اين حس را كه «من آنم كه رستم بود پهلوان» در آن به چشم نيايد.
اما فيلم جواد شمقدري براي آقاي احمدينژاد با همين حال و هوا ساخته شد و اتفاقا تاثير خودش را هم گذاشت؟
اصلا اينطور نيست، شما به دور اول انتخابات توجه كنيد ببينيد چه كسي بيشترين راي را آورد، او كسي نبود جز آقايهاشمي.
اما اين حالتي كه شما به آن اشاره ميكنيد در فيلمي كه سال 76 سيف اله داد براي آقاي خاتمي ساخت، وجود داشت.
نه؛ اتفاقا آن سال اگر يادتان باشد مهمترين چيزي كه پس از اين فيلم در بعضي تماشاگران بهوجود آمده بود، اين بود كه حتي ميخواستند به لبخند آقاي خاتمي راي بدهند. هيچ كس تا قبل از اين فيلم با آقاي خاتمي اينطور برخورد نميكرد. در فيلم تبليغاتي آقايهاشمي هم همين حالت وجود داشت. يادم است آن زمان به آقايهاشمي ميگفتيم كه از موضع فردي كه مسئول است و مقام بالايي دارد بيايند پايين و ارتباط نزديكتري با تماشاگر برقرار كنند. به ايشان ميگفتيم محاورهاي صحبت كنند. همين كه مردم احساس كنند كه اين آدم مثل خودشان است به او راي ميدهند. در صورتي كه عقل حكم ميكند به كسي كه مثل خودت است راي ندهي. بايد به كسي راي بدهي كه نخبه باشد مثل خودت نباشد از تو بالاتر باشد ولي در ايران برعكس است؛ در ايران ميگويند كه اين ميفهمد ما چه ميكشيم و بايد به او راي دهيم. اما در مورد هر كانديدايي نميتوان اين كار را كرد يعني هر كاري بكني نميتوان او را تبديل كرد به آدمي كه از موضع بالا فرود آمده و بايد بين همين آدمها زندگي كند. در ايران بايد كاري كني كه قلب رايدهندهها تحت تاثير قرار گيرد وگرنه نميتواني عقلشان را به اين راحتي متاثر كني و بر اساس عقلش راي بدهد.
پيش از ساخت فيلم انتظار چنين همكاري و برخوردي را از آقاي هاشمي داشتيد؟
نه فكر ميكردم آقاي هاشمي به اين راحتي تن نميدهد. وقتي شما به طور مثال از آقاي انتظامي ميخواهيد فيلم مستند بسازيد اما و اگرهايي دارد اما آقايهاشمي حتي يك بار هم به ما نگفت كه چرا اين پلان را ميگيريد. بعضي وقتها ميگفتيم اين كار را دو، سه بار انجام بدهيد و بنده خدا شكايتي نكرد و واقعا همكاري ميكردند.
چند روز تصويربرداري طول كشيد؟
در مجموع حدود ده روز تا دو هفته طول كشيد.
فكر ميكنيد در دور دوم انتخابات چقدر پخش دوباره فيلم تاثيرگذار بود؟
من معتقدم در دور دوم، فيلم انتخاباتي نبود كه تاثيرگذار باشد بلكه شگرد، سياست و عملكرد گروهها بود كه موثر بود. اصولا در دور دوم معادلات ديگري تعيينكننده است. در دوره دوم مناظرهاي هم بين كانديداها صورت نميگرفت. اساسا فكر ميكنم در دور دوم ديگر تبليغات كاركرد خودش را از دست ميدهند. در دور دوم بايد بگذاريد مردم تصميم خودشان را بگيرند كاركرد تبليغات تمام ميشود. در دور اول هر چيزي كه ميخواستيم بگوييم گفتيم.
به طور كلي چقدر ساخت فيلم تبليغاتي را در پيروزي يك نامزد انتخاباتي موثر ميدانيد. در مقايسه با سفرهاي انتخاباتي، پخش پوستر، تراكت و. . . نمايش فيلم در چه جايگاهي قرار ميگيرد؟
به نظر من در اندازه هر كدام از اين كارها كه انجام ميگيرد كاركرد خاص خود را دارد. تلويزيون خيلي تعيينكننده است همانطور كه سفر استاني هم تعيينكننده است. ا گر نامزدي بگويد كه فيلم نميسازم و بين مردم ميروم و مناظره ميكنم ممكن است يك پله عقب بماند دليلش اين است كه هر كدام از اينها مخاطبان خاص خودشان را دارند. يعني آن كسي كه از طريق فيلم تحت تاثير قرار ميگيرد احتمالا مناظره رويش خيلي تاثير نميگذارد و بخشي از ارتباط با مخاطب خاص خودش را از دست ميدهد.
چقدر نام و جايگاه كارگردان را در اقبال مردم به فيلم موثر ميدانيد؟
اين هم نكته تعيينكنندهاي است. فرض كنيد رضا كيانيان، سيمين معتمدآريا و پرويز پرستويي فيلم انتخاباتي آقاي قاليباف را بسازند. اين نامها خيلي تاثير گذارند. يعني همانطور كه فيلم ميتواند موثر باشد اين نامها هم در كنار آن اهميت دارند. البته اگر بگوييم اين فيلم را درويش يا افخمي ميسازد تاثير چنداني در روستاهاي دورافتاده نخواهد داشت اما در اصفهان، شيراز، مشهد، كاشان و. . . تعيينكننده است.
ارتباط شما با آقاي هاشمي بعد از ساخت اين فيلم ادامه پيدا كرد؟
به طور جدي نه. براي ساخت «پاداش» با ايشان تماس گرفتيم چون بايد به عربستان ميرفتيم و نياز به همكاري داشتيم. از اين طريق امكاناتي را برايمان فراهم كرد. در مورد ديگري آقايي از فرانسه با گروهي به ايران آمده بود و ميخواست مستندي بسازد و با آقاي هاشمي تماس بگيرد از طريق خانه سينما به من وصل شد و قراري با من گذاشتند و كمكشان كردم.
فكر ميكنيد چقدر فيلم تبليغاتي شما در افزايش راي آقاي هاشمي تاثير داشت؟
فكر ميكنم تاثير زيادي گذاشت. شايد اگر اين فيلم نبود در دور اول آقاي هاشمي نفر اول نميشد. به دلايل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و هر دليل ديگري فاصلهاي بين آقاي هاشمي و توده مردم وجود داشت و اگر يك چنين كار تبليغاتي درباره ايشان انجام نميشد اين مقدار راي را نميآوردند، اما بعضيها برعكس نظر دارند و ميگويند كه اين فيلم باعث شد آقاي هاشمي راي قاطع نياورد با اين حال نظرم كاملا مخالف اين افراد است.
اگر از طرف نامزدي كه انتخاب شما نبود، دعوت به كار ميشديد بازهم ساخت فيلم او را قبول ميكرديد؟
حقيقتش اين است كه من اصلا در دور اول انتخابات شركت نكردم و راي ندادم، شناسنامهام را نگاه كنيد براي دور اول مهر ندارد ولي براي دور دوم دارد چون در آن دوره هيچكدام از كانديداها ايدهآل من نبودند ولي با اين حال ساخت فيلم انتخاباتي آقاي هاشمي را قبول كردم. البته آن دوره از طرف كانديداي ديگري هم پيشنهاد داشتم، اما گفتم كه كار دارم و نميتوانم، ولي پيشنهاد براي ساخت فيلمي درباره آقاي هاشمي شرايط ديگري دارد. به هرحال شخصيت آقايهاشمي براي من جذاب بود و به عنوان يك فيلمساز هميشه دوست داشتم فرصتي پيش بيايد تا درباره چنين شخصيتي فيلم بسازم. اگر به من بگويند برو با يك نقاش خيلي بزرگ و نويسنده و يا فيلسوف خيلي بزرگ آشنا شو و يك فيلم كوتاه راجع به او بساز نه نميگويم. فيلسوفهاي بزرگ هيچ نسبتي با كار ما ندارند ولي وقتي ميتوانم بروم و با آنها از نزديك آشنا شوم براي من اين كار اهميت پيدا ميكند، چون او آدم خاصي است. هاشمي هم از نظر من يك چنين آدمي است.
در انتخابات اين دوره شركت ميكنيد؟
در اين دوره از انتخابات حتما شركت ميكنم و به كانديداي مورد نظرم راي ميدهم. شما هم تلاش كنيد واقعا آراي خاموش را به حضور در انتخابات ترغيب كنيد.